کد خبر: 4106045
تاریخ انتشار : ۲۰ آذر ۱۴۰۱ - ۱۰:۵۶
هفته پژوهش همراه با یک پایان‌نامه قرآنی/ 1

بررسی روایات مربوط به نسخ در جوامع فقهی و حدیثی

بیشتر اسناد روایات مربوط به آیات نسخ که به مراجع قرن اول منتسب است، اعتبار کافی ندارد و باید آنها را در زمان‌های متأخرتر تاریخ‌گذاری کرد، ضمن اینکه شخصیت‌های کلیدی روایات نسخ همه در قرن دوم زندگی کرده‌اند و بنابراین، می‌توان گسترش اندیشه نسخ را مربوط به این دوران دانست.

آیه ناسخ و منسوخ

مسئله نسخ، یکی از پرچالش‌ترین مباحثی است که از دیرباز در علوم مختلف اسلامی، از جمله اصول، فقه، علوم قرآن و تفسیر مورد توجه قرار داشته و دیدگاه‌های متفاوتی درباره آن مطرح‌ شده است. عرفانه باباصفری رنانی، دانشجوی مقطع دکترای علوم قرآن و حدیث دانشگاه تهران در پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان «جریان‌شناسی اندیشه نسخ در دو قرن نخست هجری، بر پایه تحلیل راویان روایات ناسخ و منسوخ» و با راهنمایی امیر احمدنژاد، عضو هیئت علمی گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه اصفهان، این موضوع را مورد واکاوی قرار داده و خبرنگار ایکنا از اصفهان به‌منظور معرفی پایان‌نامه‌های برتر دانشجویی در هفته پژوهش، درباره این پایان‌نامه با وی به گفت‌وگو نشسته است.

باباصفری ضمن اشاره به نبود تعریف واحد برای اصطلاح نسخ در روایات اسلامی گفت: در تعدادی از روایات، ناسخ به آیه‌ای اطلاق می‌شود که سبب وقوع هر گونه تغییر در حکم آیه پیشین شود، اعم از آنکه حکم پیشین را کاملا لغو کند یا منجر به افزودن تخصیص و تقیید در حکم آن آیه شود، اما از دوران شافعی به بعد، نسخ فقط به مورد اول اطلاق می‌شد و تخصیص و تقیید را در برنداشت. لذا، همیشه درباره مصادیق نسخ نیز اختلاف قابل‌ توجهی وجود داشته و دارد، چنانکه برخی از عالمان دینی تعداد آیات منسوخ را بیش‌ از ۲۰۰ آیه دانسته و برخی دیگر تعداد آن را بسیار محدود و حتی در حد یک آیه می‌پندارند. گروهی نیز که عمدتا از دانشمندان معاصر محسوب می‌شوند، به‌ کلی، وقوع نسخ در قرآن را انکار می‌کنند.

وی افزود: از آنجا که منشأ بسیاری از این تفاوت دیدگاه‌ها در موضوع نسخ، وجود روایات متعدد در این زمینه است، بررسی و تحلیل این دست روایات، موضوع تحقیق این پایان‌نامه قرار گرفت. به این ترتیب که ابتدا روایات نسخ در تفسیر طبری جمع‌آوری و سپس با نظم‌دهی به متن و سند روایات، شبکه اسناد روایات تنظیم و حلقه‌های مشترک آن ترسیم شد. سپس بررسی رجالی راویان و تحلیل منابع روایات نسخ صورت گرفت.

این دانشجوی مقطع دکترا ادامه داد: در این پایان‌نامه، از روش تاریخ‌گذاری شاخت استفاده شد. شاخت بر این باور است که اگر فقیهی برای حکمی، فتوا صادر کرد و در حالی که ذکر استنادات روایی آن حکم ضروری بود، آن را بیان نکرد، نشان از وجود نداشتن این دست روایات و جعل آنها بعد از صدور فتواست. اگرچه این نظریه، یقین‌آور نیست، اما می‌توان از آن به‌عنوان قرینه‌ای در کنار سایر قرائن بهره گرفت. مثلا، در کتب شافعی در موارد متعددی مسئله ناسخ و منسوخ در قرآن و سنت مورد بررسی قرار گرفته، اما با وجود اعتقاد راسخ شافعی به نسخ، در هیچ‌ یک از مواردی که او قائل به نسخ بوده، استناد روایی آن را نقل نکرده است. این موضوع، شاید نشانگر نبود روایتی دال بر نسخ این آیات یا حداقل فقدان روایات معتبر و قابل‌ اعتماد در این حوزه باشد.

وی ضمن اشاره به بهره‌گیری از دیدگاه فوق در بررسی روایات نسخ گفت: در ادامه تحقیق، به جستجوی روایات نسخ موجود در جوامع فقهی و حدیثی پرداخته شد. چنانکه می‌دانیم، هر چه روایتی در منابع متقدم‌تر یافت شود، از ارزش و اعتبار بالاتری برخوردار است، اما در منابع متقدمی همچون کتب تابعین و اتباع تابعین، فقط یک روایت نسخ و آن‌ هم در یکی از نسخه‌های موطا مالک یافت شد و در منابعی مانند جامع معمر بن راشد، جزء ابراهیم بن سعد و سایر کتب این دوره، هیچ روایت نسخی یافت نشد، ولی در منابع دوره‌های بعد، تعداد روایاتی از این دست بیشتر شد و مصنف عبدالرزاق با ۱۳ روایت و مصنف ابن ابی شیبه با ۲۲ روایت، دربردارنده بیشترین تعداد روایات نسخ در دوره دوم بودند. البته همچنان در این دوره، کتبی مانند مسند طیالسی، هیچ روایت نسخی نقل نکرده است.‌ در دوره‌ تدوین صحاح سته، روایات نسخ به کتب بیشتری راه یافت، چنانکه هر کدام از صحاح سته حداقل یک روایت نسخ را دربر داشته‌اند. در دوره پس‌ از صحاح سته، روایات نسخ همچنان افزایش داشت، تا جایی‌ که در تفسیر طبری به بیش‌ از ۴۰۰ روایت رسید. این افزایش روایات در طول زمان می‌تواند باعث تشکیک در صحت روایاتی شود که در دوره‌های متأخرتر به منابع راه یافته‌اند.

