کد خبر: 4049279
تاریخ انتشار : ۲۴ فروردين ۱۴۰۱ - ۱۶:۱۱

قرآن از تحریف تورات و انجیل سخن نگفته است

نویسنده کتاب «تفسیر پنج موضوع قرآنی» گفت: در هیچ جای قرآن نیامده که در تورات و انجیل تحریف صورت گرفته، ولی کتاب‌هایی که در حال حاضر با عنوان تورات و انجیل موجود است، با کتب مدنظر قرآن همخوانی ندارد و در واقع، کتاب شرح حال و سیره محسوب می‌شود.

قرآن و کتاب مقدس

به گزارش ایکنا از اصفهان، پنجمین نشست از سلسله نشست‌های «پانزده مقاله قرآنی» با موضوع مقاله «تحریف کَلِم؛ اعتقاد به تحریف تورات و انجیل در قرآن» از کتاب «تفسیر پنج موضوع قرآنی» نوشته حسین توفیقی، انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب، شب گذشته، 23 فروردین‌ماه با حضور نویسنده مقاله در فضای مجازی برگزار شد.

توفیقی در این نشست، به اولین مواجهه خود با کتاب انجیل اشاره و اظهار کرد: سال 44 بود که به مناسبتی سروکارم با انجیل افتاد، اگرچه در کودکی نیز کتاب عهدین را دیده بودم. در این سال، انجیل‌هایی در قطع کوچک به دستم رسید و از همان ابتدا با خودم گفتم سبک نگارش این کتاب‌ها با انجیلی که در نظر ماست، همخوانی ندارد و به این فکر فرو رفتم، از کجا معلوم که این کتاب‌ها می‌تواند انجیل باشد و اگر روی جلد آنها نام انجیل درج نشده باشد، فکر می‌کنیم شرح حال حضرت عیسی(ع) است.

وی افزود: مباحث را ادامه دادم و کتاب‌هایی خواندم که بیشتر از مسلمانان بود و چند سال بعد نیز کتاب‌های ترجمه شده را خواندم. سپس زبان یاد گرفتم و مستقیماً با کتاب‌های زبان اصلی سروکار داشتم و متوجه شدم که فضاهای فکری زمین تا آسمان با یکدیگر تفاوت دارد. اواخر دهه 40، نامه‌ای به مؤسسه «در راه حق» نوشتم که جزوه‌هایی برای مبارزه با تبلیغ مسیحیان منتشر می‌کرد. در آن نامه متذکر شدم موضوع تحریف که بر آن تأکید می‌شود، چندان گویا نیست و جریان چیز دیگری است. آنها نیز پاسخ غیرقانع‌کننده‌ای دادند و بر اثر شهرتی که در این باب پیدا کردم، دی‌ماه 1350 از من دعوت کردند به مؤسسه بروم و با نشریات آنجا همکاری کنم. این همکاری، ضعیف بود و بیشتر از منابع و کتابخانه موجود در آنجا استفاده می‌کردم. این مسیر طی شد و در کنار آن، مطالعات اسلامی را نیز ادامه دادم، تا اینکه این فکر در نظر من تقویت شد که بحث، بسیار متفاوت است.

نویسنده کتاب «تفسیر پنج موضوع قرآنی» تصریح کرد: دانسته‌های ما، وحی نیست و از آسمان برای ما نیامده است و آنها را از پیشینیان دریافت می‌کنیم. پیشینیان نیز از نسل ماقبل خود دریافت می‌کنند و همین‌طور تا آخر، وضعیت به همین ترتیب است. اگر ادعای تحریف را پی بگیریم، احتمالاً نخستین کسی که تحریف شدن تورات و انجیل را مطرح کرد، ابن عباس بود. تفسیری منسوب به وی نیز وجود دارد، ولی از همان قدیم علمای بزرگ اعلام کرده‌اند مطالبی که به ابن عباس نسبت داده می‌شود، معمولًا صحیح نیست. ما در مسائل مختلف از گذشتگان استفاده کرده‌ایم و آنها نیز جایزالخطا بوده‌اند، یعنی حرف‌های بی‌ربط و بی‌حساب بیان کرده‌اند و اصلاً استنادات مربوط به این مطالب نیز صحیح نیست. از طرف دیگر، آنها علم محدودی نیز داشتند.

