کد خبر: 4031921
تاریخ انتشار : ۰۸ بهمن ۱۴۰۰ - ۱۲:۴۸

آیین رونمایی از کتاب «بالاتر از دانشگاه» در اصفهان برگزار شد

کتاب «بالاتر از دانشگاه؛ روایتی از ۳۳ سال مرکز استعدادهای درخشان شهید اژه‌ای اصفهان» در مراسمی با حضور شهردار اصفهان و رئیس مرکز ملی پرورش استعدادهای درخشان و دانش‌پژوهان جوان رونمایی شد.

آیین رونمایی از کتاب بالاتر از دانشگاهبه گزارش ایکنا از اصفهان، آیین رونمایی از کتاب «بالاتر از دانشگاه؛ روایتی از ۳۳ سال مرکز استعدادهای درخشان شهید اژه‌ای اصفهان (۱۳۶۷-۱۴۰۰)» به قلم محمود فروزبخش، شب گذشته، هفتم بهمن‌ماه در محل این مرکز برگزار شد.

الهام یاوری، رئیس مرکز ملی پرورش استعدادهای درخشان و دانش‌پژوهان جوان در این مراسم، اظهار کرد: همه ما پدر و مادرها، معلمان و مسئولان سمپاد باید دست به دست هم بدهیم تا فرصت‌های رشد و شکوفایی و بالندگی برای دانش‌آموزان مدارس سمپاد بیشتر فراهم شود و این علی‌رغم همه مشکلات، محدودیت‌ها و بن‌بست‌هایی است که در مسیر کارهای اجرایی اجتناب‌ناپذیرند.

وی افزود: همه ما وظیفه داریم که با وجود سختی‌ها و دشواری‌ها، امیدوار بمانیم و این امید را به دیگران و از همه مهم‌تر، فرزندان‌مان تزریق کنیم و به آنها اطمینان دهیم که بعد از هر سختی، آسانی است و این کلام خداست.

رئیس مرکز ملی پرورش استعدادهای درخشان و دانش‌پژوهان جوان تصریح کرد: به خودم تبریک می‌گویم و ابراز افتخار و سرافرازی می‌کنم که هم‌سمپادی‌های من امروز در هر جای کشور که هستند، باری از دوش مردم برداشته و مسئله‌ای از مسائل این کشور را حل کرده‌اند و باعث افتخار و سربلندی میهن، سمپاد و پدر و مادرهایی شده‌اند که این مسیر را با زحمت فراوان پابه‌پای فرزندان خود طی کرده‌اند و برای نمونه، به کتاب «بالاتر از دانشگاه» ارجاع می‌دهم که پر از ستاره‌های درخشانی است که از سمپاد اصفهان برآمده‌اند و امروز در افق ملی و جهانی افتخار می‌آفرینند، مسئله حل می‌کنند و زمینه‌ای فراهم می‌آورند تا خواهران و برادران کوچکتر سمپادی‌شان این مسیر را راحت‌تر و هموارتر طی کنند.

سمپاد و خدمت صادقانه به دانش‌آموزان

علی قاسم‌زاده، شهردار اصفهان و دبیر سابق مرکز استعدادهای درخشان شهید اژه‌ای نیز در این مراسم، اظهار کرد: حدود ۱۷ سال این توفیق را داشتم که در بهترین دوران کاری در مرکز استعدادهای درخشان  حضور داشته باشم و این فرصت از دو نظر برای من غنیمت بود؛ یکی اینکه تحت مدیریت کسانی فعالیت می‌کردم که به درایت و علم و آگاهی آنها ایمان داشتم و از طرف دیگر با دانش‌آموزان مستعدی در تعامل بودم که می‌توانستند در آینده این کشور تعیین‌کننده باشند.

وی افزود: اگر بخواهیم از موفقیت پدیده تیزهوشان در کشور رمزگشایی کنیم، به زعم من، دو نکته را باید مورد توجه قرار داد؛ نکته اول به فضای حاکم بر سازمان استعدادهای درخشان برمی‌گردد. اگر در محیطی شرایط مساعد باشد، خود به خود رویش‌های خوبی شکل می‌گیرد، ولی اگر فضا مساعد نباشد، ولو همه اسباب مادی فراهم باشد، آن اتفاقی که باید بیفتد، رخ نمی‌دهد. دانش‌آموزانی که در مرکز استعدادهای درخشان اصفهان رشد کرده‌اند، می‌دانند که فضای این مرکز با محیط‌های آموزشی دیگر متفاوت بود و بسیاری از روال‌های متداول در مدارس دیگر، در این مرکز وجود نداشت و اگر بخواهم در خصوص این فضا به یک نکته محوری اشاره کنم، باید به نوع ارتباطی که میان مدیر، معلمان و دانش‌آموزان با یکدیگر شکل گرفته بود، تأکید کنم.

