کد خبر: 4103266
تاریخ انتشار: ۰۸ آذر ۱۴۰۱ - ۱۲:۵۵
حبیب‌الله بابایی مطرح کرد:

لزوم توجه به امیدهای شکل گرفته در گذشته تمدن اسلامی

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی گفت: اگر بخواهیم امید را در گذشته تمدن اسلامی رصد کرده و نمودار آن را ترسیم کنیم نیاز داریم به اینکه امیدهای شکل گرفته در گذشته خود را نقطه‌گذاری کنیم که ما را به وضعیت کنونی رسانده‌اند.

حبیب‌الله بابایی

به گزارش خبرنگار ایکنا، حجت‌الاسلام والمسلمین حبیب‌الله بابایی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، امروز سه‌شنبه 8 آذرماه در همایش «بازخوانی اندیشه آرمانشهری در سنت اسلامی» با موضوع «امتداد اجتماعی الهیات امید» سخنرانی کرد.

در ادامه گزیده سخنان وی را می‌خوانید:

سؤالی که در ابتدا لازم است مطرح کنم این است که اگر در نگاه آرمانشهری قرار است به آینده نگاه کنیم و در نگاه تمدنی به چالش‌ها و مسائل امروز توجه داشته باشیم آنگاه آیا این صحیح است که ما نگاه آرمانشهری را بیشتر آرزومندانه و نگاه تمدنی را معطوف به واقعیت تصور کنیم؟ این دوگانه‌ای است که در ذهن بنده شکل گرفته که هنوز با آن چالش دارم. درباره امتداد اجتماعی الهیات امید باید بگویم که بحثی را یورگن مولتمان در کتاب «الهیات امید» مطرح می‌‌کند که لازم است مورد اشاره قرار دهم.

دیدگاه مولتمان درباره الهیات امید

مولتمان در کتاب «الهیات امید» نکته‌ای را از کالون نقل می‌کند و می‌گوید به ما یک زندگی جاوید وعده داده شده اما ما با مسئله مرگ مواجه هستیم. از رستاخیز میمونی به ما گفته شده اما با خرابی‌ها مواجه هستیم و از ما خواسته شده درستکار باشیم اما گناه در میان ما زیاد شده است. از رحمت زیاد می‌‌شنویم اما تحت مصائب بی‌حد و حصر قرار داریم. حال در چنین وضعیتی چه خواهد شد که اگر ما تنها امیدمان را هم از دست بدهیم و چشم به راه منجی فراتر از این دنیا نباشیم؟

از نظر مولتمان در چنین وضعیتی ایمان به آینده می‌تواند راهی به سمت رهایی باشد و کارکرد ایمان، نه تنها خلاصی از شر بلکه به معنای توسعه مرزهای زندگی تنیده به رنج، مرگ، شر و گناه است. در چنین بستری ایمان می‌تواند همراه با امید باقی بماند و امید مؤمنانه از این منظر تبدیل به یک تمنا و میل شدید می‌شود تا به آنچه مراد است دست پیدا کند. در این فرآیند ایمانِ ضعیف با امید و انتظاری صبورانه تقویت می‌شود و بدون ایمان، امید تبدیل به اتوپیایی مبهم و بدون امید هم ایمان تکه تکه شده و تبدیل به ایمانی مرده می‌شود.

وجود امیدهای بزرگ در تاریخ تمدن اسلامی

از نظر وی تنها از طریق ایمان است که فرد می‌تواند راهی به سوی زندگی حقیقی پیدا کرده و فقط از طریق امید می‌‌تواند در این طریق استوار بماند. از نظر مولتمان اگر ایمان منوط به امید می‌شود آنگاه گناه بی‌ایمانی در ناامیدی نیست بلکه خدا انسان را گرامی می‌‌دارد و وقتی انسان چنین امیدی در آینده را باور نمی‌کند دچار گناه می‌شود و خود را در معرض بی‌ایمانی قرار می‌دهد.

معتقدم اگر تمدن را به معنای کلان‌ترین نظام مناسبات انسانی بدانیم آنگاه امیدهای بزرگ به تحولات بزرگ و رهایی از مشکلات و رسیدن به اهداف و مقاصد منجر شده و این راهی برای تغییرات بزرگ در عرصه‌های تمدنی خواهد بود و چنین امیدی مبتنی بر ایمان‌های بزرگ در میان مردم است. از نظر شهید صدر تحقق ایده‌آل‌ها وابسته به چند امر است؛ اول اینکه باید نسبت به ایده‌آلِ برتر، تفکری پیدا کرد و دوم اینکه کاری کرد که از این تفکر، نیرویی روانی و درونی در افراد به وجود بیاید و سوم اینکه باید بین این دو ارتباطی برقرار کرد و در نهایت باید موانع از پیش پا برداشته شود.

لزوم توجه به امیدهای گذشته

نکته دیگر این است که بر اساس فرمایش شهید صدر، امید به آینده گاهی امید محدود و سطحی و نزدیک و گاهی امید متوسط و گاهی امیدی دورتر و همیشگی است. امید جامعه به ایده‌آل‌های مطلق انسانی، ممکن است در قالب یک تمدن الهی یا موعود آخرالزمانی یا آخرت و امید به زندگی در آن جهان متجلی شود بنابراین امید و ناامیدی اموری طیفی و نسبی هستند و گاه امیدها کوچک و خرد و گاهی بزرگ و کلان هستند. گاهی امیدها مربوط به این دنیا یا دنیای ابدی هستند.

نکته مهمی که باید اشاره کنم این است که تلقی بنده از الهیات امید و ورود از مولتمان و خروج از شهید صدر، امیدهای سه گانه در فرازهای مختلف اجتماعی است و وقتی تاریخ تمدن اسلامی را مرور می‌کنم می‌بینم گاهی اوقات حیات و بقای ما در سطح کلان تمدنی، کمتر با امیدهای نزدیک‌تر و کوچک‌تر و و بیشتر با امیدهای میانی و دور شکل گرفته است و مثلا وقتی تاریخ مغول‌ها را مطالعه می‌‌کنیم در بدترین شرایط حاکم بر جامعه، جنبش‌هایی در جامعه بر اساس امیدهای دور دست شکل گرفته که اکنونِ خود را رقم زده‌اند. لذا اگر بخواهیم امید را در گذشته تمدن اسلامی رصد کرده و نمودار آن را ترسیم کنیم به نظرم نیاز داریم به اینکه امیدهای شکل گرفته در گذشته خود را نقطه‌گذاری کنیم که ما را به وضعیت کنونی رسانده‌اند.

انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
captcha