
محمود حاجی احمدی، عضو هیئت علمی گروه معارف اسلامی دانشگاه اصفهان در گفتوگو با ایکنا از اصفهان، اظهار کرد: قرآن در خصوص قلب، موضوعات متعددی مطرح و عناوین مختلفی مانند قلب مریض، قلب منیب، قلب ذاکر، قلب سلیم، قلب وجل، قلب مغفول و... را بهکار برده است. از این نظر، قلب بیمار، پایینترین و قلب سلیم، بالاترین مرتبه در مراحل سیر صعود و نزول قلب محسوب میشود. لذا، در قرآن و روایات، سلامت و بیماری به قلب نسبت داده شده است، چنانکه آیات 88 و 89 سوره شعرا میفرماید: يَوْمَ لَا يَنْفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ، اِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ؛ روزى كه هيچ مال و فرزندى سود نمىدهد، مگر كسى كه دلى پاک به سوى خدا بياورد.» این آیه نشان میدهد که انسان برای استفاده بهینه از فضای قیامت، نیازمند سرمایهای به نام قلب سلیم است.
وی افزود: انسان برای اینکه از رشدی متوازن برخوردار شود، باید بینش و گرایش صحیح داشته باشد و این دو، او را به کنش و رفتار صحیح فرابخواند. قرآن بینش و گرایش صحیح را مستقیماً به قلب نسبت میدهد و این دو را از آثار قلب میداند که منشأ کنشها و رفتارهای صحیح میشود.
عضو هیئت علمی گروه معارف اسلامی دانشگاه اصفهان بیان کرد: برای اینکه درکی جامع از دیدگاه قرآن در خصوص قلب سلیم به دست آوریم، باید به مطالبی که درباره حضرت ابراهیم(ع) در سوره صافات آمده است، مراجعه کنیم. در آیات 83 و 84 این سوره آمده است: «وَإِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْرَاهِيمَ، إِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ؛ و بىگمان ابراهيم از پيروان اوست، آنگاه كه با دلى پاک به [پيشگاه] پروردگارش آمد.» در ادامه، مطالب و حالاتی از ابراهیم نقل میشود که نشاندهنده بینش و گرایش صحیح او بوده است؛ مثلاً آن حضرت وقتی میخواست با مردم سخن بگوید، از استدلال استفاده میکرد. در واقع، با تکیه بر استدلال به یک بینش صحیح دست یافت. بینش، پیامهایی است که انسان از بیرون، دریافت، درک و تحلیل میکند.
وی ادامه داد: قرآن، پیامهایی را که از هستی به انسان میرسد، آیههای خدا میداند که انسان باید به درستی آنها را تحلیل کند و یکی از ویژگیهای ابراهیم(ع) را عبور از اندیشههای غلط ذکر میکند. بنابراین، یکی از ویژگیهای قلب سلیم این است که انسان را به فهم صحیح میرساند و این فهم صحیح موجب میشود که او حرکت صحیحی انجام دهد و خواستار تداوم آن باشد. ابراهیم(ع) نیز وقتی حرکت خود به سمت خدا را آغاز کرد، از خدا خواست که صالحان را نیز با او همراه کند تا این مسیر را ادامه دهند. خداوند باز هم در توصیف ابراهیم(ع)، او را تسلیم راه خود معرفی میکند که از ویژگیهای مهم قلب سلیم است. تسلیم در برابر خدا صرفاً اطاعت کردن نیست و انسان باید از اطاعت، احساس آرامش و از عدم اطاعت، احساس ناآرامی کند. انسانی که قلب سلیم دارد، از نوعی آرامش نیز برخوردار است و این آرامش را از ارتباط با خدا به دست میآورد. از دیگر ویژگیهای ابراهیم(ع) که از نشانههای قلب سلیم محسوب میشود، صدق و راستی، ایمان و نیکوکاری و احساس مسئولیت نسبت به مردم را میتوان برشمرد.
حاجی احمدی تصریح کرد: قلب سلیم در حوزه بینش موجب میشود که انسان، خوب و صحیح بفهمد و وقتی به این درک صحیح رسید، چون هستی توحیدمحور است و انسان نیز فطرتی توحیدی دارد، نوعی هماهنگی میان او و هستی ایجاد میشود و در نتیجه، انسان ربوبیت خدا را درک و طبق دستورات الهی عمل میکند. در واقع، آن بینش، این کنش را موجب میشود و انسانی که نسبت به حقتعالی چنین بینشی دارد، نوعی خوف محبانه به خداوند نیز پیدا میکند.
وی درباره آثار قلب سلیم در حوزه گرایش، گفت: طبق نظر قرآن، در همه انسانهای دارای قلب سلیم، مراتب پایین قلب وجود دارد و وقتی یاد خدا برای آنها ایجاد میشود، هراس مقدسی در وجودشان شکل میگیرد، یا وقتی آیات خدا خوانده میشود، ایمانشان افزایش پیدا میکند، در ارتباط با خداوند، آرامش دارند و نسبت به مردم مهرباناند. در واقع، وقتی به قلب این افراد مراجعه میکنیم، جز خداوند در قلب آنها وجود ندارد. بنابراین، همه گرایش آنها به سمت خداست، قلبشان حقیقتاً به حرم الهی تبدیل شده و همانی را میپسندند که خدا میپسندد.
این استاد دانشگاه اظهار کرد: انسانی که جهان هستی را به درستی فهمید و در حوزه گرایش، میلش فقط به سوی خدا بود، توحیدمحور میشود و در حوزه رفتار، خود را مطیع خداوند بهعنوان خالق و مدبر هستی مییابد و در رابطه با مردم که جلوههای خدا هستند، مهربان میشود و دغدغه آنها را پیدا میکند، همانطور که ابراهیم(ع) اینگونه بود. خداوند در پایان آن آیات سوره صافات، ابراهیم(ع) را «محسن» معرفی میکند که به حوزه رفتار مربوط میشود. در واقع، بینش و گرایش توحیدی، انسان را به سمت نیکی فرامیخواند و برآورد آن بینش و گرایش در انسانی که قلب سلیم دارد، احسان است.
وی تأکید کرد: به نظر میرسد قلب سلیم، سرمایهای بوده که انسان از آن برخوردار است و لازم نیست آن را ایجاد کند. وقتی خداوند میگوید انسان را بر اساس فطرت توحیدی خلق کرده، نشاندهنده این است که انسان این سرمایه را در اختیار دارد. بنابراین، باید مراقبت کند که این قلب بیمار نشود. عواملی هم که قلب را بیمار میکند، به دو حوزه بینش و گرایش مربوط میشود. در واقع، انسان باید مواظب باشد که چه نوع خوراک روحی و اطلاعاتی دریافت میکند و چه ارتباطاتی دارد. قرآن از این مراقبت، به تقوا تعبیر میکند، یعنی انسان از ارتباط با خدا سپری برای خود ایجاد کند که مانع از نفوذ بیماریها در درون او شود و در نتیجه ارتباط با خدا، انسان در حفاظی قرار میگیرد که مانع رسوخ زشتیها به درون او میشود.
انتهای پیام