علیرضا نجفی تیرتاشی، پژوهشگر و مدرس دانشگاه در یادداشتی که در اختیار ایکنای قم قرار داده نوشته است: نهجالبلاغه اقیانوسی است از معرفت الهی که از جمله آن مطالبی است در پیرامون معرفی و بیان صفاتی از نبی گرامی اسلام(ص) از زبان مولی متقیان علی (ع).
آن حضرت در خطبه ۱۹۲ کتاب عظیم الشأن نهجالبلاغه در ارتباط با خویشاوندی خود و پیامبر(ص) میفرماید: «و قد علمتم موضعی من رسول الله(ص) بالقرابة القریبة و المنزلة الخصیصة: شما به خوبی موقعیت من را از نظر خویشاوندی و قرابت و منزلت و مقام ویژه نسبت به رسول خدا (ص) میدانید.»
همچنین امام علی(ع) در خطبه ۹۴ هم در باب دودمان پاک نبی گرامی اسلام(ص) میفرماید «فاستودعهم فی افضل مستودع و اقرهم فی خیر مستقر، تناسختهم کرائم الاصلاب الی مطهرات الارحام. کلما مضی منهم سلف قام منهم بدین الله خلف حتی افضت کرامة الله سبحانه و تعالی الی محمد(ص) فاخرجه من افضل المعاون منبتا و اعز الارومات مغرساً من الشجرة التی صدح منها انبیاءه و انتجب منها امناءه. عترته خیر العتر و اسرته خیر الاسر و شجرته خیر الشجر: خداوند نطفه پاک پیامبران را در بهترین جایگاه به ودیعت نهاد و در بهترین مکانها آنها را مستقر ساخت، صلب کریم پدران آنان را به رَحِم پاک مادران منتقل نمود. هرگاه یکی از آنان بدرود حیات میگفت، دیگری بعد از او برای پیشبرد دین خدا به پای خاست. تا اینکه این منصب بزرگ نبوت از جانب خداوند سبحانه و تعالی به محمد(ص) رسید. او را از بهترین اصلها و مکانها که با ارزشترین روییدنیها از آن به دست میآید استخراج کرد و نهال وجود او را در اصیلترین و عزیزترین سرزمینها غرس کرد و شاخههای هستی او را از همان درختی که پیامبران را از آن آفرید به وجود آورد. از همان شجرهای که امینان درگاه خود را از آن برگزید. فرزندانش بهترین فرزنداناند و خاندانش بهترین خاندان و دودمانش بهترین دودمانند.»
اینگونه فرمایشاتی که امام علی(ع) در باب پیامبر بزرگ اسلام(ص) اظهار میدارند، نشان دهنده این است که تمام آن امام همام(ع) در وجود حضرت محمد(ص) ذوب شده و خود و وجودش را در هستی و وجود آن حضرت میبیند. به طوری که ابن ابی حدید به نقل از استادش ابوجعفر در کتاب شرح نهج البلاغه بیان میدارند:
علی(ع) به پیامبر(ص) ایمان قوی داشت و قویاً او را تصدیق مینمود و به او یقین راسخ داشت و در راه او هیچ تردیدی نداشت و در راه اجرای خواستههای او بود. با تمام این اوصاف، او رسول خدا(ص) را بسیار دوست میداشت؛ زیرا با او نسبت نزدیک داشت و زیر نظر او تربیت یافته بود و موقعیت ویژهای نزد او داشت که دیگر اصحاب نداشتند. به این ترتیب شرافت پیامبر(ص) برای علی(ع) هم هست، زیرا آن دو یک روح در دو بدن بودند. پدر آنها یکی بود (زیرا ابوطالب کفیل پیامبر(ص) بود) و از نظر اخلاقی با هم تناسب داشتند. علی آرزو داشت دعوت اسلام فراگیر شود، پس چگونه پیامبر را تعظیم و احترام نکند و در اعلای کلمه او تلاش ننماید.
پیامبر و تربیت کودکی
در خطبه ۱۹۲ کتاب نهج البلاغه، چنین آمده است: «لقد قرن الله به صلی الله علیه و آله من لدن ان کان عظیماً اعظم ملک من ملائکته یسلک به طریق المکارم و محاسن اخلاق العالم لیله و نهاره: از همان زمان که رسول خدا(ص) را از شیر گرفتند، خداوند، بزرگترین فرشته از فرشتگان خویش را مأمور ساخت تا شب و روز وی را به راههای بزرگواری و درستی و اخلاق نیکو سوق دهد.»