وی ادامه داد: ادیان مختلف هر کدام برای خود محدوده اعتقادی دارند، این محدوده‌ها مثل دایره‌های جداگانه‌ای هستند که کمتر همدیگر را قطع می‌کنند و هر کسی حرف خودش را می‌زند. گاهی احساس می‌شود قرابتی وجود دارد، این قرابت‌ها، جغرافیایی است؛ مثلاً اگر در قرآن بارها نام موسی(ع) آمده، ولی حتی یک بار نیز از بودا سخنی به میان نیامده، نشان می‌دهد که این موضوع تابع نزدیکی جغرافیایی است و در واقع، معارف تابع قرابت‌های جغرافیایی می‌شود. ما چون در خاورمیانه زندگی می‌کنیم، با یهودیت و مسیحیت قرابت دینی داریم.

توفیقی با تأکید بر اینکه هیچ جای قرآن نیامده که در تورات و انجیل تحریف شده است، گفت: در واقع، «یحرفون التورات و الانجیل» در هیچ جای قرآن نیامده، ولی در کتب حدیثی، علم کلام و منابع مختلف، انبوهی از عبارات مبنی بر تحریف این دو کتاب می‌یابید. نسخه‌های دو هزار ساله از تورات و عهد عتیق و نسخه‌های هزار و 600 ساله از عهد جدید در دست است و همین‌طور ترجمه‌هایی که قبل از میلاد از عهد عتیق و بعد از میلاد از هر دو انجام شده، ولی در این‌ها هیچ اشاره‌ای به آمدن یک دین تازه نشده است. بنابراین، چاره‌ای نداریم جز اینکه بگوییم در کنار وحدت‌ها، نوعی افتراق اعتقادی میان دین اسلام و ادیان پیشین وجود دارد؛ اشتراکاتی از قبیل اعتقاد به توحید، نبوت، معاد و معارف فراوانی که در قرآن کریم با معارف اهل کتاب برابری دارد و خود قرآن در آیه 197 سوره شعراء می‌فرماید: «أَوَلَمْ يَكُنْ لَهُمْ آيَةً أَنْ يَعْلَمَهُ عُلَمَاءُ بَنِي إِسْرَائِيلَ؛ آيا براى آنان اين خود دليلى روشن نيست كه علماى بنى‏‌اسرائيل از آن اطلاع دارند.» در واقع، یکی از نشانه‌های صحت قرآن، مطالبی است که علمای بنی‌اسرائیل می‌گویند، یعنی اسرائیلیات نشانه صحت قرآن است. مطالبی در قرآن وجود دارد که در کتاب‌هایی مانند تلموت می‌یابیم و این‌ها قرابت‌هاست.

وی اضافه کرد: وقتی تورات و انجیل، شرح حال و سیره است، باید مکث کنیم و بگوییم سبک نگارش این کتاب‌ها، از قرآن متفاوت است. قرآن، معادلی نزد یهودیان و مسیحیان ندارد، یعنی کتابی که از ابتدا تا انتها از زبان خود خدا باشد، نه اینکه کتاب شرح حال و سیره‌ای به نام تورات وجود داشته باشد و سیره دیگری مثل چهار انجیل بگویند که از طرف خدا آمده است. قبول دارم که رساله توضیح‌المسائل نیز از طرف خداست و خدا نحوه نماز خواندن و روزه گرفتن را بیان کرده، ولی توضیح‌المسائل کلام خدا نیست، همین‌طور است احادیث، نهج‌البلاغه، صحیفه سجادیه و...، هر چند همه این‌ها درباره معارف و دین است. بنابراین، قرآن کریم سبک نگارش متفاوتی دارد که شبیه به تورات و انجیل موجود نیست. البته در تورات، مطالبی می‌یابیم که کلام خداست و خطاب به موسی(ع) گفته شده، ولی مانند آیاتی است که در کتاب‌های سیره نقل می‌شود. بنابراین، از سیره بودن خارج نمی‌شود تا مانند قرآن شود. همه قرآن صرف‌نظر از سوره حمد، حالت نزول دارد و از بالا صحبت می‌کند. اگر ابتدای سوره حمد نیز واژه «قُل» می‌آمد، همین حالت را پیدا می‌کرد.

