کد خبر: 4036407
تاریخ انتشار : ۲۵ بهمن ۱۴۰۰ - ۱۴:۲۷
عبدالحسین خسروپناه:

سنگین کردن بار هزینه‌های مردم خلاف حکمرانی علوی است

معاون علوم انسانی و هنر دانشگاه آزاد اسلامی با بیان اینکه از فرمایشات امیرالمؤمنین(ع) می‌توان نظریه علمی حکمرانی علوی را استخراج کرد، گفت: تئوری «از حکمت تا حکمرانی» کاملاً از نهج‌البلاغه قابل استفاده است و می‌تواند در علوم انسانی تحول و تعالی ایجاد کند.

عبدالحسین خسروپناه معاون علوم انسانی و هنر دانشگاه آزاد اسلامی

به گزارش ایکنا از اصفهان، حجت‌الاسلام عبدالحسین خسروپناه، معاون علوم انسانی و هنر دانشگاه آزاد اسلامی در ارتباط ویدئوکنفرانس با کنگره بین‌المللی نهج‌البلاغه که امروز، 25 بهمن‌ماه در دانشگاه آزاد اسلامی اصفهان برگزار شد، به موضوع حکمرانی علوی پرداخت و اظهار کرد: مقصود از حکمرانی، آن معنای متعارفی نیست که در جامعه مطرح است؛ برخی حکمرانی را با حکومت‌داری مترادف می‌دانند و برخی آن را به سیاست‌گذاری منحصر می‌کنند که هر دو تلقی، نادرست است و governance و government، دو اصطلاح متفاوت هستند.

وی افزود: حکمرانی به معنای پیوستگی سه مقوله سیاست‌گذاری، تنظیم‌گری و خدمات عمومی است؛ اگر این سه مقوله در یک موضوع با هم پیوستگی پیدا کنند، حکمرانی شکل می‌گیرد، مثلاً ممکن است حکومتی در فضای مجازی دخالت کند، ولی امکان دارد در این فضا حکمرانی نداشته باشد. حکمرانی فضای مجازی این است که نسبت به این فضا سیاست‌گذاری مبتنی بر حکمت و مبانی انسان‌شناختی انجام شود، سپس تنظیم‌گری مطابق با سیاست‌گذاری صورت گیرد و بعد از آن، نوبت به خدمات عمومی می‌رسد. اینکه یک شورای عالی فضای مجازی وجود داشته باشد، سیاست‌ها را تدوین کند، مجلس شورای اسلامی نیز به تصویب قوانین بپردازد و نه این قوانین مربوط به سیاست‌ها باشد و نه سیاست‌ها ناظر به واقعیات و خدمات عمومی باشد، به معنای حکمرانی نیست.

معاون علوم‌انسانی و هنر دانشگاه آزاد اسلامی بیان کرد: حکمرانی به معنایی که گفته شد، از سال 1980 در دنیا مطرح و مورد توجه عقلا و اندیشمندان قرار گرفته است، البته هر یک از کشورها براساس ایدئولوژی و مبانی فلسفی خودشان، این سه مقوله حکمرانی را تدوین می‌کنند. لذا، این سؤال پیش می‌آید که آیا حکمرانی به این معنا، از فرمایشات امیرالمؤمنین(ع) و به‌ویژه نهج‌البلاغه به دست می‌آید یا خیر؟ پاسخ این است که هر چه بیشتر در فرمایشات ایشان به‌ویژه در نهج‌البلاغه غور می‌کنیم، می‌بینیم حکمرانی به این معنا در آنها آشکار است، به‌ویژه نامه 53 یا همان نامه حضرت به مالک اشتر که باید آن را منشور حکمرانی علوی معرفی کرد. اگر سخنان حضرت ذیل این سه مقوله حکمرانی دسته‌بندی شود، کار نویی خواهد بود که قطعاً دنیا از آن استقبال می‌کند و اثر بین‌المللی خواهد داشت.

