
به گزارش ایکنا از اصفهان، «زنانه شدن شهر» عنوان کتابی به قلم نعمتالله فاضلی است که روز گذشته، 11 مردادماه جمعی از دوستداران کتاب را در کتابفروشی جهاددانشگاهی واحد اصفهان گردهم آورد تا درباره آن به گفتوگو بپردازند.
در ابتدای این نشست، مهوش خادمالفقرایی، دکترای جامعهشناسی و عضو هیئت علمی جهاددانشگاهی واحد اصفهان با بیان اینکه فصل اول کتاب مربوط به حوزه روش و طرح مسئله زنانه شدن شهر است و فصل دوم به بیان شواهدی برای اثبات این مسئله میپردازد، اظهار کرد: طبق پیشفرض ابتدای کتاب، جایگاه زن و کارکردهای آن همیشه متناسب با صورتبندیهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مشخص میشود و با تغییر این صورتبندیها، جایگاه زن نیز تغییر میکند. به اعتقاد نویسنده، فضای شهری ما در سالهای اخیر تحولات زیادی داشته است، از جمله حرکت به سمت زنانه شدن، ولی تعداد زیادی از اندیشمندان ایرانی با این مسئله مخالفاند.
وی در تعریف فضای شهری، گفت: فضا یک حالت خنثی نیست، بهطوری که ما از طریق فضا و در تعامل با آن معنا تولید میکنیم. در مقابل، خود فضا نیز به واسطه حضور در جامعه به ما شکل میدهد. در نتیجه، این رابطهای متقابل بهشمار میرود. روش نویسنده، خودمردمنگاری است، بهطوری که تجربه زندگی در شهر را در کنار شواهد جامعهشناسی، مردمنگاری و تاریخی استفاده میکند.
عضو هیئت علمی جهاددانشگاهی واحد اصفهان در توضیح اصول نویسنده برای نوشتن کتاب، بیان کرد: اصل اول، نسبی بودن فضای زنانه شهری است، به این معنا که فضای شهری از گذشته تاکنون بررسی میشود و این بررسی نشان میدهد که نسبت به دورههای زمانی قبلی، فضای شهرهای ایران زنانهتر شده است. طبق اصل دوم، زنانه شدن شهر، اتفاقی ناگهانی نیست که یک شبه، فضای شهری از مردانه به زنانه تغییر کرده باشد، بلکه فرایندی تدریجی بوده است. بنابر اصل سوم، نویسنده درباره مسئله زنانه شدن شهر صرفاً واقعیات جامعه را بیان کرده و موضع ایدئولوژیک نگرفته است.
وی با اشاره به اصل چهارم که بیعدالتی جنسی در جامعه است، توضیح داد: با توجه به تحولات چند سال اخیر جامعه ایرانی، ناعدالتی جنسی در بعضی از فضاها کمتر شده، ولی در مقابل سویههای جدیدی از بیعدالتی شکل گرفته که در گذشته وجود نداشته است. طبق اصل پنجم، زنانه شدن فضای شهری امری گفتمانی است، بهطوری که ارزشها و هنجارهای یک گروه یا جامعه را مشخص میکند و فقط مربوط به فضای فیزیکی جامعه نیست؛ بلکه این امر در زنان و مردان بهصورت مشترک شکل میگیرد. اصل هفتم، به در نظر گرفتن زنانه شدن فضای شهری در کنار دیگر تحولات اجتماعی اشاره دارد، مثل مصرفگرا و دموکراتیک شدن جامعه که در ایران اتفاق افتاده است.
خادمالفقرایی ادامه داد: نویسنده بر اساس این اصول، به تحلیل تحولات شهری ایران از دوره قاجار میپردازد، بهطوری که قبل از مدرنیته، حضور زنان در جامعه فقط به سه مکان از جمله حمام، مسجد و مزار محدود شده بود. در آن زمان، حتی اگر زنان اجازه تردد در مراکز دیگری را هم داشتند، امری ناپسند تلقی میشد، تا حدی که خودشان نیز مایل به انجام آن نبودند. در نتیجه، سایر مراکز شهری، محیطی کاملاً مردانه داشته است. این شرایط تا زمان وقوع سه حادثه انقلاب مشروطه، جنبش تنباکو و بحران نان ادامه داشت و این سه حادثه تاریخی باعث حضور و مشارکت زنان در امور اجتماعی مانند حضور گسترده در راهپیماییها شد که در پی آن، قانون دستگیری و منع حضور زنان در بیرون از خانه به تصویب رسید.