نویسنده کتاب «تفسیر پنج موضوع قرآنی» تأکید کرد: ما معتقدیم تورات و انجیل بر موسی(ع) و عیسی(ع) نازل شده، چنانکه در ابتدای سوره آل عمران آمده است: «نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَ أَنْزَلَ التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ مِنْ قَبْلُ هُدًى لِلنَّاسِ وَ أَنْزَلَ الْفُرْقَانَ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَاللَّهُ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَامٍ؛ اين كتاب را در حالى كه مؤيد آنچه از كتاب‌هاى آسمانى پيش از خود است، به حق و به تدريج بر تو نازل كرد و تورات و انجيل را پيش از آن براى رهنمود مردم فرو فرستاد و فرقان(جداكننده حق از باطل) را نازل كرد، كسانى كه به آيات خدا كفر ورزيدند، بى‏‌ترديد عذابى سخت‏ خواهند داشت و خداوند شكست‏‌ناپذير و صاحب‏ انتقام است.» یعنی فرقان یا همان قرآن در کنار تورات و انجیل نازل شده، پس باید سبک نگارش آن همانند آنها باشد.

وی افزود: اعتقاد همان است که امکان دسترسی به مصداق آن وجود ندارد، مثل اینکه خدا و فرشتگان را نمی‌توان دید، این‌ها اعتقاد است و نمی‌توان آنها را نشان داد. تورات و انجیل جزو اعتقاد است و آنچه جزو اعتقاد محسوب می‌شود، نمی‌توان مصداقش را نشان داد. آنچه موجود است، می‌تواند هم‌نام آنها باشد و اشکالی ندارد، التزام ما به آن کتاب‌ها نیز از باب اعتقاد است و خود قرآن فرموده: «آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلَائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَ قَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ؛ پيامبر خدا به آنچه از جانب پروردگارش بر او نازل شده، ايمان آورده است‏ و مؤمنان همگى به خدا و فرشتگان و كتاب‌ها و فرستادگانش ايمان آورده‏‌اند و گفتند: ميان هيچ يک از فرستادگانش فرق نمى‏‌گذاريم‏ و گفتند: شنيديم و گردن نهاديم‏، پروردگارا، آمرزش تو را خواستاريم‏ و فرجام به سوى توست‏.»

توفیقی ادامه داد: ما به کتب ایمان داریم، نه اینکه این کتاب‌ها جزو منابع اعتقادی ما باشد، هیچ مسلمانی این کتاب‌ها را منبع اعتقاد قرار نداده، ولی ایمان به کتب و اینکه وجود داشته‌اند، مثل ایمان به ملائکه است که دسترسی به آنها نداریم. بنابراین، هیچ‌گاه امکان دسترسی به موارد مورد اعتقاد وجود ندارد. در آیاتی از قرآن نیز که کلمه تحریف آمده است، بر کتابت دلالت نمی‌کند، بلکه شفاهی، شنیدنی و گفتنی است.

وی بیان کرد: وقتی می‌خواهیم قرآن را تفسیر کنیم، باید بدانیم روزی که قرآن نازل می‌شده، مانند آب روان همه آن را متوجه می‌شدند، وگرنه حجتی نداشته است، ولی فهم آن به‌دلیل جهلی که بر افراد عارض شد، زیر لایه‌هایی قرار گرفت و تفسیر، این است که این جهل‌ها را دور کند. قرآن مثل روز اول، نور خود را می‌دهد و اصلاً به تفسیر نیاز ندارد و تفسیر به‌دلیل آن جهل‌هاست.

انتهای پیام
captcha