
به گزارش ایکنا از اصفهان، «کتابنوش» عنوان سلسله نشستهایی است که اولین نشست آن با معرفی کتاب «زن و چالشهای جامعه» به قلم سیدموسی صدر، به همت مجموعه توازن و انتشارات جهاددانشگاهی واحد اصفهان، شب گذشته، 22 آذرماه در مجموعه متروپل اصفهان برگزار شد.
در ابتدای این نشست، بهناز عابدی، مدیر مجموعه توازن هدف از برگزاری این نشستها را آشنایی با سیر اندیشه بزرگان در حوزه زنان و تبیین و نقد و بررسی این اندیشهها خواند و اظهار کرد: در همین راستا، اولین کتابی که معرفی و نقد و بررسی میشود، «زن و چالشهای جامعه» نام دارد که مجموعهای از گفتوگوها، مصاحبهها و سخنرانیهای امام موسی صدر است و در اینجا تلاش میکنیم بهصورت جمعی، به تحلیل این آرا و اندیشهها بپردازیم و ببینیم متناسب با شرایط امروز، دیدگاه دین نسبت به زنان چیست.
راحله کاردوانی، دکترای مطالعات زنان و پژوهشگر اندیشکده خانواده، زیرمجموعه پژوهشکده مهرستان وابسته به دانشگاه اصفهان، سخنران اصلی این برنامه بود. وی ابتدا از حضار خواست تا مهمترین چالشها و سؤالات خود در حوزه زنان و خانواده، یا در خصوص کتاب «زن و چالشهای جامعه» را بیان کنند. شرکتکنندگان از مغفول ماندن نگاه معقول و میانه اسلام به زنان سوای نظریههای فمینیستی و نگاههای سنتی، الگوی زن ایرانی اسلامی مورد تأکید مقام معظم رهبری، دیدگاه شخص امام موسی صدر درباره زنان، کنشگری اجتماعی و جمع آن با وظیفه مادری، آشنایی با مسائل و مشکلات و دغدغههای زنان و نادیده گرفته شدن این مسائل در مراکز حوزوی، قرائتها و خوانشهای مختلف درباره نقش و جایگاه زن، قضاوت کردن درباره زنان براساس ظاهر آنها و فراهم نبودن فضا برای مادر شدن زنان شاغل و خانهدار در جامعه ایران علیرغم تأکید بر موضوع مادری، بهعنوان چالشها و سؤالات خود در این حوزه صحبت کردند.
در ادامه، سخنران برنامه در خصوص علت انتخاب این کتاب، به شخصیت کمنظیر و هوش و زیرکی امام موسی صدر اشاره کرد و گفت: آدمهای باهوش میتوانند از هر مطلب و موقعیتی، تحلیل متفاوت و خلاقانهای ارائه دهند. از طرف دیگر، امام موسی صدر در پارادایم سنتی، نواندیش محسوب میشود و تلفیقی که میان آیات و روایات با مسائل روز ایجاد میکند، هم عجیب و هم جالب است. البته به نظر میرسد چون این کتاب حاصل سخنرانیها و مصاحبههای ایشان است و قلم یک فرد پژوهشگر نیست، در دروس دانشگاهی مورد توجه قرار نگرفته است، ولی شخصاً از این کتاب بهره بردم و به نظرم، آنچه که چندین سال در خصوص مباحث مربوط به زنان در دانشگاه خوانده میشود، در این کتاب بعضاً حتی در یک پاراگراف بیان شده است.
وی افزود: شاید بزرگترین ایراد وارد بر کتاب که بحث درباره آن را دشوار میکند، تشتت موضوعات آن باشد، البته به این دلیل که امام موسی صدر در موقعیتهای مختلف در خصوص موضوعات مختلف صحبت کرده و همه اینها در قالب یک کتاب جمعآوری شده است. مباحثی که بیشتر در کتاب تکرار شده و مباحث مبنایی حوزه زنان به حساب میآید، اگر برای لایههای نخبگانی جامعه، سیاستمداران و گفتمان حوزوی و دانشگاهی، نهادینه و به یک جریان تبدیل شود، باعث حلوفصل بسیاری از مسائل زنان میشود.
دستیابی به وضعیت مطلوب در حوزه زنان دشوار است
این پژوهشگر حوزه زنان و خانواده تصریح کرد: مسئله زن، مسئلهای گفتمانی است و هر کس از دیدگاه خود، آن را برساخت میکند و بسیار عمیق و گسترده است. از طرف دیگر، دستیابی به وضعیت مطلوب در حوزه زنان بسیار دشوار به نظر میرسد و اگر 100 سال گذشته را مرور کنیم، میبینیم که تفاوتها بسیار زیاد و جدی شده است، بهگونهای که امروز کمتر کسی جرأت به چالش کشیدن تحصیل زنان را دارد. تغییرات اتفاق افتاده است، ولی همواره با وضعیت مطلوب فاصله داریم و تحولات از ما جلوتر است، البته با این قید که اتفاقاً به وضعیت مطلوب نزدیکتر شدهایم.