از امام صادق(ع) در اصول کافی نقل شده است که منظور از بزرگترین فرشته (اعظم ملک) این است: به خدا سوگند، مخلوقی است بزرگتر از جبرئیل و میکائیل و او همواره با رسول خدا(ص) بود و او را آگاه ساخت و راهنمایی مینمود. او با امامان هست و آنها را آگاه میسازد و راهنمایی مینماید.
پیامبر و بعثت
حضرت علی(ع) در کتاب نهجالبلاغه در خطبه ۸۹ و خطبه ۱۵۸ میفرماید: «ارسله علی حین فترة من الرسل و طول هجعة من الامم قد درست منار الهدی و ظهرت اعلام الردی: هنگامی خداوند رسالت را برعهده پیامبر اکرم(ص) گذارد که مدتها از بعثت پیامبران پیشین گذشته بود و ملتها در خواب غفلت فرو رفته بودند»
امام علی(ع) در خطبه ۳۳ کتاب عظیم الشأن نهج البلاغه برای بیان وضعیت دین شبه جزیره عرب در دوران بعثت پیامبر اعظم(ص) میفرماید: «ان الله بعث محمداً(ص) و لیس احد من العرب یقرأ کتابا ولا یدعی نبوة: خداوند هنگامی محمد(ص) رابه نبوت مبعوث ساخت که هیج کس از عرب کتب آسمانی نداشت و ادعای نبوت نمینمود» و در خطبه ۲۶ فرمودند: «تسفکون دماء کم و تقطعون ارحامکم: پیوسته خون یکدیگر را میریختند و پیوند خویشاوندی را قطع مینمودید»
هزاران جملات قصار دیگر در باب دوران بعثت پیامبر اعظم(ص) که در خطبههای دیگر امام علی(ع) مکرر گفته شده که ملتها در خواب عمیقی فرو رفته بودند. فتنه و فساد جهان را فرا گرفته بود و کارهای خلاف در میان مردم منتشر بود و آتش جنگها زبانه میکشید. دنیا بینور و پر از مکر و فریب گشته بود. برگهای درخت زندگی به زردگی گراییده و امید باروری آن قطع شده بود و آب حیات زندگی به زمین فرو رفته بود. منارههای هدایت به کهنگی گراییده و پرچمهای هلاکت و بدبختی آشکار شده بود. دنیا با قیافهای زشت و کریه به اهلش مینگریست و با چهرهای عبوس با طالبانش روبه رو بود. میوه درخت دنیا فتنه بود و طعامش مردار. در درون وحشت و اضطراب و در برون شمشیر حکومت میکرد. اینها نشان میدهد که مراد از بعثت پیامبر بیداری جهان و جهانیان از فتنه و فساد و رهایی از فلاکت و بدبختی بوده است.
پس از پایان دوران تاریک جاهلیت و غلبه یأس و نومیدی، بارقه امیدی در اعماق جان بندگان صالح خدا درخشش داشت و آن امید به آمدن نبی خاتم بود. امام علی(ع) در این باره در خطبه اول نهجالبلاغه میفرماید: «الی ان بعث الله سبحانه محمداً رسول الل (ص) لا نجاز عدته و انتمام نبوته مأخوذاً علی النبیین میثاقه، مشهورة سماته: تا اینکه خداوند محمد رسول الله(ص) را برای وفای به عهد خویش و کامل کردن نبوتش مبعوث ساخت و این در حالی بود که از همه پیامبران درباره او پیمان گرفته شده و نشانه هایش مشهور بود.»
امام علی(ع) در کتاب جلیل القدر نهج البلاغه صفات نیکو و فضایل و خصایص زیادی برای حضرت محمد(ص) بیان داشتند که به تعدادی از آنها میپردازیم:
1- امین و مورد اعتماد
در خطبه ۱۰۶ کتاب نهجالبلاغه چنین میفرمایند:«حتی اوری قبسا لقابس و انار علما لحابس فهو امینک المأمون: تا اینکه خداوند پیامبرش را فرستاد و شعلهای برای آنها که میخواهند روشن گردند، برافروخت و چراغی پر فروغ بر سر راه گم شدگان وادی ضلالت و گمراهی قرار داد. خداوندا، پس او امین و مورد اعتماد توست.»
