همزمان با فرارسیدن سالروز رحلت حضرت زینب کبری(س)، بانویی که پس از عاشورا پرچمدار آگاهیبخشی، افشاگری و جهاد تبیین شد، این پرسش بیش از گذشته مطرح است که اعتراض درست، مؤثر و اخلاقمدار چه مختصاتی دارد. خبرنگار ایکنا از اصفهان در گفتوگو با مجید زجاجی، نویسنده و پژوهشگر تاریخ اسلام، با نگاهی تحلیلی به خطبهها و سیره حضرت زینب(س)، به بررسی اخلاق اعتراض در سیره آن حضرت و نسبت آن با مطالبهگری اجتماعی در جهان امروز پرداخته است که در ادامه متن آن را میخوانیم:
اگر بخواهیم شیوه اعتراض حضرت زینب(س) را بررسی کنیم، باید بگوییم ایشان از برترین و اخلاقیترین روش تبلیغ و مطالبهگری در برابر دشمنان اسلام و قرآن استفاده کرد. هرگز دروغ، فریب، تحقیر، توهین یا نفاق را ابزار اعتراض و تبلیغ ندانست، بلکه اساس حرکت آن حضرت بر صداقت، حقیقتگویی و استدلال عقلانی استوار بود.
خطبههای حضرت زینب(س)، چه در کوفه و چه در شام، از ابتدا تا انتها ساختار استدلالی منسجم دارد؛ سخنی هدفمند که اجزای آن بههم پیوسته است و مخاطب را به مواجهه با حقیقت وادار میکند؛ همان که امروز از آن با عنوان «جهاد تبیین» یاد میکنیم. حضرت زینب(س) نهتنها مبلغ، بلکه مجاهد تبیین بهتمام معنا بود.
از منظر علم رسانه به زبان امروز، حضرت زینب(س) شناختی عمیق و شگفتانگیز از دشمن داشت؛ دشمنی که نه با یک شخص، بلکه با یک مکتب و آئین در حال جنگ بود و تلاش میکرد از طریق ترور شخصیت، حقیقت عاشورا را وارونه جلوه دهد. حضرت زینب(س) دقیقاً در برابر همین پروژه ایستاد و با استدلال، ترور شخصیت را خنثی کرد. پیام این روش برای کنشگران امروز این است که اعتراض اخلاقی، بدون تحقیر و دروغ، نهتنها ضعف نیست، بلکه مؤثرترین شکل مطالبهگری است.
اعتراض در اصل، حقی انسانی و اجتماعی است و اسلام نیز آن را به رسمیت میشناسد؛ اما نکته مهم، نوع اعتراض است. ما باید میان اعتراض مسئولانه و اعتراض مخرب تفاوت قائل شویم. اعتراض میتواند اجتماعی، سیاسی، فرهنگی یا اقتصادی باشد، اما پیش از هر چیز باید دید این اعتراض بر چه مبنایی شکل گرفته است.
اگر اعتراض بر پایه هدفی سالم، انسانی، الهی، عقلانی و شرعی باشد، نهتنها مجاز، بلکه گاهی تکلیف است؛ اما اگر هدف اعتراض، برهمزدن امنیت، ایجاد آشوب، تخریب افکار عمومی یا دوری جامعه از حقیقت باشد، چنین اعتراضی نه انسانی است و نه دینی و حتی به سود خود معترض هم نخواهد بود.
اعتراض حضرت زینب(س) به طور دقیق از نوع «اعتراض مسئولانه» بود. ایشان از موضع وظیفه الهی و آرمانخواهی سخن گفت، نه از موضع انتقام شخصی. حتی در اوج مصیبت، نگاه ایشان به رسالت تاریخی و اجتماعی معطوف بود. نمونه روشن آن، جهاد تبیین آن حضرت بود که از روز عاشورا و یازدهم محرم آغاز شد؛ آنجا که کنار پیکر مطهر امام حسین(ع) فرمود: «اللّهُمَ تَقَبَّلْ مِنَّا هَذَا الْقَلِیلَ الْقُرْبَانَ» این جمله اعلام میکند که واقعه عاشورا نه نزاعی شخصی، بلکه قربانیشدن در راه حقیقت و نبرد آرمانی و الهی بود. این همان خط قرمز اعتراض زینبی است: اعتراض باید در خدمت حقیقت باشد، نه در برابر آن.
تفاوت لحن و بیان حضرت زینب(س) کاملاً آگاهانه و مبتنی بر شناخت دقیق مخاطب و شرایط بود. در کوفه، فضا آمیختهای از ترس، هیجان، غرور و ناآگاهی بود. سرهای شهدا را در میان جمعیت میگرداندند و بخشی از مردم، ناآگاهانه شادی میکردند. مخاطبان حضرت زینب(س) در کوفه، تودههایی متزلزل و مردد بودند؛ کسانی که حقیقت را میدانستند، اما بر آن پایدار نماندند. به همین دلیل، حضرت زینب(س) از زبانی استدلالی، هشداردهنده و بیدارگر استفاده کرد و با مثال روشن «شخص ریسندهای که رشته خود را پس از استحکام، پنبه میکند»، بیثباتی و سستی مردم کوفه را به تصویر کشید.
اما در شام، مخاطب اصلی، خلیفهای بود که خود را جانشین پیامبر(ص) معرفی میکرد و در برابر او، امرا، وزرا و حتی نمایندگان ادیان و ملتهای دیگر حضور داشتند. اینجا جای فریاد احساسی نبود؛ بلکه میدان افشاگری عقلانی و سیاسی بود. به همین دلیل، خطبه حضرت زینب(س) و امام سجاد(ع) در شام آنچنان حسابشده و کوبنده بود که یزید ناچار شد برای فرار از فشار افکار عمومی، جنایت را به گردن عبیدالله بن زیاد بیندازد. این نشاندهنده قدرت انتخاب درست زبان، زمان و مخاطب در اعتراض است؛ درسی حیاتی برای فعالان رسانهای و اجتماعی امروز.
اگر بخواهیم بهصورت علمی و کاربردی، شاخصهای اعتراض زینبی را جمعبندی کنیم، میتوان به چند محور اصلی اشاره کرد: نخست، شناخت مبنایی؛ یعنی شناخت درست از مبانی فکری خود و مبانی فکری دشمن. دوم، دشمنشناسی عمیق؛ بدون شناخت دشمن، اعتراض به نتیجه نمیرسد. سوم، شناخت آرمانهای انسانی و دینی و تطبیق اعتراض با این آرمانها.
چهارم، شناخت هدف؛ اگر هدف روشن نباشد، مسیر اعتراض گم میشود. پنجم، استفاده هوشمندانه از تاکتیکهای رسانهای؛ همانگونه که حضرت زینب(س) در کوفه و شام از شیوههای متفاوت و متناسب استفاده کرد و ششم، شناخت زمان و مکان اعتراض و میزان تأثیرگذاری آن.
در نهایت، مهمترین شاخص این است که انسان بداند برای چه هدفی در این دنیا زندگی میکند. اعتراض، چه در قالب فریاد، چه قلم و چه کنش فرهنگی یا سیاسی، باید بر محور حقیقت باشد. اگر حقیقت معیار شد، اعتراض هم برای فرد و هم برای جامعه مفید خواهد بود.
انتهای پیام