وی تأکید کرد: در نهایت، این حوادث و مشارکت زنان باعث حضور مستمر آنها در امور اجتماعی نشد و زنان دوباره به اندرونی بازگشتند. مثلاً، خود بانوان در دوره قاجار با تأسیس مدارس دخترانه و تحصیل مخالفت کردند که نشان از عدم تحول فکری جامعه در آن زمان دارد.
عضو هیئت علمی جهاددانشگاهی واحد اصفهان گفت: این روند تا دوره رضاشاه ادامه داشت، تا اینکه با اقداماتی مانند مدرنیزاسیون، غربیسازی و اصلاحات اساسی مثل تأسیس مدارس دخترانه، آرام آرام آگاهی و تحول در زنان شکل گرفت. در این دوره، از زنان دعوت شد تا در امور اجتماعی حضور پیدا کنند، ولی اقداماتی مثل کشف حجاب در دوره رضاشاه باعث کاهش مشارکت اجتماعی زنان سنتی شده بود. این روند رو به رشد تا دوره پهلوی دوم ادامه داشت و زنان بهعنوان کنشگران عادی در جامعه حضور داشتند. این مسئله در زمان انقلاب به اوج خود رسید و زنان بدون توجه به مذهب و مسلکهای متفاوت، برای به ثمر رسیدن انقلاب در کنار یکدیگر قرار گرفتند که این حضور پررنگ باعث تثبیت حضور سیاسی آنها شد.
به گفته وی، انقلاب قبل از وقوع، از طریق مشارکت در فضای سیاسی و بعد از وقوع، از طریق فضای آموزش عالی در دانشگاه، زنان را درگیر مسائل اجتماعی کرد، بهطوری که حتی خانوادههای سنتی از دانشگاه استقبال کردند. از این تاریخ به بعد، صبحها زنان را در کنار مردان در محل کار یا در مراکز خرید میبینیم و همه اینها نشان میدهد که فضای شهر، زنانه شده است و هیچکس نیست که حضور زنان در جامعه را ناپسند بداند، بلکه همه آن را پذیرفتهاند.
خادمالفقرایی در خصوص مسئله بسیار مهم امنیت، اظهار کرد: بسیاری از افراد به بهانه عدم امنیت، زنان را از حضور در جامعه منع کردهاند، نویسنده این مورد را قبول کرده است، ولی آن را نسبی میداند، بهطوری که امنیت در بعضی از مناطق یا در زمانهای مختلف کمتر یا بیشتر است. در اینباره، خود زنان با توجه به سازوکارهای رفتاری مناسب مثل خارج نشدن از خانه در ساعات خاصی مانند نیمه شب، مشکل را حل کردهاند و این ناامنی نتوانسته مانع حضور اجتماعی آنها شود.
وی تصریح کرد: کتاب «زنانه شدن شهر» در سطح یک مقاله است و از نظر عمق و معنا، انتظار بیشتری از آن داشتم. با نظر اندیشمندان دیگر موافقم و تغییرات کلی جامعه را ناشی از تحولات مدرنیزاسیون میدانم و معتقدم تحول فکری در زنان و مردان جامعه ایجاد نشده است. همه ما در شهر حضور داریم و فضای آن را تجربه میکنیم، ولی آشکار است که هنوز در کنشهای میان افراد، رویکرد مردسالارانه را مدنظر داریم، مثل تصمیم یک زن درباره نحوه سر کردن روسری و رنگ و نقش آن که متأثر از نگاههای مردانه است، نگاهی مسلط که سعی میکنیم خودمان را با آن تطبیق دهیم و این نشان میدهد که در بنیانهای فکری، همچنان مطابق با این رویکرد رفتار میکنیم. در واقع، چنین مثالهایی به فراوانی در زندگی روزمره ما وجود دارد.