باباصفری ضمن رد فرضیه افزایش تعداد روایات نسخ در منابع متأخرتر به‌ علت افزایش کلی در تعداد روایات این کتب در پی تتبع‌های بیشتر محدثان بیان کرد: برای رد این فرضیه، فراوانی نسبی روایات نسخ محاسبه شد و نسبت تعداد روایات نسخ به تعداد کل روایات به‌دست آمد. اگر افزایش روایات نسخ به‌دلیل نقل بیشتر روایات در منابع متأخر بود، باید این نسبت در همه منابع و کتاب‌ها تقریبا یکسان به‌دست می‌آمد، ولی این‌گونه نبود و فراوانی نسبی در کتب متأخرتر افزایش قابل‌ توجهی داشت. برای مثال، در مصنف عبدالرزاق، تقریبا به‌ازای هر هزار و ۵۰۰ روایت، یک روایت نسخ ذکر شده، اما در صحیح بخاری که متأخرتر از آن است، به ازای هر ۶۳۰ روایت، یک روایت نسخ نقل شده‌ است.

وی در ادامه ضمن اشاره به کهن‌ترین جوامع دربردارنده روایات نسخ، به میزان فراوانی صدور احادیث نسخ در هر یک از مراکز علمی آن زمان پرداخت و اضافه کرد: الآثار ابو‌یوسف، مصنف عبدالرزاق و مصنف ابن ابی شیبه، قدیم‌ترین آثار دربردارنده روایات نسخ هستند که هر سه اثر به نوعی با مکتب کوفه و بصره پیوند داشته‌اند، چنانکه در بررسی مشایخ این کتب مشخص شد که ۸۱ درصد روایات از اهل کوفه، ۱۱ درصد از اهل بصره و ۸ درصد از اهل واسط نقل شده‌ است. به این ترتیب، نقش برجسته این سه شهر و مرکز علمی عراقی در حوزه‌ روایات نسخ قابل‌ توجه است.

این دانشجوی مقطع دکترا به تحلیل سندی روایات نسخ اشاره کرد و گفت: اگر ابتدایی‌ترین فردی را که در طرق مختلف نقل حدیث، چند نفر از شاگردان از او نقل روایت کرده باشند، حلقه مشترک بنامیم، در این‌ صورت پس‌ از بررسی شبکه اسناد طرق مختلف روایت، به این نتیجه می‌رسیم که بیشتر اسناد روایات مربوط به آیات نسخ که به مراجع قرن اول منتسب است، اعتبار کافی ندارد و باید آنها را در زمان‌های متأخرتر تاریخ‌گذاری کرد. قتاده، سدی، حسین بن واقد، حجاج‌الاعور و ابوصالح، شخصیت‌های کلیدی روایات نسخ هستند که همه در قرن دوم زندگی کرده‌اند. بنابراین، می‌توان گسترش اندیشه نسخ را مربوط به این دوران دانست. ضمن آنکه به گفته رجالیان، در همین دوران نیز کتاب‌هایی در زمینه نسخ تألیف شده‌ است.

وی ضمن اشاره به دستاورد دیگر این پایان‌نامه، به بیان اهمیت مکتب کوفه و بصره در روایات نسخ پرداخت و تأکید کرد: مؤلفان متقدم‌ترین منابعی که در آنها کثرت روایات نسخ مشاهده می‌شود، به نوعی با مکتب کوفه و بصره مرتبط هستند. همچنین مشایخ روایات نسخ در این کتب، همگی دانش‌آموخته مکتب عراق، به‌ویژه کوفه و بصره هستند. از نتایج مهم دیگر این پایان‌نامه، تفاوت گستره مفهوم نسخ در منظر چهره‌های شاخص راویان روایات نسخ است. نسخ در اصطلاح متقدم به‌ معنای گسترده‌تری به‌کار رفته، به این صورت که راویان هر گونه تغییر از جمله تخصیص و تقیید در آیه‌ پیشین را نسخ می‌دانسته‌اند. قتاده، سدی و حسین بن واقد، این‌گونه به نسخ می‌نگریستند، اما در روایات حجاج و ابوصالح که در اواخر قرن دوم و اوایل قرن سوم می‌زیستند، گویا دایره مفهوم نسخ کوچکتر شده و موارد تخصیص و استثنا را شامل نمی‌شود. شافعی نیز که مربوط به‌ همین عصر است، در کتاب خود میان نسخ و تخصیص تفاوت قائل شده و نسخ را به‌ معنای بطلان و ترک کامل حکم پیشین فرض کرده است.

الهه‌سادات بدیع‌زادگان

انتهای پیام
captcha