2- الگوی فداکاری و شجاعت
در جای دیگر از کتاب نهجالبلاغه و در نامه ۹، حضرت علی(ع) میفرماید: «و کان رسول الله اذا احمر البأس و احجم الناس قدم اهل بیته، فوقی بهم اصحابه حر السیوف و الاسنة فقتل عبیدة بن الحارث یوم بدر و قتل حمزة یوم احد و قتل جعفر یوم موتة و اراد من لو شئت ذکرت اسمه مثل الذی ارادوا من الشهادة و لکن آجالهم عجلت و منیته اجلت: هرگاه آتش جنگ شعله میکشید و حمله شدید دشمن باعث عقب نشینی سپاه میشد، پیامبر خدا(ص) اهل بیت خود را پیشاپیش لشکر قرار میداد تا اصحابش از آتش شمشیر و نیزه مصون بمانند؛ لذا پسر عموی پیامبر عبیدة بن حارث روز بدر و حمزه عموی پیامبر روز احد و جعفر پسرعموی آن حضرت روز جنگ موته کشته و شهید شدند و کسانی هم بودند که اگر میخواستم نامشان را میبردم که دوست داشتند همانند آنان شهادت نصیبشان گردد، اما مقدور بود زنده بمانند و مرگشان به تأخیر افتد.»
3- رحمة للعالمین
امیرالمؤمنین(ع) در حکمت ۸۸ چنین روایت فرمودند: «کان فی الارض امانان من عذاب الله و قد رفع احدهما فدونکم الآخر فتمسکوا به، اما الامان الذی رفع فهو رسولالله (ص) و، اما الامان الباقی فالاستغفار قال الله تعالی: و ما کان الله لیعذبهم و انت فیهم و ما کان الله معذبهم و هم یستغفرون: در زمین دو امان و وسیله نجات از عذاب الهی بود که یکی از آنها برداشته شد، دومی را دریابید و به آن چنگ زنید. اما امانی که برداشته شد رسول خدا(ص) بود و امانی که باقی مانده استغفار است.
4- پایداری و استقامت
آن حضرت در خطبه ۱۱۶ کتاب شریف نهجالبلاغه میفرماید: «رسله داعیا الی الحق و شاهداً علی الخلق فبلغ رسالات ربه غیر وان و لا مقصر و جاهد فی الله اعداءه غیر واهن و لا معذر امام من اتقی و بصر من اهتدی: خداوند پیامبر اسلام(ص) را فرستاد تا به سوی حق دعوت نماید و گواه اعمال خلق باشد. او بدون سستی و کوتاهی رسالت پروردگارش را رسانید و در راه خدا با دشمنانش بدون عذر نبرد کرد. پیشوای پرهیزکاران و روشنی بخش چشم هدایت شدگان.»
5- بهترین پیامبران
حضرت علی(ع) در خطبه ۲۱۳ در این باره میفرماید: «ارسله بالضیاء و قدمه فی الاصطفاء: او را با نور و روشنایی فرستاد و از میان مخلوقاتش برگزید و بر همه مقدم داشت»
6- ختم المرسلین
امیر المومنین علی(ع) در خطبه ۷۸ به صراحت بیان میدارد: «ایها الناس خذوها عن خاتم النبیین: انه یموت من مات منا و لیس بمیت و یبلی من یبلی منا و لیس ببال: ای مردم، این حقیقت را از خاتم النبیین بیاموزید: که هر کس از ما میمیرد در حقیقت نمرده و آن کس که جسدش کهنه میشود در حقیقت کهنه نشده است.»
در خطبه ۲۳۵ (هنگام وداع با پیامبر خاتم (ص)، آن گاه که بدن مطهر آن حضرت را غسل میداند) نیز فرمودند: «بابی انت و امی لقد انقطع بموتک مالم ینقطع بموت غیرک من النبوة والأنباء و اخبار السماء: پدرم و مادرم فدایتای پیامبر خدا، با مرگ تو چیزی قطع شد که با مرگ دیگران قطع نشد و آن نبوت و اطلاع رسانی از عالم غیب و اخبار آسمانی بود.
انتهای پیام
مقاله "چرا پیغمبر اسلام میگوئیم و مینویسیم" به قلم زنده ياد امیری فیروزکوهی، مجله دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد، شماره 14، 1350