
امیر مشعلی فیروزی، مشاور و مدرس طرح ملی توسعه مشاغل خانگی استان اصفهان در حوزه طراحی کسبوکار و خلاقیت و نوآوری در تجارت در گفتوگو با ایکنا از اصفهان، اظهار کرد: در اجرای این طرح، همه افراد شرکتکننده با هم در یک کلاس حضور پیدا میکردند، در نتیجه نیازهای طبقات مختلف افراد لحاظ نمیشد، در حالی که آنها به لحاظ نوع کار، میزان تحصیلات و دیدگاهی که نسبت به تجارت و کسبوکار خود داشتند، همگن نبودند. برخی از آنها دیدگاه روشنتری داشتند و برخی دیگر حتی نسبت به پایهایترین تعاملاتی که باید بهعنوان فریلنسر یا خودسرمایهگذار در دنیای تجارت آزاد برقرار میکردند، دیدگاه روشنی نداشتند و نتوانسته بودند خود را با این فضا وفق دهند.
وی افزود: در واقع، همگنی مخاطبان مناسب نبود و آنها باید طبقهبندی میشدند و متناسب با نیازهایشان آموزش میدیدند. البته با توجه به شیوع کرونا و پراکندگی مخاطبان، تعامل میان مدرس و مشاور با مخاطب به شیوهای که در کلاسهای حضوری است، صورت نمیگیرد و این مشکلی است که در همه جای ایران و حتی جهان وجود دارد؛ ولی به هر حال ابزارهای بیشتری باید برای تعامل بهتر در اختیار افراد قرار گیرد تا بتوانند خودشان را در دنیای واقعیتری ببینند، نه فقط در کلاس درس. البته جهاد دانشگاهی زیرساختهای مناسبی آماده کرده بود، ولی به نظرم این آموزش مجازی باز هم جای کار داشت. وقتی از آموزش مجازی حرف میزنیم، منظور صرفاً گفتن و شنیدن نیست، بلکه کارهای دیگری نیز باید انجام شود تا افراد در موقعیت واقعیتری قرار بگیرند.
این مشاور و مدرس طرح ملی توسعه مشاغل خانگی استان اصفهان اضافه کرد: نظریه کاپ کیک میگوید میتوان روی کیک ساده چیزهای دیگری اضافه کرد، من فکر میکنم طرح توسعه مشاغل خانگی بهعنوان یک طرح خام اولیه و پایه خوب بود، ولی در گامهای بعدی باید تغییراتی در آن ایجاد شود؛ مثلاً در حوزه مشاوره تجاری، مرحله اول آشنایی کامل افراد با دنیای تجارت به صورت یک به یک یا گروهی است و سپس در مرحله بعدی باید از بازار نیازسنجی صورت گیرد و مشخص شود کسبوکاری که افراد میخواهند انجام دهند، نیاز بازار است یا نه. بر مبنای این نیازسنجی باید افراد را آگاه کنیم که بازار به چه خدماتی نیاز دارد. بنابراین مرحله دوم، تطبیق نیاز بازار و توانایی افراد است که در نتیجه آن، افراد هم توانایی خودشان را افزایش میدهند و هم نیاز بازار را تأمین میکنند.
مشعلی فیروزی ادامه داد: مرحله بعدی، کوآپ یا آموزش حین انجام کار است که طی آن افراد یکسری دورههای آموزشی گذرانده و همراه یک گروه این آموزشها را به صورت پایلوت اجرا میکنند. مرحله بعد، حمایت از افراد به صورت مشاوره در حین کار است و مرحله آخر، شامل بازخورد دادن به افراد در خصوص مشکلات موجود و راهحل آنها و ارائه برنامهای جامع برای سالهای آینده. مشکلی که در اجرای همه طرحها وجود دارد، این است که افراد را تا نقطهای میرسانیم و سپس آنها را به حال خود رها کرده و میگوییم کار را انجام دهند، در صورتی که در سیستم منتورینگ یا هدایتگری که اکنون در دنیا رایج است، پابهپای افراد پیش رفته و آنها را به نقطه مناسب میرسانند. بنابراین باید دست افراد را گرفت و آنها را با تغییرات و مسائل اقتصادی آشنا کرد. به نظر من، صرف ارائه یکسری آموزشها موفقیتآمیز نیست و شخصاً تجربه خوبی در این زمینه ندارم.
وی نقش جهاد دانشگاهی را بهعنوان مجری و تسهیلگر طرح مثبت ارزیابی کرد و گفت: اگر یک شرکت یا مؤسسه خصوصی بخواهد این طرح را اجرا کند، احتمالاً به لحاظ سرمایهگذاری و بسیاری مسائل دیگر با مشکل مواجه میشود، ولی جهاد دانشگاهی این مسائل و مشکلات را ندارد و میتواند بازوی اجرایی و برنامهریزی قدرتمندی باشد و خیلی بهتر کار کند، اگر در بند بروکراسی گرفتار نشود. البته بروکراسی، قوانین و مقرراتی است که در سازمانهای شبه دولتی وجود دارد و نمیتوان این قوانین را از آنها گرفت، ولی به لحاظ منتورینگ یا تسهیلگری و شتابدهندگی، تاکنون تفکرات مثبت و سازندهای در مجموعه جهاد دانشگاهی اصفهان وجود داشته و سعی بر این بوده که موانع برداشته شود. بهعنوان یک مدرس در بسیاری از مواقع شاهد بودهام که جهاد دانشگاهی کارها را بهتر از سیستمهای خصوصی پیش برده است، ولی به هر حال نمیتوان موانع بروکراتیک را از این مجموعه حذف کرد و برای قویتر شدن، به سرعت بیشتر و زیرساختهای بهتر نیاز است. البته نکتهای که باید بر آن تأکید کرد، توانمندی نیروهای جهاد دانشگاهی در مدیریت اجرایی است.
انتهای پیام
عالي بود