
به گزارش ایکنا از اصفهان، نشست ششم از سلسله نشستهای «پانزده مقاله قرآنی» با موضوع مقاله «قرآن کلام شفاهی؛ مشارکتی اسلامی در فهم متن مقدس» نوشته ویلیام گراهام، شب گذشته، 25 فروردینماه با حضور نصرت نیلساز، مترجم این مقاله در فضای مجازی برگزار شد.
نیلساز در این نشست با بیان اینکه نگاه اصلی این مقاله، نوعی رویکرد پدیدارشناسانه به دین است، اظهار کرد: نویسنده بیان میکند تلقیای که در غرب نسبت به مفهوم کتاب مقدس رایج است، از اصل واژه scripture ناشی میشود که در زبان انگلیسی و صورتهای آن در زبانهای مختلف مانند ایتالیایی و فرانسوی، همه برگرفته از همان Bible بوده که به معنای کتاب مقدس است. این یکی از عوامل تصور غالب و نگاه غربیان نسبت به اصطلاح کتاب مقدس محسوب میشود، بهخصوص در میان دانشجویانی که راجع به ادیان مطالعه میکنند.
وی افزود: دومین مسئله، غلبه رویکرد مطالعات تاریخی انتقادی در حوزه مطالعات ادیان در غرب است که فقط مختص اسلام نمیشود. دغدغه اصلی این مطالعات، تعیین متن اصلی است، مثلاً در رابطه با نسخ خطی میراث اسلامی، اگر از چیزی چند نسخه اصلی وجود داشته باشد، این نسخهها با هم مقایسه، موثقترین آنها انتخاب و اختلاف نسخهها گزارش میشود. در مطالعات تاریخی انتقادی رایج در غرب درباره عهدین، مهمترین مسئله این بوده که متن اصلی را استخراج و روند تدوین متن در دسترس را بازسازی کنند و آن را برای استخراج اطلاعات تاریخی مورد استفاده قرار دهند.
عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس مسئله مهم دیگر در مطالعات تاریخی انتقادی را بازیابی منابع خواند و گفت: این بازیابی منابع، همان است که ما نیز هماکنون در مطالعات حدیثی خود انجام میدهیم و این دغدغه نیز از غرب سرچشمه گرفته، یعنی اینکه کتابهای حدیثی و به سبک روایی که به صورت سلسله سند منتقل شدهاند، مبتنی بر چه منابعی بوده و با استفاده از چه کتابهایی شکل گرفتهاند. مثلاً، در مدخل تورات در دانشنامه جهان اسلام از مطالعاتی یاد شده است که چندین جریان در عهد عتیق را شناسایی میکند. این رویکرد اکنون در ایران نیز وجود دارد و یکی از کسانی که در این زمینه کارهای بسیاری انجام داد، فؤاد سزگین، پژوهشگر ترک و نویسنده کتاب مهم «تاریخ نگارشهای عربی» بود که نظریه مهمی درباره نحوه بازیابی منابع ارائه داد و تأکید کرد که مربوط به رویکردی در مطالعات تاریخی انتقادی است، به اضافه همان نگاهی که واژه scripture به ذهن غربیان وارد کرده و همه اینها باعث شده تا مفهوم شیءانگاری نسبت به کتاب مقدس که به تعبیر ویلیام گراهام، نوعی فهم سادهانگارانه است، شکل بگیرد.
وی ادامه داد: نویسنده بیان میکند که اکنون ـ یعنی دهههای پایانی قرن 20 ـ روندها در غرب در حال تغییر است، یعنی تلاش میشود از نگاه معتقدان و مؤمنان به یک دین به پدیدههای آن دین نگریسته شود، از جمله به کتاب مقدس.
نیلساز تصریح کرد: چند نکته مهم وجود دارد که نشاندهنده رویکرد پدیدارشناختی است، از جمله اینکه یک پدیدارشناس باید دقت کند معنای متأخر و رایج واژهها را همان معنای به کار رفته در متون کهن مانند قرآن یا متون سنتی دیگر نداند که یکی از مؤلفههای بسیار مهم در رویکرد پدیدارشناختی است. نکته دیگر اینکه، ما تصور مدرن از خواندن در سکوت، از روی متن مکتوب مصحف را به نحوی زمانپریشانه جایگزین آن نخواهیم کرد، یعنی جایگزین معنایی که از واژه «قرآن» برآمده و منظور از زمانپریشانه، همان اصطلاح Anachronism است و در اینجا یعنی واژهای که تناسب تاریخی نداشته باشد، یعنی اصطلاحی را به معنایی به کار ببریم که با زمان مورد نظر تناسب تاریخی نداشته باشد. بنابراین، قرائت قرآن نباید نوعی خواندن در سکوت تلقی شود، خواندن قرآن یا هر کتاب مقدسی باید قرائتی با صدای بلند باشد و گوش نیز از آن بهره ببرد.
وی افزود: در همین زمینه و در سال گذشته، سنت شفاهی و سنت شفاهی مکتوب را در بعضی از مدخلهای دایرةالمعارف قرآن وارد کردیم و همانجا به مقاله بسیار مهم و ارزشمند آنتونی جونز با عنوان «نمایش داستان یوسف در قرآن؛ زبان عادی یا کلیشهای» ترجمه ابوالفضل حری اشاره کردم که نویسنده این مقاله نیز تلاش کرده است با رویکرد پدیدارشناسی خاص به مسئله قرآن در حیات اسلامی نگاه کند. در صفحه 79 این مقاله که در کتاب «رهیافتهایی به قرآن» چاپ شده، آمده است: «کسی که از زمان یا مکانی دیگر یا بیرون از جامعه اسلامی استراق سمع کند، این گفتوگوها را به خوبی نمیفهمد. این مسائل و معضلات درباره قرآن به سبب ویژگی خاص این کتاب و خصوصیات متمایز سبک آن چند برابر است. در نتیجه، درک ویژگیهای گفتوگو و گفتار مستقیم در قرآن، کاری فراتر از فهم عبارات مکتوب است و صفحات چاپی قرآن را میطلبد. نکته اساسی این است که گفتوگوهای قرآنی را باید با گوش دل شنید و به روشهای گوناگون ادای آنها گوش سپرد. در یک کلام، باید آنها را شنید.»
این استاد دانشگاه اضافه کرد: آنتونی جونز در این مقاله، مثالهایی میزند و به معارضات کافران با پیامبر(ص) اشاره میکند که ایشان را ساحر یا دروغگو میخواندند، یا قرآن را سحر مینامیدند و در ادامه میگوید وقتی این آیات را میخوانیم، باید به همان لحن تمسخری که در کلام کفار وجود داشته است، توجه کنیم و وقتی این اتفاق بیفتد، میتوان تصور کرد که پیامبر(ص) چه رنجی را از جانب آنان تحمل میکرده است.
وی تأکید کرد: نکته مهم درباره مقاله ویلیام گراهام و سایر مقالات، پینوشتهای بسیار مهمی است که ما را با ریشههای یک بحث آشنا میکند و اینکه کارهای زیادی از جنبههای مختلف انجام شده است. مثلاً، درباره سنت شفاهی و مکتوب بهطور کلی و اینکه پدیدارشناسان چقدر به مسئله دوگانگی گفتار و نوشتار پرداختهاند. بنابراین، پینوشتهایی که در کتاب وجود دارد و مطالعات پیشین را نشان داده و از مطالعات در دست انجام خبر میدهد، بسیار حائز اهمیت است.
انتهای پیام