کد خبر: 3965798
تاریخ انتشار : ۳۰ فروردين ۱۴۰۰ - ۱۸:۴۳
فرآیند قرآنی تحول اخلاقی/ 6؛

حب دنیا مهم‌ترین مانع تحول اخلاقی است

عضو هیئت‌علمی پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن کریم طی یادداشتی گفت: بر اساس تعالیم قرآنی و روایی، «حُبُّ الدنیا راس کُلِّ خَطیئَهٍ» یعنی دوست داشتن دنیا سرچشمه بدی‌ها و مهم‌ترین مانع تحول اخلاقی است.

حب دنیا مهم‌ترین مانع تحول اخلاقی استحجت‌الاسلام والمسلمین سید علی‌اکبر حسینی، عضو هیئت‌علمی پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن کریم در ششمین یادداشت ارسالی خود به خبرگزاری ایکنا از قم یادآور شد که در میسر تحول اخلاقی پیش‌نیازهایی وجود دارد، خردورزی، اعتقاد به وجود خدا، به قیامت و وحی و نیز اعتقاد راسخ به برپایی رستاخیز، چهار پیش‌نیاز شناختی است که دیروز و در یادداشت پنجم به بررسی و تحلیل آن پرداختیم و در این یادداشت نیز مطالبی را بیان می‌کنم که در ادامه می‌آید:

شناخت دنیا و انسان و ویژگی‏های روان‌شناختی انسان از دیگر پیش‌نیازهای مهم تحول اخلاقی است، در قرآن آیات فراوانی به معرفی دنیا و انسان و بیان ویژگی‌های هر یک از این دو پرداخته است. این ویژگی‌ها نقشی اساسی در انتخاب سبک زندگی ما دارند.

 ناشکیبایی، بی‌تابی، حرص، بخل و بخل شدید، ناسپاسی، لذت‎جویی، دنیاطلبی، بی‌ظرفیتی، خودخواهی، خیال‎پردازی و وهم‏گرایی، شماری از ویژگی انسان است که در قرآن به آن‌ها اشاره‌شده است. بدون تردید این ویژگی‌‏ها، موانع و آسیب‏‌هایی هستند که می‌توانند ما را از هدایت، سعادت و تحول اخلاقی بازدارند.

ارتباط دائمی ما با دنیا و مظاهر آن، موجب انس، دل‌بستگی‌ و وابستگی ما دنیا و لذت‌های نقد و دست‌یافتنی آن شده است. بر اساس تعالیم قرآنی و روایی، دوست داشتن دنیا سرچشمه بدی‌ها و مهم‌ترین مانع تحول اخلاقی است «حُبُّ الدنیا راس کُلِّ خَطیئَهٍ»

قرآن برای آزادی ما از این مرداب مرگبار و ایجاد زمینه‎های تحول اخلاقی به تبیین و تحلیل دل‌بستگی انسان پرداخته و تأکید می‌کنند که بسیاری از جذابیت‌ها و دلبری‎های دنیا وهمی و خیالی و سراب‎گونه است؛ اما همین سراب، وهم و خیال بسیاری از آدمیان را در خود فروبرده است. در روایتی از امام کاظم (ع) ضمن بازگویی برخی نصایح لقمان به فرزندش به این واقعیت تلخ اشاره‌شده است: ... اى پسرم! دنيا درياى ژرفی است كه بسيارى در آن غرق‌شده‌اند. لقمان در ادامه سفارشات خود، پارسایی و توکل را تنها را نجات از هلاکت می‎داند.

در قرآن شاهد به‎کارگیری واژگانی مانند سراب و خیال درباره کافران چنان‏که در آیه 18 سوره لقمان، خداوند منشأ غرور را تخیل و خیال‌پردازی دانسته است «وَ لا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَ لا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ» و بار دیگر در آیه 23 سوره حدید، از فرح و شادمانی‌های افراطی و مستانه نسبت به جلوه‌های دنیا به خیال‌پرداز تعبیر شده است.

از منظر نظام اخلاقی قرآن، خیال‌پردازی و وهم‎انگاری اجازه نمی‌دهند تا انسان‌ها بتوانند به سهولت و سادگی از دلبری دنیا دل بردارند و از تعلقات و زیبایی‌ها و جذابیت‌های آن آزاد شوند.