عضو هیئت علمی جهاددانشگاهی واحد اصفهان تأکید کرد: آگاهی در ذهن و فکر ما شکل نگرفته است و فقط در سطح فرمی و فیزیکی شاهد آن هستیم. در نتیجه، نمیتوانیم انتظار تصمیمهای متناسب با شرایط زنان را از مدیران شهری داشته باشیم، مثل عدم موافقت با دوچرخهسواری زنان؛ شاید دوچرخهسواران زن خودشان را به فضا تحمیل کرده باشند، ولی فضای شهر از جمله مدیران شهری و بعضی از شهروندان، آنها را نمیپذیرند. شاید این فضا بهدلیل سنتیتر بودن شهر اصفهان بیشتر لمس شود و در شهرهای دیگر از جمله تهران به این صورت نباشد، ولی در بیشتر جوامع جهانی، زنان با مردان برابری ندارند.
یکی از حضار در رابطه با این موضوع، اظهار کرد: درک من از کتاب میگوید که حضور در جامعه بر فضا تأثیر میگذارد و باعث تغییر آن میشود، مثل بسیاری از مشاغل که برای جذب نگاه زنانه در فضا و محیط کاری خود، تغییر ایجاد میکنند. اگر زنان در جامعه حضور نداشتند، هنوز فضای شهر مثل دوره قاجار بود. از نظر من، این تغییرات با حضور زنان در مدرسه و کسب آگاهی ایجاد شد.
شرکتکننده دیگر معتقد بود: آنچه کتاب میگوید، درباره شهر نیست و بیشتر به جامعه ایران مربوط میشود، ولی کتاب حضور در فضای عمومی جامعه را به خوبی به تصویر کشیده است. عدالت جنسیتی که یکی از حقوق شهروندی بهشمار میرود، حداقل در اصفهان، بهعنوان یک شهر بزرگ رعایت نمیشود، یا تصمیمگیری درباره المانها، مثل یک مجسمه، عناصر و مبلمان شهری با توجه به زنان صورت نگرفته است.
وی ادامه داد: وقتی میتوانیم از زنانه شدن شهر صحبت کنیم که زنانی که با کالسکه بچه حمل میکنند، با مشکل مواجه نشوند، در حالی که به این مسئله توجه نمیشود. احساس امنیتی که زنان در شهر دارند، ناشی از ناموس و شرف تلقی شدن آنهاست که باید برایشان امنیت فراهم شود. ذهنیت جنسیتزده به زنان هنوز در کل شهر اصفهان قابل لمس است؛ ما همه چیز را به زنانه و مردانه تقسیم میکنیم و انسان بودن در مرحله بعد از آن قرار دارد. این مسئله به فضای شهری هم مربوط است، ولی خوشبختانه زنان به واسطه افزایش تحصیلات فشار بیشتری به جامعه وارد کردهاند و بهصورت تدریجی و آرام، شاهد تغییراتی در این خصوص هستیم.
فرد دیگری که در جمع حاضر بود، گفت: زنان وقتی در جامعه احساس امنیت دارند که قوانین به نفع آنها تصویب شود، مثل اصلاح ایرادات ناشی از قوانین مدنی که خود باعث اختلاف زیادی در روابط زناشویی میشود و نگاه کالایی به زن را به دنبال دارد.
یکی از حضار به این نکته اشاره کرد که زنانه شدن شهر حتی با راه رفتن در سطح شهر قابل رؤیت است، ولی اینکه چه روندی طی شده تا به این تغییرات رسیدهایم، برای من جای سؤال دارد؛ اینکه چقدر از این تغییرات، آگاهانه و چقدر ناشی از فشار جهانی بوده و آگاهی خودمان در این خصوص چقدر است؟ از طرف دیگر، بخشی از تغییرات، به انفعال سیستمهای مدیریتی شهر برمیگردد یا در اثر فعالیت آنها ایجاد شده است؟ کتاب به این پرسشهای من پاسخ چندانی نداد.
خادمالفقرایی در پایان تصریح کرد: بسیاری از قوانین در حوزه خصوصی به ضرر خانواده و زنان است، وقتی در حوزه خصوصی نمیتوانیم تغییر ایجاد کنیم، انجام آن در حوزه عمومی به مراتب دشوارتر است، ولی نمیتوان انتظار داشت که ابتدا قوانین تغییر کند و بعد از آن، فضای شهری؛ بلکه قضیه برعکس است.
گزارش از زهراسادات مرتضوی
انتهای پیام