مسعود جانبزرگی، روانشناس بالینی و استادتمام پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در سلسله جلسات «تعامل با نوجوان براساس رویکرد درمان معنوی» که به همت ایکنای قم تولید شده است، به مصادیق تربیت معنوی میپردازد. در ذیل متن و ویدئوی پنجمین درس وی از نظر میگذرد:
دوره نوجوانی، زندگی پیشبینیپذیر است لذا نوجوان به آینده، شغل، تحصیلات و ازدواج فکر میکند، بنابراین والدین باید بتوانند ارزشهای فکری را در آنها احیا کنند. مراجعهای داشتم که آقا یا یک دختر خانم رابطه دوستی داشتند و برهم خورده بود، حال بر این باور بود که هیچ وقت با کسی که قرار است ازدواج کند، رابطه برقرار نخواهد کرد، همچنین با کسی هم که قرار نیست ازدواج کنم دیگر رابطهای برقرار نخواهم کرد، زیرا باید به خواسته طرف مقابلم اهمیت بدهم.
در دوران درمان با نوجوان یکی از اصول جدی، آن است که مسئولیت جنسیت خود را بپذیرند. اگر یک نوجوانی بتواند مسئولیت مرد بودن یا زن بودن خود را بپذیرد مطمئناً وارد رابطه جنسی نخواهد شد و بیقاعده عمل نمیکند؛ زمانی که با یک نوجوان دختر صحبت میکنم او را به این درک میرسانم که بپذیرد او دختر و طرف مقابل پسر است، در انسانیت مشترک، اما در جنسیت غیرمشترک هستند.
بیشتر بخوانید:
حال از او سؤال میکنم آیا قوانین حاکم بر جنس پسر را میدانی؟ آیا میدانی رابطه جنسی برای یک دختر ابتدای یک رابطه عاطفی و سرمایهگذاری عاطفی است در حالی که برای یک پسر انتهای یک رابطه است. اگر این قاعده را درک کنی هیچوقت آن پسر را در موقعیت بقرار کردن رابطه جنسی با خود قرار نمیدهی؛ اگر دختران بدانند راضی کردن یک پسر برای برقراری رابطه جنسی یعنی از دست دادن او و پایان دادن به رابطه، هیچوقت در این مسیر قرار نخواهند گرفت.
هویت جنسیتی، هویت اجتماعی و هویت فردی باید به ترتیب اول تا سوم شکل بگیرد، درواقع در ابتدا باید مسئولیت جنسیت خود را بپذیرد سپس مسئولیت جنسیت طرف مقابل را هم درک کند درواقع به این باور برسد که تنها خودش نیست و جنسیت طرف مقابل او هم حائز اهمیت است، آیا دختر/پسر میدانند چه آسیبی به طرف مقابل خواهند زد؟ با اینکه شاید براین باور باشند که این طرف مقابل با خواسته خود آمده باشد، اما مسئله این است که این فرد در دوران نوجوانی و دوران فروریزش ارزشهاست و نباید از این دوران آسیب جدی بخورد.