مسعود جانبزرگی، استادتمام پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در سلسله جلسات «تعامل با نوجوان براساس رویکرد درمان معنوی» که به همت ایکنای قم تولید شده است، به مصادیق تربیت معنوی میپردازد. در ذیل متن هشتمین و آخرین درس ایشان از نظر میگذرد:
دیندار کردن یا به عبارت دیگر نمازخوان یا روزهبگیر کردن فرزندان توسط والدین از هیچ فرمول و شیوه خاصی پیروی نمیکند، زیرا به عوامل متعددی از جمله جامعه، شرایط محیطی، عدم پذیرش و طرد از سوی همسنوسالان و آسیب از محیطهای مذهبی بستگی دارد.
بیشتر بخوانید:
والدین باید بدانند رفتارهای مذهبی را چگونه به فرزندشان آموزش بدهند، سهم خود را در رفتارهای دین فرزندان بدانند و به وظایف و تکالیف خود آگاه باشند.
تذکر دادن تنها زمانی میتواند در اصول تربیتی والدین جایگاهی داشته باشد که بدانند تذکر و هشدار آنان به فرزندان تأثیرگذار است، اگر آگاه باشند که این هشدار اثرگذار نیست یا شک داشته باشند، نباید به آنان تذکر بدهند، زیرا گیرنده فرزندشان رو به والدین خاموش است، سیگنال والدین بر فرزندان فعال، اما گیرنده خاموش است و در چنین شرایطی پیام از سمت والدین به فرزندان هم اگر برسد، دریافت نمیشود.
عقل فطری انسان، گیرنده و آنتن اوست، اگر بتوان بهگونهای درون ذهن و عقل فطری نوجوان ورود پیدا کرد که گیرنده او را فعال کرد، آنگاه ممکن است بتوان، با تذکر دادن به موقع، در تغییر رفتار و عملکرد او تأثیرگذار بود.
یک تجربه شخصی خودم از تذکر دادن و نصیحت کردن فرزندان دارم، از فرزندانم درخواست میکنم تا زمانی را برای شنیدن به نصیحتهای پدرانه من، انتخاب کنند، در آن زمان، هر سخن سخت و ناخوشایندی را که با آنان مطرح میکنم، بهطور دقیق گوش میدهند و تحلیل میکنند.
والدین برای رابطه پیش از اینکه قطار بفرستند، نیازمند ریلگذاری هستند؛ پس اساساً باید توجه کنند ریلگذاری کردند یا خیر؟ گاهی اوقات ریلگذاری کردند، اما به مرور زمان تخریب شده است، درخواست کار از فرزندمان مصداق واگن و ابراز علاقه و محبت به او مصداق ریل است.
احساسات شما نسبت به فرزندتان، ذهنیت او از شما، میزان درک شما از رفتار و گفتار او همگی مصادیقی از ریلگذاری در رابطه هستند که باید محکم بنا یا تقویت شود؛ ولی در بسیاری از موارد والدین بدون رعایت برای ریلگذاری در رابطه، واگنهای متعدد و پیدر پی ارسال میکنند.
انتهای پیام