شهردار اصفهان تصریح کرد: این ارتباط نه از نوع ذهنی خشک و نه از جنس احساسات کور و آتشین، بلکه ارتباطی منطقی بود که به ایجاد روابط عاطفی و علایق منطقی در میان دانش‌آموزان منجر می‌شد و به شکل‌گیری هسته‌ها و تشکل‌هایی انجامید که تاکنون مثل شجره طیبه ادامه داشته و روز به روز در حال رشد و پیشرفت است. برادران اژه‌ای قبل از تأسیس این مرکز، این فضا و الگوی ارتباطی را قبل از انقلاب در پایگاهی به نام مسجد امام علی(ع) اصفهان و در یک فضای تربیتی خودجوش مردمی تجربه کرده بودند. در این پایگاه، بسیاری از جوانان آن زمان که بعداً به نسل انقلاب تبدیل شدند، در واقع محصول جلسات و نشست‌ها و نوع ارتباط مربیان با یکدیگر بودند و دکتر جواد اژه‌ای، روح و فضای این پایگاه را در مرکز استعدادهای درخشان حاکم کرد.

وی ادامه داد: در این فضا و الگو، نوجوان و دانش‌آموز اهمیت زیادی داشت. زمانی که در سال ۷۳ به‌عنوان مشاور به مرکز استعدادهای درخشان دعوت شدم، اولین نصیحتی که حاج محمد اژه‌ای به من داشت، این بود که با همه دانش‌آموزان به شکل یکسان رفتار کنم و خدمت بدون منت داشته باشم. ایشان کار تربیتی را خدمت صادقانه به دانش‌آموزان می‌دانست و معتقد بود دانش‌آموزان با مشاهده خدمت صادقانه، تفاوت میان خوبی و بدی را متوجه می‌شوند. لذا، هیچ وقت نگاه مدیریت مدرسه به دانش‌آموزان، گزینشی نبود و برای همه فرصت و فضا به‌منظور گفت‌وگو و طرح نظر فراهم می‌کرد. سالن گفت‌وگویی که در مدرسه ایجاد شده بود، نظیرش در جای دیگر وجود نداشت. همه دانش‌آموزان در کنار مدیر مدرسه، احساس امنیت می‌کردند و بسیاری از دانش‌آموزانی که اگر قرار بود از همان ابتدا با بعضی از نگاه‌ها غربال شوند، نمی‌توانستند از این غربال عبور کنند، بعد از گذشت یکی دو سال، به بهترین دانش‌آموزان مدرسه به لحاظ پیشرفت علمی، اخلاقی، فرهنگی و اعتقادی تبدیل می‌شدند.

قاسم‌زاده بیان کرد: امیدوارم روزی فرا برسد که این الگوی تجربه شده در مرکز استعدادهای درخشان شهید اژه‌ای اصفهان قابل تعمیم به تمام مدارس باشد و همه آنها به محیطی سرشار از ارتباط و تعامل مؤثر و احساس امنیت تبدیل شوند، چراکه دانش‌آموز در چنین فضایی می‌تواند رشد کند.

سمپاد نیاز به مستندنگاری دارد

در ادامه رضا امیرخانی، نویسنده و دانش‌آموخته سمپاد از طریق ویدئوکنفرانس در این مراسم حضور یافت و اظهار کرد: زمانی که در سمپاد شروع به کار کردیم، تصویر و تصوری از آینده این مدرسه نداشتیم و حتماً باید از کسانی که در این مسیر به ما کمک کردند، یعنی فارغ‌التحصیلان نسل‌های اول، مدیریت مرکز در تهران و مدیریت سازمان، یاد شود. در ابتدا، هیچ پیش‌نویس و طرحی از موضوع وجود نداشت و آرام آرام، هر کدام از ما در مراکز دیگری مشغول به کار و متوجه شدیم که چقدر لزوم این مستندنگاری احساس می‌شود و ما کمتر به آن پرداخته‌ایم.

