
حجتالاسلام عبدالرسول قاسمی، مدیر گروه حقوق جامعةالمصطفیالعالمیه اصفهان در گفتوگو با ایکنا از اصفهان، درباره وحدت حوزه و دانشگاه، اظهار کرد: سابقه این موضوع به قبل از انقلاب برمیگردد که حکومت وقت تلاش میکرد بین حوزه و دانشگاه تفرقه به وجود آورد و به نفع خود از این قضیه سوءاستفاده کند. در این راستا، دانشکدههایی مثل دانشکده الهیات دانشگاه تهران نیز در مقابل حوزه تأسیس شد، با هدف تربیت افرادی که الهیات بخوانند، ولی به روحانی سنتی و حوزه وابسته نباشند.
وی افزود: پیروزی انقلاب نشان داد که این نقشه جواب نمیدهد و سردمداران انقلاب، هم به حوزه و هم به دانشگاه تعلق داشتند و با کمک و مشارکت یکدیگر، انقلاب را پیش میبردند. بعد از پیروزی انقلاب نیز از هر دو قشر حوزوی و دانشگاهی در رأس امور بودند و مسئولان نظام، بهخصوص امام(ره) به این نتیجه رسیدند که باید این تقابل را کمرنگ ساخت، یا اعلام کرد که اصلاً چنین تقابلی وجود ندارد. بنابراین، طرح ایده وحدت حوزه و دانشگاه برای این بود که نشان داده شود میان این دو نهاد علمی هیچ تقابلی نیست.
مدیر گروه حقوق جامعهالمصطفیالعالمیه اصفهان ادامه داد: قطعاً منظور از وحدت حوزه و دانشگاه، یکسان بودن دروس یا حضور افرادی از هر دو قشر در نهاد دیگر نیست، البته منعی وجود ندارد که روحانیون در دانشگاه حضور داشته باشند، یا دانشگاهیان در حوزه به تحصیل و تدریس و تحقیق بپردازند. حوزه و دانشگاه، دو بازوی علمی کشور هستند و نظام باید از هر دو استفاده کند و تقابل احتمالی میان آنها را از بین ببرد. بنابراین، ایده وحدت حوزه و دانشگاه با این هدف از سوی امام(ره) مطرح و مناسبت آن با سالروز شهادت آیتالله دکتر مفتح مصادف شد که یک روحانی با تحصیلات دانشگاهی و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران بود.
وی بیان کرد: موافق این نیستم که حضور روحانیت در دانشگاه حتماً باید تعریف شود، بلکه جامعه دانشگاهی باید خواستار این حضور باشد و آن را مطالبه کند، بهخصوص اینکه در مقابل، جایگاهی برای دانشگاه در حوزه تعریف نشده است. در میان بعضی از افراد متعلق به هر دو قشر، به دلایل متعدد هنوز یکسری نگاههای منفی نسبت به یکدیگر وجود دارد که بعضاً ناشی از عملکرد بد طرفین نسبت به هم، یا جهالت و عدم اطلاع آنها از وضعیت یکدیگر است. شاید کموکیف وضعیت حوزه در مراکز علمی بروز و ظهور نداشته و افرادی هم که بهعنوان روحانی در دانشگاه حضور داشتهاند، نتوانستهاند این وضعیت را بازتاب دهند. در واقع، میتوان گفت حوزویان و دانشگاهیان هنوز یکدیگر را نمیشناسند و از جایگاه و وضعیت یکدیگر اطلاع ندارند.
حجتالاسلام قاسمی اضافه کرد: روحانیونی هستند که علاقهای به شناخت و تعامل با دانشگاهیان نشان نمیدهند و از آن طرف، بعضی از دانشگاهیان نیز علاقهمند به تعامل با حوزویان نیستند. البته در مجموع، وضعیت اینگونه نیست، هر دو نهاد کار خود را انجام میدهند، از ظرفیتهای یکدیگر استفاده میکنند، با هم تعامل دارند و تقابلی نیز میان آنها وجود ندارد. موافق این نیستم که به اجبار برای حضور هر دو قشر در نهاد دیگر جایگاه تعریف شود، چون نیازی به این کار نیست و هر کس که علم و دانشی در اختیار دارد، قطعاً کسانی هستند که به آن نیاز دارند و به اندازه نیاز خود، این علم و دانش را مطالبه میکنند. درباره حوزه و دانشگاه نیز این قضیه صادق است و هر جا نیاز داشته باشند، سراغ یکدیگر میروند.
وی در خصوص تعامل حوزه و دانشگاه، گفت: نهادهای بالادستی باید تلاش کنند حوزه و دانشگاه را به یکدیگر بشناسانند، به این صورت که دو طرف از ظرفیتهای یکدیگر اطلاع داشته باشند و بدانند در صورت نیاز، میتوانند به هم مراجعه کنند. برداشت من این نیست که حوزه و دانشگاه با هم مشکل دارند، بلکه برعکس، به راحتی با یکدیگر تعامل میکنند و جلسات و نشستهای مشترک دارند، فقط برخی افراد هستند که بعضاً اظهارنظرهای نادرستی میکنند و باید آنها را کنترل کرد.
انتهای پیام