
به گزارش ایکنا از اصفهان، 20 مارس 1995 اعضای فرقه موسوم به «اوم شینریکیو» کیسهای حاوی گاز سارین را در یکی از خطوط متروی توکیو، پایتخت ژاپن سوراخ کردند. در نتیجه این حمله شیمیایی و تروریستی، طبق نقل رسانهها، 13 تن کشته و هزاران نفر دچار مسمومیت شدند. رهبر و بنیانگذار این فرقه، شخصی به نام «شوکو آساهارا» بود که پس از سالها محاکمه، به همراه شش عضو دیگر، سرانجام در تاریخ 6 ژوئن 2018 به دار مجازات آویخته شد.
هاروکی موراکامی، نویسنده شهیر ژاپنی زمانی که در حال ورق زدن مجلهای بود، به نامهای برخورد که همسر یکی از قربانیان این حادثه نوشته بود، مبنی بر اینکه شوهرش بهدلیل اثرات سوء حادثه نتوانسته به نظم کاری قبلیاش برگردد و چون با نیش و کنایههای رئیس و همکارانش مواجه میشود، این احساس به او دست میدهد که باید از آن محیط فاصله بگیرد و در نتیجه، استعفا میدهد. این نامه، موراکامی را به گفته خودش تکان میدهد و برای اینکه بداند جامعه ژاپن چطور به چنین خشونتی دست زده است، تصمیم میگیرد با بازماندگان این حمله مصاحبه کند. کتاب «مترو» حاصل گفتوگوهای موراکامی با این افراد است که از ژانویه تا پایان دسامبر 1996 به طول انجامید و بهانهای شد تا علاقهمندان به کتاب و کتابخوانی عصر سهشنبه، 24 خردادماه در کتابفروشی اردیبهشت جهاددانشگاهی واحد اصفهان گرد هم جمع شوند و به بحث و گفتوگو درباره این کتاب بپردازند.
ابراهیم سلیمی، عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان، مهمان ویژه این نشست بود. وی مستندنگاری رمان تکنگارانه مترو را درسآموز و در سه محور قابل بررسی دانست؛ اول اینکه چرا برای یک رماننویس تراز اول جهانی مسئله شناخت اینقدر مهم است، یعنی پدیدارشناسی یک رخداد در 20 مارس 1995 در متروی توکیو که گروهی شبه مذهبی با اعتقادات جزمی به انتشار گاز سارین اقدام میکند و سپس، این رماننویس بیش از یک سال از وقت و انرژی خود را صرف این موضوع میکند که چرا در جامعهای مثل ژاپن که مستعد خشونت نیست، از یک طرف، فرهنگ عرفانی ساموراییها را دارد و از طرف دیگر، فلسفه ذن شرقی، با مردمی که تمام فضیلتهای جهان برای آنها در کار مسئولانه و از روی وجدان خلاصه میشود، چنین اتفاقی میافتد؟ رماننویس بهعنوان یک روشنفکر از برج عاج انزوا بیرون میآید، وارد خیابان و دالانهای مترو میشود و شروع میکند به نگاه کردن به آنچه بر سر جامعه ژاپن آمده است.
وی کتاب را مصداق چندصدایی و گفتوگومندی خواند و افزود: موراکامی میخواهد مدلی ارائه دهد و بگوید آدمها برای شناخت خودشان باید با هم حرف بزنند، نمیتوان جامعه را دچار انسداد و به خودی و غیرخودی تبدیل کرد تا حیاطخلوت عدهای خاص باشد و سایرین از فضای گفتوگومند محروم باشند و بعد ادعای حلوفصل مسائل را داشت. در چنین وضعیتی، مسائل حل نمیشود و هر بحرانی با بحران دیگر پوشانده میشود.
عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان تصریح کرد: موراکامی راهحل را در گفتوگومندی میبیند و میگوید اگر میخواهیم به جامعهای تبدیل شویم که از خودمان شناخت داشته باشیم، باید گفتوگومند شویم، با یکدیگر گفتوگو کنیم و بدانیم در کنه وجود هر کداممان چه میگذرد. بنابراین، روایتی تا حد ممکن بیطرفانه ارائه و اجازه میدهد تا همه حرفشان را بزنند، یعنی همانقدر که تریبون را در اختیار قربانیان و خانوادههای عزیز از دست داده میگذارد، به همان اندازه نیز به جانیان و تروریستها اجازه صحبت کردن میدهد، چون معتقد است حتی اگر حرف یکدیگر را قبول نداشته باشیم، ولی به هم اجازه صحبت کردن بدهیم، جامعه بهتری خواهیم داشت.