وی افزود: اکنون که از دوره‌ای سی و چند ساله صحبت می‌کنیم، با فقدان مستندها روبرو هستیم. ما هیچ مستندی از فعالیت‌هایی که انجام داده‌ایم، در اختیار نداریم. این مستندنگاری الزاماً این نبوده که کسی دوربین یا قلم به دست بگیرد و در بعضی از موارد، هیچ مستندی از آن کار باشکوهی که انجام شده به جا نمانده است.

این نویسنده و منتقد ادبی اضافه کرد: امروز بزرگترین مشکل استعدادهای درخشان این است که مستندنگاری خوبی در اختیار نداریم، اگرچه طاقچه افنخارات‌مان خیلی خوب است، ولی مسیر رسیدن به این افتخارات را نمی‌شناسیم و آن را روشن نکرده‌ایم. این مسیر روشن نمی‌شود، مگر با مستند. امروز همه مراکز استعدادهای درخشان کشور دچار مشکل هستند و این اتفاق می‌توانست رخ ندهد، اگر آن تجربه انباشته ثبت می‌شد. از این نظر، کار نویسنده کتاب «بالاتر از دانشگاه» بسیار باارزش است و ای کاش، همه دانش‌آموزان، معلمان و مدیران سمپاد تلاش کنند که این کار انجام شود و همه ما موظفیم که نسبت به نسل آینده و کسانی که قرار است تجربه ما را تکرار کنند، تجربه‌های خودمان را ثبت کنیم، تا اشتباهاتی که انجام دادیم، تکرار نشود. این کاری است که در کشور ما بسیار کم انجام می‌شود.

وی ادامه داد: از بسیاری از پرونده‌های مهم ایران، مثل پرونده لاهه، هیچ یادداشت روزانه‌ای وجود ندارد. یادداشت روزانه، فارغ از درست یا غلط بودن آن، مهم‌ترین سند در مستندنگاری محسوب می‌شود و ارزش تاریخ شفاهی به این مفهوم بسیار بالاست، ولی متأسفانه ما این کار را انجام نداده‌ایم. در کشورهای دیگر، موزه‌های اسناد وجود دارد که در آنها، افتخارات کشورها به شکل اسناد مکتوب نگه‌داری می‌شود، نه اینکه تصویری که همه آن را دیده‌اند، یا گزارش خبرنگار را قرار داده باشند، بلکه همان نوشته صاحب افتخار در آنجا ثبت شده است و یادداشت‌هایش نگه‌داری می‌شود. ما از این موارد، فراوان داشته و آنها را از دست داده‌ایم. خاطره‌نگاری و مستندنگاری ما در زمان جنگ مثل بسیاری از چیزهای دیگر توانست رشد کند و تعدادی از فرماندهان توانستند روایت جنگ را به شکل یادداشت‌های روزانه ثبت کنند و امروز، دقیق‌ترین تاریخ جنگ، به یادداشت‌های روزانه شهید باقری(افشردی) مربوط می‌شود.

امیرخانی تصریح کرد: متأسفانه در زمینه سندنویسی روزانه، بسیار کم‌کار بوده‌ایم و در حوزه استعدادهای درخشان نیز این ضعف وجود دارد. اینکه دانش‌آموختگان سمپاد در اصفهان توانستند این مستند را از دوره خودشان تهیه کنند، نوعی پیشتازی است و باید از آن تقدیر کرد. امیدوارم سایر دانش‌آموختگان، معلمان و مدیران سمپاد برای نهادینه کردن این فرهنگ تلاش کنند و مستندنگاری‌ها انجام شود. این احتمال وجود دارد که روش تدریس و آن فضای اولیه در مراکز استعدادهای درخشان از بین برود، کمااینکه در بعضی از مدارس این اتفاق افتاد و این فرهنگ در جای دیگری حاکم شد و این احتمال وجود دارد که این فرهنگ در مبدأ نیز از بین برود. لذا، تنها راه، مستندنگاری است و نمی‌توان گفت سینه به سینه منتقل می‌شود و این یکی از اشتباهات بزرگ ماست که فکر می‌کنیم این اتفاقات به‌طور طبیعی می‌تواند رخ دهد، در صورتی که این‌طور نیست و با تغییر نسل‌ها، روش‌ها و رویکردها تغییر می‌کند، مگر اینکه اسناد و مستندنگاری‌های مکتوب شکل بگیرد. امیدوارم صرفاً به این کار اکتفا نشود و یادمان باشد که هر سند شخصی در جای خودش ارزش دارد. کاری که اکنون انجام شده، نه پایان کار، بلکه شروع آن است و نشان می‌دهد که در عرصه‌های مختلف می‌توان مستندنگاری را ادامه داد.