وی مهمترین ویژگی کتاب را تأکید امام موسی صدر بر وجه انسانی زن خواند و ادامه داد: ایشان تأکید میکند که قبل از هر نوع نگاهی به زن، باید او را یک انسان در نظر گرفت. بعضی از چارچوبها زنانگی را پررنگتر از انسان بودن میکند و نویسنده دائم نهیب میزند که در برابر زن، با یک انسان مواجهیم. اگر انسانیت زن در نظر گرفته شود و نگاه درستی نیز به وجوه زنانگی او وجود داشته باشد، بسیاری از مسائل حل میشود. توجه به یکی از دو سر این طیف، یعنی انسانِ انسان یا زنِ زن، رهزن و خطاست و بسیاری از کسانی که در حوزه زنان نظریهپردازند، قانون مینویسند، یا اقدام میکنند، دچار این ورطه میشوند. امام موسی صدر میانه این طیف را در نظر میگیرد و تمام جذابیت نظریه ایشان به این است که بین دو سر این طیف تعامل میکند، یعنی میگوید نباید از وجوه انسانی زن غافل شد و از طرف دیگر، معتقد است زنان تمایلاتی دارند که باید در نظر گرفته شود. در غیر این صورت، هیچ سیاست و برنامهای نمیتواند به آنها کمک کند.
دانش نظری کافی در حوزه زنان وجود ندارد
کاردوانی در پاسخ به این سؤال که چرا شاهد انعکاس چنین دیدگاههایی در عمل نیستیم، گفت: باید به این نکته توجه کرد که امثال امام موسی صدر و مرحوم مطهری، نظریهپرداز محسوب میشوند و به حوزه سیاست و اقدام ورود نمیکنند. آنها میخواهند مسیر فکر و جریان تاریخ را رقم بزنند. کسانی که جایگاه اجرایی و حاکمیتی دارند، باید این نظریهها را به نحو مطلوب اجرا کنند. مشکل اینجاست که نظریهها به مرحله اجرا درنیامده و این دو حوزه فارغ از یکدیگر بودهاند که باعث شده مسئله، حل نشده باقی بماند. البته ما به سمت پیشرفت در حرکت هستیم، از این بابت که وظیفه آکادمیهای مطالعات حکمرانی این است که نظریهها را بهعنوان یک بسته و خوراک کاربردی در اختیار حاکمیت قرار دهند. جدایی این دو حوزه از هم باعث میشود که مشکل زنان پابرجا بماند. راهحل این است که امثال پژوهشکدهها و رسانهها به این فکر کنند که چگونه میتوان نظریه را به عمل تبدیل کرد. البته این نکته را باید متذکر شد که در حوزه زنان و خانواده، به اندازه کافی و وافی، نظریه و دانش نظری در اختیار نداریم و نظریات موجود، مبنای حقوق خانواده قرار نگرفته است. البته باید گفت در حال ورود به دوره جدیدی از نظریهپردازی و اقدام در حوزه زنان هستیم.
وی در خصوص چالش وظایف مادری با اشتغال زنان، بیان کرد: در دنیای امروز، بههمریختگی نقشها مبنای سخت شدن وظیفه مادری شده است. در واقع، اشتغال یا مهاجرت دستهجمعی زنان از خانه با بازگشت مردان به خانه همزمان نبوده و این تعارض به این دلیل است که زنان یاد گرفتهاند در بیرون از خانه کار کنند، ولی مردان هنوز کار در خانه را یاد نگرفتهاند و این موضوع، تأخیر دارد. این تأخیر با شکاف ادامه پیدا میکند، تا سرانجام در جایی به هم متصل شوند.
پژوهشگر اندیشکده خانواده اظهار کرد: مهمترین منابعی که امام موسی صدر در نظریهپردازی از آنها استفاده میکند، نصوص(متن قرآن و روایات) و الگوهاست. در خصوص تأثیر الگوها برای مثال میتوان گفت، بیشتر از اینکه آیه «بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ» بر جهان عرب به لحاظ تکریم زنان اثر گذاشته باشد، بوسیدن دست حضرت زهرا(س) این تأثیر را داشته است. در واقع، وقتی یک نفر الگوی جدیدی به نمایش میگذارد، تأثیر بیشتری ایجاد میشود. لذا، امام موسی صدر هم نصوص و هم الگوها را مورد توجه قرار میدهد و برای فهم حقوق زن، مراجعه به هر دو را لازم میداند. وقتی این دو منبع در کنار هم قرار گیرند، آن وقت است که زمانمندی و مکانمندی دین خود را نشان میدهد. دین، زمانمند و مکانمند است، بسیاری از مفاهیم در طول زمان و مکان تغییر میکند و دین ظرفیت این تغییر را دارد. امام موسی صدر درباره جاودانگی دین معتقد است که اگرچه یکسری اصول و چارچوبها وجود دارد، ولی با استفاده از بعضی ابزارها میتوان این اصول را با مسائل روز نیز تطبیق داد.