وی مترو را کتابی دانست که به ما مجال تفکر انتقادی میدهد و گفت: نویسنده در فضایی به دور از تجویز و فشار، ابژه یا همان حادثه را در گوشهای میگذارد، تمام حرفها درباره آن را فراموش میکند، بهخصوص گول رسانه را نمیخورد و از صفر شروع میکند، چون همه میدانیم که رسانه در مغالطه کردن راجع به مسائل و پدیدهها چقدر چالشبرانگیز است.
سلیمی ادامه داد: همین نگاه از بیرون به مسئله، ما را به اندیشیدن در باب مهمترین چالشهای قرن 21 دعوت میکند که یکی از آنها، تروریسم خواهد بود. در منطقهای که ما زندگی میکنیم، علاوه بر خشکسالی، فروپاشیهای اجتماعی که در راه است و مهاجرتهای انبوه که خشونتآمیز خواهد بود، با بیوتروریسم نیز مواجهیم که هماکنون با کرونا آغاز شده و هنوز سر بزرگ زیر لحاف است. اگر جهان با این سرعت وارد عصر پساکرونا شود، عبرت نگیرد و دنبال جنگافروزی باشد، عملاً در برابر بنیادگرایی، فرقهگرایی، تنهایی، فروپاشی اخلاق و تکنوکراسی آسیبپذیرتر میشویم. بنابراین، با تفکر انتقادی یاد میگیریم که چگونه از چیزی انتقاد کنیم، بدون اینکه سروصدا راه بیندازیم، حکم کلی صادر و به مخاطب تحمیل عقیده کنیم.
وی در پاسخ به شرکتکنندهای که درباره جهانبینی نویسنده پرسیده بود، گفت: موراکامی، انسانی مدرن است و همانطور که میدانید، از کافهداری به نویسندگی رسید. وی به خردهروایت اقلیتها علاقهمند است، یعنی کسانی که بیرون از قرائت رسمی قرار دارند و میخواهد قصه آنها را بیان کند. موراکامی وقتی فرایند نویسندگیاش را توضیح میدهد، از استعارهای استفاده میکند که آن را در کتاب «از دو که حرف میزنم، از چه حرف میزنم» بهکار برده است. یعنی نوشتن را فرایندی ریاضتکشانه میداند، ریاضت میکشد تا بتواند صدای اقلیتها را به گوش برساند. کتاب «کافکا در کرانه» نیز همینطور است، زیرلایههایی از جهانی را ارائه میدهد که کسی نتوانسته صدای آنها را به گوش برساند و آنقدر سروصدا در جهان سرمایهداری و توتالیتاریسم وجود دارد که کسی باید باشد تا در دفاع از زندگی چیزی بگوید و موراکامی این کار را انجام میدهد.
عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان تأکید کرد: برای من، مجموعه آثار وی بیشتر روایت نویسنده مدرنی است که به تکنولوژی و فربهی جهان سرمایهداری نگاه میکند و لایهای از زندگی را در زیر آن نشان میدهد که در ستایش آن میتوان سخن گفت. اگر بخواهیم از جهانبینی این نویسنده حرف بزنیم، میتوان گفت موراکامی بیرون از این پوسته، شخصی است نگران تنهایی آدمی و رشد سرطانی بازار و تکنولوژی و میخواهد روایتگر آن خلوتها و تنهاییها باشد.
در ادامه، سعیده سیاحیان، مدیر نشست به این موضوع اشاره کرد که بسیاری از افرادی که موراکامی با آنها گفتوگو میکند، از رسانه فراری هستند و نویسنده میداند که باید به این معضل یا نقطهضعف اشاره و از آن در روایت داستان افراد استفاده کند. سلیمی در پاسخ گفت: رسانه، چرخدندهای کوچک از مجموعه چرخدندههای بزرگتری به نام نظام سرمایهداری محسوب میشود و اصلاً خوراک آن، دامن زدن به ترس و نگرانی است. در متروی توکیو با آغاز حمله، آدمها نمیتوانستند نفس بکشند، ولی تلویزیون توکیو به آنجا آمده بود تا فاجعه را بهصورت دستاول گزارش کند.
انتهای پیام