
حجتالاسلام والمسلمین سیدمحمود طیبحسینی، عضو هیئت علمی گروه قرآنپژوهی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در گفتوگو با ایکنا از قم با اشاره به اینکه «خشم» در زبان فارسی به معنای عصبانی شدن است که در تضاد با خشنودی و رضایت قرار میگیرد، بیان کرد: خشم دارای شدت و ضعف است و از اندوهگین شدن و نارضایتی آغاز میشود و به مراحل بالاتر از جمله تخلیه هیجانات شدید و اقدام به انتقامگیری و حتی در مراحل شدیدتر، به آشوب کردن هم میرسد.
وی با بیان اینکه خشم ممکن است در قالب آشوب به پا کردن چه در سطح خانوادگی و چه در سطح جامعه نیز بروز و ظهور پیدا میکند، افزود: اندوهگین و ناراحت شدن از دیگران بدون اقدام انتقامجویانه، فریاد زدن، بداخلاقی با دیگران، قهر کردن و رنجیدن از دیگران از مراتب و مصادیق خشم بهشمار میرود.
طیبحسینی اظهار کرد: در باب واژه «خشم» در کتب عربی آمده است که جریان خون در بدن انسان افزایش مییابد و با توجه به روحیات آن شخص، او را به عکسالعملی وادار میکند که این واکنش در درجات مختلفی از شدید تا ضعیف بروز و ظهور پیدا میکند.
طیبحسینی با اشاره به اینکه خشم در قرآن کریم تحت عناوین مختلف بهکار رفته است، تصریح کرد: در آیات قرآن کریم، خشم تحت عنوان «غضب» 24 مرتبه مطرح شده است که از این تعداد 19 مرتبه به خشم خداوند و پنج مرتبه به بندگان نسبت داده شده است. یکی از این مواردی که در قرآن کریم به بندگان نسبت داده شده در مورد غضب حضرت یونس(ع) نسبت به قوم خویش است که به علت تسلیم نشدن آنان نسبت به فرامین الهی و پافشاری بر کفر بهوجود آمده بود و حضرت یونس(ع) در حالت خشم و عصبانیت و نارضایتی از قوم خویش خارج شد.
وی با اشاره به اینکه در قرآن کریم واژه «غضب» سه مرتبه به حضرت موسی(ع) اطلاق شده است، تصریح کرد: حضرت موسی(ع) هنگام برگشت از کوه طور(کوه سینا، نام کوهی در شمال شرقی مصر) و دریافت الواح تورات از خداوند، نزد قوم خویش رفت و متوجه شد که آنان گوسالهپرست شدند و از اینرو نسبت به قوم خود خشمگین شد.
این قرآنپژوه ادامه داد: در آیاتی از قرآن کریم که واژه «غضب» به خداوند، حضرت یونس و حضرت موسی(ع) نسبت داده شده، به عبارتی خشم مقدس و بههنگام مطرح است. بنابراین، کلمه غضب در مواردی بهکار رفته است که بیانگر خشم مقدس و درستی است که هم در خداوند این خشم وجود دارد و هم باید در بندگان خدا نسبت به امور نادرست و کفرآلود وجود داشته باشد.
وی گفت: در آیاتی که «غضب» به خداوند نسبت داده شده است، منظور از خشم پروردگار همان غایت و نتیجه خشم(مجازات و انتقام) یعنی مجازات کردن است. در واقع خداوند از قومی که نسبت به آنها خشمگین میشود، آنها را مجازات میکند.
طیبحسینی با اشاره به اینکه فروخوردن غضب (کظم غضب) یک مرتبه در قرآن کریم بهکار رفته است، بیان کرد: خداوند در آیه 37 سوره شوری میفرماید: «وَالَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ وَإِذَا مَا غَضِبُوا هُمْ يَغْفِرُونَ؛ و كسانى كه از گناهان بزرگ و زشتكاریها خود را به دور مىدارند و چون به خشم درمىآيند درمىگذرند»؛ اگرچه غضب در قرآن کریم بیانگر خشم مقدس و بهجاست، اما با این وجود و براساس فرموده خداوند متعال، بندگان صالح خداوند حتی در مواردی که نسبت به عمل ناپسندی خشمگین میشوند، تصمیم به انتقامجویی نمیگیرند و خود را کنترل میکنند.
وی تصریح کرد: از این رو خداوند حتی بندگان خاص خود را نسبت به فرو خوردن غضب که خشم مقدس و درستی است، توصیه میکند، زیرا انتقامگیری مؤمنان و شایستگان خداوند بهواسطه خشم ممکن است از حد و مرز عبور کند و ناپسند باشد و پشیمانی بهبار آورد.