وی در پاسخ به گفته یکی از حضار مبنی بر اینکه مداخله حاکمیت در حوزه خانواده درست نیست، گفت: دخالت حاکمیت در همه عرصهها مطرود است، ولی دنیای مدرن اقتضائاتی دارد و ما به قانون نیاز داریم. بنابراین، لازم است که حاکمیت در بعضی از حوزهها وارد شود و بدون ورود آن، مسئله حل نمیشود. بسیاری از مسائل مربوط به زن، مسائل مدرن است و حاکمیت باید تکلیف خودش را به لحاظ دینی با این مسائل بداند.
فضای اشتغال متناسب با هویت زنان نیست
کاردوانی تصریح کرد: اشتغال اکنون هویتی مردانه دارد و فضای آن برای مادران مناسب نیست. بنابراین، فضای اجتماعی باید متناسب با وظیفه مادری تغییر کند. در واقع، رسالت ما این است که بهطور همزمان بحث فضاسازی، گفتمانسازی و تغییر قوانین را دنبال کنیم، ولی در عین حال، از انتخابهای درست دست نکشیم، یعنی هر زنی باید به این نتیجه برسد که عرصهای را فدای عرصه دیگر نکند و این مطالبه وقتی شکل میگیرد که مادری کردن برایش مهم باشد. امثال این زنان هستند که میتوانند در جامعه جریانساز باشند.
وی با بیان اینکه امام موسی صدر نسبت زن و مرد در جامعه را به ماده و صورت تشبیه میکند، ادامه داد: برای ساختن هر بنایی، از یک طرف به مواد و مصالح نیاز است و از طرف دیگر، به کسی که این مواد و مصالح را با هم ترکیب کند. جامعه نیز ماده و صورتی دارد که همان خانواده و روابط اجتماعی است و این دو، همراه با هم میتوانند جریان جامعه را پیش ببرند. در قوام ماده یا همان خانواده، محوریت با زن است و در روابط اجتماعی، مرد محوریت دارد. پیشران بودن و محوریت داشتن با زنانه یا مردانه بودن یک عرصه متفاوت است. زن باید نظریهپرداز باشد و بتواند نظریهاش را در ذهن سیاستمدار که یک خدمتگزار و کارگزار محسوب میشود، بنشاند. هیچ کدام از زنانی که وارد مجلس و شوراهای شهر شدند، کار زنانهای انجام ندادند، چون تفکر و نگاهشان زنانه نبود و در ساختار مردانه هضم شدند. مردان باید قرائت زنان را بشنوند و آن را به قانون تبدیل کنند. مسئله اینجاست که در ارزشگذاریها، سیاستمدار بودن را ارزشمندتر و مهمتر قلمداد میکنیم، ولی خانهداری و تربیت فرزند را ارزش به حساب نمیآوریم. این ارزشگذاری و برساخت باید تغییر کند.
منظور از خانهداری، خانهنشینی نیست
این پژوهشگر حوزه زنان و خانواده با تأکید بر اینکه نقش اجتماعی با تأثیرگذاری در اجتماع متفاوت است، اضافه کرد: اگر امور خانواده به زن واگذار شده، به معنای این نیست که زن همواره باید در خانه بماند. فضا و امکانات شهری باید بهگونهای باشد که بتوان به آن، شهر دوستدار مادر اطلاق کرد و این به معنای این است که زن باید از خانه بیرون بیاید. زن خانهدار به معنای زن خانهنشین و در پستو نیست، چنانکه فعالیتهای اقتصادی حضرت خدیجه و حماسه سیاسی حضرت زهرا(س) و زینب(س) این را نشان میدهد. باید جای ارزش و برساخت ارزش را تغییر دهیم و آن را به جای سمتها، به سمت تفکرات ببریم. در ذهن زنان نیز این کلیشه که اگر تحصیل کردند، حتماً لازم است در نظام اداری شاغل شوند، باید شکسته شود. میتوان تحصیلات بالا مثلاً در رشته علوم تربیتی داشت، ولی یک بازیکده ساخت و آن را اداره کرد، چون چالش اول جهان کنونی، تربیت است و با ایجاد چنین مراکزی میتوان از بسیاری آسیبها پیشگیری کرد.
انتهای پیام