سمپاد حاصل سرریز فضای دفاع مقدس به جامعه شهری بود

محمود فروزبخش، نویسنده کتاب «بالاتر از دانشگاه» نیز در بخش پایانی این مراسم، اظهار کرد: از این زمان به بعد، هر کس می‌خواهد درباره مدرسه شهید اژه‌ای نظر بدهد، ابتدا باید این کتاب را بخواند و کسانی که شناختی از این مدرسه ندارند و صرفاً بر اساس آزمون ورودی آن درباره‌اش قضاوت می‌کنند، با این کتاب بهانه‌ای نخواهند داشت. کفش‌های قضاوت را باید از پا درآورد و با پای ادب وارد مدرسه شد تا متوجه امر واقع شویم.

وی افزود: کسانی که از عدالت صحبت می‌کنند، بهتر است بدانند که صورت مسئله اصلی و بنیادی برای دانش‌آموزان، تربیت است. این افراد فکر می‌کنند از صورت مسئله تربیت عبور کرده‌ایم و اکنون قرار است به امر اجتماعی فکر کنیم، در حالی‌که مشخصاً باید به  رشد انسان توجه کرد.

نویسنده کتاب «بالاتر از دانشگاه» اضافه کرد: این نگاه من برای ورود به مدرسه بود و نوشتن این کتاب به این معنا نیست که ایده گزینشی کردن مدارس را تأیید می‌کنم، بلکه وظیفه من این بوده است که حقایق و باورهایی را که در بطن این مدرسه می‌بینم، برای آینده موضوع تربیت خرمن‌چینی کنم، تا دیگران نیز بتوانند از آن الگوگیری کنند و کار نویسنده این است که حقایق پنهان را آشکار کند.

وی تصریح کرد: در مدرسه شهید اژه‌ای، فضایی وجود دارد که افراد می‌توانند در بستر آن خودشان را بروز دهند و استعدادهایشان را متجلی کنند. این نوع آزادی، حاصل یک فضاست، نه یک ساختار و اهل فن می‌دانند که اگر واژه‌ای مشترک را در دو محیط به کار ببریم، دو چیز متفاوت خواهد شد.

فروزبخش ادامه داد: معتقدم شکل‌گیری سمپاد حاصل سرریز فضای دفاع مقدس به جامعه شهری بود. این سازمان دقیقاً زمانی شروع به کار کرد که جنگ شروع شد و مسجد امام علی(ع) قابله این کار بود، ولی اصل آن به فضای دفاع مقدس برمی‌گردد، چون روح بنیادین این فضا مبتنی بر آزادی و اختیار بود و این دو عامل، جنگ را پیش می‌برد. همین روحیه در سمپاد سرازیر شد و این فضای آزادی و اختیاری که شکل گرفت، ثمر داد و سایر افرادی که به تأسیس کانون‌های فرهنگی و تربیتی در مدارس اقدام کردند و ادعای امتداد فضای دفاع مقدس را داشتند، در امر ظاهر متوقف شدند.

وی بیان کرد: هسته اصلی آزادی و اختیار از جایی شروع می‌شود که ما یک فرد را انسان خوبی بدانیم، به او اعتماد کنیم و فضا در اختیارش قرار دهیم، در صورتی که در مدارس ما چنین رویکرد و تفکری حاکم نیست. کسی که در سمپاد فعالیت می‌کند و سابقه چندانی در آموزش و پرورش ندارد، می‌داند که باید برای دانش‌آموزان این مدرسه فضا ایجاد کند، چون نگاهش به انسان مثبت است و این نه به پول و امکانات مادی، بلکه به درک و فهم یک مجموعه مدیریتی مربوط می‌شود. اتمسفر و فرهنگ سازمانی را بنیان‌گذاران بنا می‌کنند و این اتمسفر در سمپاد، بر محور اهمیت دادن به دانش‌آموز بنا شده است.

نویسنده کتاب «بالاتر از دانشگاه» در پایان تأکید کرد: سمپاد، مدرسه‌ای است که دانشگاه نیست و بالاتر از دانشگاه است و این کتاب را نوشتم که بگویم اگرچه وطنم دیگر مثل سابق نیست، ولی تفنگ پدری هنوز روی شانه من است.

انتهای پیام
captcha