از دیگر ویژگی‎های انسان که در قرآن مدار توجه قرارگرفته سستی و تنبلی انسان است. بر اساس اصلی رایج و پذیرفته‌شده در جوامع بشری بسیاری از انسان‎ها به لذت‌های نزدیک که به‌آسانی در دسترس قرار می‌گیرد، بسنده می‎کنند و از تحمل سختی برای لذت‌های دوردست می‌گریزند و برای خلاص از ملامت‌های وجدان خود، اساساً لذت‌های دوردست را انکار کرده و در مواردی نیز به ضعف عزم و اراده خود اعتراف می‌کنند و خود را قانع می‌پندارند و در مواردی نیز با ضرب‌المثل‌هایی مانند، «سیلی نقد به از حلوای نسیه است» و یا «رو دست بگیر و دست از آن نسیه بدار!» ناتوانی و سستی خود را توجیه و یا پنهان می‌کنند.

در آیه 42 سوره توبه در ضمن بررسی برخی مشکلات پیامبر در تجهیز سپاه اسلام، به این اصل اشاره‌شده است. «لَوْ كانَ عَرَضاً قَريباً وَ سَفَراً قاصِداً لاَتَّبَعُوكَ وَ لكِنْ بَعُدَتْ عَلَيْهِمُ الشُّقَّةُ» خداوند در این آیه به تحلیل روان‌شناختی مخالفان جهاد و مؤمنانی سست ایمانی که از حضور در جهاد بیمناک‌اند، پرداخته و به پیامبر گرامی اسلام، می‌فرماید: اگر نتایج و بهره‎ای را که برای شرکت در جهاد به آنان بشارت دادی، غنیمتى نزدیک و در دسترس و سفرى آسان و کوتاه بود، از تو پیروی می‎کردند؛ اما آنان پیمودن این مسیر را، سخت و تحمل‌ناپذیر انگاشتند و به همین دلیل از همراهی با تو سر باز می‌زنند.

این سستی و تنبلی تا آنجا است که بسیاری از مردم حتی، از اقدام‎های پیشگیرانه برای حل مشکلات و درمان دردهای جسمی خود که هر روز شب آنان را آزار می‎دهد، چشم‎پوشی می‎کنند و تنها در شرایط بحرانی و اورژانسی به درمان درد و علاج مشکلات می‌اندیشند؛ یعنی تا آنجا در برابر درد تعلل و تحمل می‎کنند که زمین‎گیر می‎شوند. بدیهی است که این افراد برای رسیدن به نیازها و لذت معنوی، گامی برنخواهند داشت؛ در حالی که نسبت به امور معنوی و متعالی احساس نیاز نمی‎کنند و با فرض احساس نیاز انگیزه و همت لازم را برای دستیابی به آن ندارند. بر اساس برخی تعالیم اسلامی، بسیاری از انسان‌ها تا زمانی که در خود نیاز شدید به خدا، دین و دستورات دینی را احساس نکند؛ توجیهی برای پرداختن به این امور نخواهد داشت. منشأ، بی‌اعتنایی نسبت به دعوت‌های دینی و تمسخر و انکار فرستادگان الهی را باید در این احساس بی‌نیازی جست‌وجو کرد.

در منابع روایی بابی با عنوان «باب الاضطرار الی الحجه» آمده است. در اصطلاح فقهی و روان‌شناختی اضطرار به حالتی گفته می‌شود که در صورتی که اگر ادامه یابد به مرگ و یا زیان‌های جبران‌ناپذیر منجر خواهد شد. به همین دلیل در آیات قرآن و احکام فقهی، در حالت اضطرار حتی خوردن گوشت مرده نیز مباح خواهد شد. یکی از تمناهای امامان معصوم آن است که از خدا می‌خواهد تا امور اضطراری زندگی را به آنان یادآور شود «اوقفنی علی مراکز اضطراری»

بنابراین اگر مضطر نشویم و عطشی و نیازی شدید سراسر وجود ما را فرانگیرد به سراغ قرآن و تحول اخلاقی نمی‌رویم.

در نظام اخلاقی این اضطرار را باید در پرتوی خردورزی و تحولات شناختی درباره خدا، قیامت، انسان، دنیا و ... به دست آورد. بدون این شناخت‌ها و باورها و اعتقاد برخاسته از این شناخت، بسیار بعید است که نیازمندانه و از سر اضطرار به سراغ قرآن، اخلاق و تربیت و تحول اخلاق برویم.

 

انتهای پیام
captcha