کد خبر: 4054988
تاریخ انتشار : ۱۶ ارديبهشت ۱۴۰۱ - ۱۷:۰۴

صمصام؛ روح جاری اصفهان در فاصله مشروطه تا انقلاب اسلامی

یک نویسنده و پژوهشگر گفت: اگر فضای اصفهان بین انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی را در نظر بگیریم، صمصام روح جاری این فضا بود و اگرچه در میانه میدان بازی نمی‌کرد، ولی تأثیرگذاری بیشتری داشت.

محمود فروزبخش نویسنده و پژوهشگر

به گزارش ایکنا از اصفهان، محمود فروزبخش، نویسنده و پژوهشگر در ویژه‌برنامه «اصفهان بین دو انقلاب؛ بازخوانی نقش فرهنگی اجتماعی ستاره‌های تخت فولاد مابین انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی» که عصر دیروز، 15 اردیبهشت‌ماه در باغ طوبی برگزار شد، به تبیین شخصیت سیدمحمد صمصام، از علمای مدفون در تخت فولاد پرداخت و اظهار کرد: برخی معتقدند صمصام، سیاسی نبود، ولی هیچ انسانی نیست که سیاسی نباشد و هر انسانی قطعاً درک و بینش سیاسی نسبت به پدیده‌های عالم دارد، هر چند کنش سیاسی نداشته باشد. صمصمام نیز به حکم اینکه انسانیت‌اش شکوفا شده بود، سیاسی محسوب می‌شد، ضمن اینکه کنش‌های سیاسی تند و تیزی نیز داشت و در میان مورخان و نویسندگان به بذله‌گویی و شوخ‌طبعی مشهور است.

وی افزود: دو نوع هنر بیشتر وجود ندارد؛ هنری که در زمان آزادی بیان می‌شود و هنری که در شرایط خفقان بروز می‌کند. طنزی که صمصام خلق می‌کرد، به زمان خفقان و سانسور مربوط می‌شد و کسی که طنز خلق می‌کند، دو ویژگی را با هم دارد؛ هم نسبت به مسائل فاقد دغدغه است و هم دغدغه‌مند آنهاست و این، پارادوکسی در شخصیت وی محسوب می‌شود.

این نویسنده و پژوهشگر تصریح کرد: صمصام، شخصیتی بود که دغدغه انسان‌ها را داشت و اگرچه جزو علمای طراز اول تخت فولاد به حساب نمی‌آید، ولی با توجه به نذر و نیازی که مردم برایش انجام می‌دهند و او نیز حاجت آنها را می‌دهد، می‌توان گفت در عالم برزخ نیز دغدغه‌مند انسان‌هاست. از طرف دیگر، نسبت به بسیاری از مسائل بی‌تفاوت بود و تلاش می‌کرد این روحیه را به دیگران نیز منتقل کند.

وی ادامه داد: دولت پهلوی دوم بر سه پایه ارتش، بروکراسی و مدرنیسم استوار بود که صمصام با رفتار و کنش خود همه این وجوه را به چالش کشیده و به تمسخر می‌گرفت. در شرایط استبداد و خفقان، فرصت بروز تاریخی وجود ندارد و باید مدام به عقب حرکت کرد. این عقبگرد تا زمانی که به اصالت شخص ضربه نزند، می‌تواند برگ برنده باشد و به خوبی اثر کند.

فروزبخش ادامه داد: همین جا می‌توان به شخصیت دیگری به نام ارحام صدر اشاره کرد که به نظر من، از مدافعان بزرگ هویت ایرانی در فاصله میان انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی بود. شاید ظاهر فیلم‌های او نشان‌دهنده این موضوع نباشد، ولی اگر لایه‌ها را یکی پس از دیگری کنار زده و به عقب حرکت کنیم، به مسئله زبان می‌رسیم. زبان، گوهر عقل و فرهنگ است و ارحام صدر هویت زبانی را با بیان انتقادی و کمیک پاس می‌داشت، چنانکه فردوسی این کار را انجام داد. وقتی لایه‌ها را کنار می‌زنیم و به عقب می‌رویم، به گوهری می‌رسیم که افرادی نظیر فردوسی، مولانا و ارحام صدر از آن دفاع می‌کردند و این گوهر وقتی اصیل باشد، قالب مجمل و فشرده آن نیز در تاریخ می‌درخشد.

وی بیان کرد: اگر پرسیده شود که کار امثال صمصام دشوارتر بود یا امثال مجاهدین خلق، پاسخ من این است که صمصام کار دشوارتری پیش رو داشت. در واقع، خلق زبان، بازگشت به اجمال، حفظ گوهر، فهم اجمال و کنش سیاسی بر اساس آن، به مراتب از مبارزه مسلحانه دشوارتر است. وقتی زبان چنین حالتی پیدا کند، دایره ارتباطی نیز محدود و به سالخوردگان و خردسالان منحصر می‌شود و در واقع، زبان ارتباطی جدیدی شکل می‌گیرد. به همین دلیل، در احوالات صمصام آمده است که بیشتر با یتیمان و سالخورده‌ها ارتباط داشت.

این نویسنده و پژوهشگر تأکید کرد: اگر فضای اصفهان بین انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی را در نظر بگیریم، صمصام روح جاری این فضا بود و اگرچه در میانه میدان بازی نمی‌کرد، ولی تأثیرگذاری بیشتری داشت. به هر حال، هر شخصیتی نوعی رازگونگی دارد که نمی‌توان درباره آن سخن گفت.

انتهای پیام
captcha