طیبحسینی با اشاره به اینکه خشم تحت عنوان «غیظ» 11 بار در قرآن کریم تکرار شده است، بیان کرد: عبارت غیظ در قرآن کریم معمولا در مواردی بهکار گرفته شده که بیانگر خشم نامقدس و نابهجاست؛ در واقع خداوند متعال «غیظ» را هنگام سخن گفتن از خشم کفار و منافقین بهکار میبرد که آنان از روی دنیاطلبی و تکبر غیظ میکنند و این خشم ناپسند است.
وی با اشاره به اینکه خشم در قالب «غیظ» از «غضب» شدیدتر و سختتر است، گفت: اگرچه کلمه غیظ در قرآن کریم بیانگر خشم کفار و منافقان نسبت به مؤمنان و مسلمانان است، اما در یک مورد به بندگان خوب خدا نسبت داده شده است که اتفاقا معنای سلبی دارد و خداوند متعال یکی از مهمترین ویژگیهای انسانهای الهی و پارساپیشه را، کظم غیظ و عفو از مردم میشمارد و میفرماید: «الْکاظِمِینَ الْغَیظَ وَ الْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّه یحِبُّ الْمُحْسِنِین؛ مؤمنان در هنگام عصبانیت خشم خود را فرو میبرند و از خطای مردم در میگذرند و خدا نیکوکاران را دوست دارد»(آل عمران/ آیه 134). در واقع این آیه بیانگر آن است که بندگان خوب و صالح خداوند هنگامی که خشمگین میشوند، خشم آنها در نهایت منجر به انتقامجویی و آشوب و بلوا نمیشود و خود را کنترل میکنند.
طیبحسینی با اشاره به اینکه خشم تحت عنوان «مقت» شش بار در قرآن بهکار رفته است، بیان کرد: مقت به معنای بغض شدید نسبت به شخصی است که عمل زشتی را انجام میدهد و این نوع خشم در فرهنگ عرب به منزله یک خشم مقدس تلقی میشود و در قرآن کریم عمدتا به خداوند نسبت داده شده است. در یک آیه خداوند خبر میدهد که ازدواج با زن پدر مقت است. در واقع خود عرب ازدواج افراد با زن پدرشان که گاه اتفاق میافتاد را مقت یعنی کار بسیار زشت و ناپسند که موجب خشم و نفرت است، میشمرد.
وی افزود: خداوند در آیه سوم سوره صف فرمود: «كَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ؛ نزد خدا به شدت موجب خشم است که چیزی را بگویید که خود عمل نمیکنید»، در این آیه کسانی که خُلف وعده میکنند، دروغ میگویند و دیگران را به امور نیک دعوت میکنند، اما خود به آن عمل نمیکنند، مورد مَقت خداوند قرار میگیرند.
عضو هیئت علمی گروه قرآنپژوهی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه تصریح کرد: اگرچه در این آیه آورده شده است که این عمل نزد خداوند خشمبرانگیز است، اما این نوع خشم آثار اجتماعی را هم در پی دارد؛ برای مثال در اجتماع اگر مسئولان حکومت سخنی بر زبان آورند که به آن عمل نمیکنند، علاوه بر اینکه مورد مقت خداوند قرار میگیرند، خشم اجتماعی را هم بر میانگیزند. همچنین مردم هم اگر به پیمان خویش با رهبران دینیشان عمل نکنند، علاوه بر قرار گرفتن در معرض خشم خداوند، باعث بروز خشم و نارضایتی سایر افراد جامعه میشوند.
وی با بیان اینکه خشم تحت عنوان «سَخَط» چهار مرتبه در قرآن کریم تکرار شده و به خداوند و نیز به بندگان خدا نسبت داده شده است، افزود: سَخَط در کتب عربی به معنای خشم شدید خداوند و شدت خشم در این کلمه بیش از غضب است و در معنا متضاد با رضایت و خشنودی قرار میگیرد.
این قرآنپژوه تصریح کرد: خداوند در آیه 162 سوره آلعمران فرمود: «أَفَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَ اللَّهِ كَمَنْ بَاءَ بِسَخَطٍ مِنَ اللَّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ؛ آيا كسى كه خشنودى خدا را پيروى مىكند چون كسى است كه به خشمى از خدا دچار گرديده و جايگاهش جهنم است و چه بد بازگشتگاهى است»، در این آیه منظور از سَخَط ، خشم خداوند است.
وی با اشاره به آیه 58 سوره توبه مبنی بر «وَمِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقَاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْهَا رَضُوا وَإِنْ لَمْ يُعْطَوْا مِنْهَا إِذَا هُمْ يَسْخَطُونَ» افزود: منظور از سَخَط در این آیه خشم منافقین است که خداوند خطاب به پیامبرش میفرماید: «و برخى از آنان در تقسيم صدقات بر تو خرده مىگيرند پس اگر از آن اموال به ايشان داده شود خشنود مىگردند و اگر از آن به ايشان داده نشود بناگاه به خشم مىآيند»؛ بنابراین سخط ممکن است خشم نادرست و ناروا از سمت منافقین یا خشم مقدس خداوند نسبت به اعمال کافران باشد.