وی تأکید کرد: وقتی کنگره بین‌المللی نهج‌البلاغه برگزار می‌کنیم، باید ببینیم مسئله‌های جهانی روز چیست و پاسخ آنها را از نهج‌البلاغه استخراج کنیم. یکی از مسئله‌های جهانی روز، موضوع حکمرانی است که از فرمایشات امیرالمؤمنین(ع) می‌توان نظریه علمی حکمرانی علوی را استخراج کرد. البته در نهج‌البلاغه، به جز مباحث حکمرانی، مباحث مربوط به حکمت نیز وجود دارد و یکی از آرزوهای ما این است که بتوانیم حکمت و حکمرانی علوی را تدوین کنیم، چون از حکمت باید شروع کرد، تا به حکمرانی رسید و این تئوری «از حکمت تا حکمرانی» کاملاً از نهج‌البلاغه قابل استفاده است و می‌تواند در علوم انسانی تحول و تعالی ایجاد کند.

حجت‌الاسلام خسروپناه با اشاره به نامه 53 نهج‌البلاغه یا عهدنامه مالک اشتر، گفت: این نامه شامل یک دوره حکمرانی است؛ جرج جرداق در کتاب «امام علی(ع)، صدای عدالت انسانی» می‌گوید که هیچ اختلافی نمی‌توان میان عهدنامه مالک اشتر و اعلامیه جهانی حقوق بشر پیدا کرد، بلکه عهدنامه مالک اشتر جامع‌تر محسوب می‌شود. البته این عهدنامه مبتنی بر توحید و اعلامیه جهانی حقوق بشر براساس مبانی اومانیستی است. امیرالمؤمنین(ع) در ابتدای این نامه، تبیینی در باب خدمات عمومی ارائه می‌دهد، یعنی حکمرانی‌اش را بر خدمات عمومی و مردمی منعطف می‌کند و علاوه بر اینکه مردم و مردم‌داری در حکمرانی امیرالمؤمنین(ع) اصالت دارد، مردم‌سالاری دینی را نیز می‌توان از آن استفاده کرد.

وی با اشاره به اینکه در حال حاضر، اصل دولت ـ ملت در دنیا مطرح است، اظهار کرد: برخی می‌گویند تئوری اسلام در این خصوص، نظریه امت و ولایت است که با نظریه دولت ـ ملت تعارض دارد، ولی باید گفت در بطن نظریه امت و امامت، مردم‌سالاری و مردم‌داری نهفته است. اگر کسی تلقی درستی از ولایت داشته باشد، باید بگوید ولایت، پیوند ناگسستنی مردم با یکدیگر و با امام است. لذا، حضرت در عهدنامه مالک اشتر، تلاش برای جلب رضایت توده‌های مردم را اصل می‌داند و از مالک می‌خواهد که حسن‌ظن مردم را از طریق احسان و نیکی و سبک کردن بار هزینه‌هایشان جلب کند. بنابراین، اتخاذ تصمیمی از سوی دولتمردان که بار هزینه‌های مردم را سنگین کند، خلاف حکمرانی امیرالمؤمنین(ع) است. حضرت از مالک می‌خواهد که به قشر محروم و کم‌درآمد جامعه توجه بیشتر داشته باشد، به‌طور مداوم به مردم رسیدگی کند و از وضعیت آنها خبر بگیرد.

معاون علوم‌ انسانی و هنر دانشگاه آزاد اسلامی به اصل خودسازی در حکمرانی مدنظر امیرالمؤمنین(ع) اشاره کرد و گفت: از نظر امام، کسانی که می‌خواهند سیاست‌گذاری و تنظیم‌گری کنند، باید اهل تقوا باشند، مبارزه با هوای نفس در زندگی آنها نمایان باشد، عمل صالح ذخیره کنند و صادق، مؤمن، توانمند، عدالت‌گرا و پای‌بند به سیره رسول‌الله(ص) و انبیای عظام باشند. از دیگر اصول حکمرانی مدنظر امیرالمؤمنین(ع)، می‌توان به ساختارسازی، تسهیل‌گری، تعامل حق و تکلیف، انسان‌خواهی و واقع‌بینی آرمان‌گرایانه اشاره کرد. علاوه بر این، از نهج‌البلاغه می‌توان حکمرانی در حوزه معیشت، امنیت، سلامت، تعلیم و تربیت و حوزه‌های دیگر را نیز استخراج کرد.

انتهای پیام
captcha