طیبحسینی با بیان اینکه «اَسَف»، یکی دیگر از کلمات به کار رفته در قرآن کریم و به معنای خشم است که پنج مرتبه در قرآن تکرار میشود، تصریح کرد: این واژه چهار مرتبه در قرآن کریم به معنای حُزن و اندوه شدید بهکار رفته است، برای مثال در مورد حضرت یعقوب(ع) در قرآن آمده است: «وَتَوَلَّىٰ عَنْهُمْ وَقَالَ يَا أَسَفَىٰ عَلَىٰ يُوسُفَ وَابْيَضَّتْ عَيْنَاهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيمٌ»(یوسف/ آیه 84)؛ این آیه بیانگر آن است که حضرت یعقوب(ع) به علت دوری از پسرش، حضرت یوسف(ع) نسبت به او دچار اَسَف شد و بینایی خود را از دست داد.
وی گفت: کلمه «اَسَف» با حرف «الا» به معنای خشمگین شدن است، اما زمانی که در باب افعال قرار میگیرد یعنی «آسَف»، به معنای به خشم درآوردن است که در قرآن کریم یک بار در معنای دوم بهکار رفته است. خداوند در قرآن کریم فرمود: «فَلَمَّا آسَفُونَا انْتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَاهُمْ أَجْمَعِينَ؛ و چون ما را به خشم درآوردند از آنان انتقام گرفتيم و همه آنان را غرق كرديم»(زخرف/ آیه 55)؛ در این آیه کلمه «آسَف» در باب افعال و بهمعنای به خشم درآوردن خداوند تعبیر میشود. اگرچه در این آیه، آسَف به خشم دلالت میکند، اما یک خشم مقدس و متعلق به زمانی است که فرعون و نزدیکانش با اعمال ناشایستی که بر حضرت موسی(ع) و پیروانش روا داشتند، مورد خشم خداوند واقع شدند و از آنها انتقام گرفته شد.
عضو هیئت علمی گروه قرآنپژوهی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه ادامه داد: براساس مطالعات انجام شده به نظر میرسد، در آیاتی که خداوند از خشم خود با تعابیر «مَقت»، «آسَف» یا «غضب» یاد میکند، به هیچ عنوان به منزله رحمت و رأفت الهی نیست.
وی با بیان اینکه قوه غضبیه یکی از قوای لازم برای تکامل انسان است، بیان کرد: خشم غریزهای است که خداوند در وجود انسان قرار داده تا در مواقع ضروری از حریم خویش، دین و وطن در برابر دشمن دفاع کند، اما آنچه که از آیات قرآن استنباط میشود آن است که افراد جامعه اسلامی نسبت به یکدیگر خشم خود را کنترل کنند شیوه عفو و گذشت و اغماض نسبت به یکدیگر در پیش گیرند، تا مبادا این خشم باعث اقدام و حرکتی ناشایست از سمت آنها شود و پشیمانی به همراه داشته باشد.
طیبحسینی تصریح کرد: در جامعه امروز ممکن است، هر شخصی در مواجهه با حریمشکنان و حرمتشکنان خشمگین شود که این خشم درست و بهجاست، اما براساس آیات مطرح شده باید بدانیم که حتی بهواسطه این خشم صحیح، باز هم نباید متدینان در مقابله با آشوبگران اقدامات احساسی انجام دهند و بهصورت شخصی و سلیقهای انتقام بگیرند یا دست به مجازات بزنند تا خدای نکرده اقدام آنها برای نظام و انقلاب و مردم هزینه درست کند و مورد سوءاستفاده دشمنان قرار گیرد.
وی ادامه داد: حتی در موضعگیریها علیه آشوبگران نیز نباید با خشم و عصبانیت خارج از کنترل مقابله کرد و پاسخ داد. در اینگونه موارد گرچه خشم در مقابله با آشوب و تخریب و انجام منکر و بسیاری دیگر از رفتارهای ضد اخلاق و عقل و منطق، خشم موجه است و وجود چنین خشمی در قلب مردم طبیعی است، اما به توصیه قرآن به هنگام مقابله با آشوبگران و مجازات آنها عموم مردم باید خشم خود را کنترل کرده و براساس شرع و قانون اقدامات پسندیدهتر انجام داده و به تکلیف خود عمل کنند و مجازات آشوبگران را از طریق مجاری قانونی دنبال کنند.
انتهای پیام