کد خبر: 4327423
تاریخ انتشار : ۱۷ دی ۱۴۰۴ - ۱۰:۴۰
حجت‌الاسلام رهدار تبیین کرد

سیر تاریخی اقدامات فتنه‌ای دشمنان در ایران

استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه جریان کفر جهانی از همان آغاز تاکنون، چندین اقدام براندازانه علیه جمهوری اسلامی ایران سامان داده است، گفت: در فتنه جدید، تمرکز دشمن بر ایجاد کودتاها و فتنه‌ها در پایتخت است، اما امروز بسیاری بر این باورند که اعتراض حق است و نباید به ابزاری در دست دشمن تبدیل شود، از همین‌رو، شانس دشمن به‌شدت محدود شده است.

حجت‌الاسلام والمسلمین احمد رهدار، استاد حوزه و دانشگاهبه گزارش ایکنا از قم، حجت‌الاسلام والمسلمین احمد رهدار، استاد حوزه و دانشگاه، در دویست‌وشصت‌وششمین نشست از سلسله نشست‌های مرکز مطالعات و پاسخ‌گویی به شبهات حوزه‌های علمیه با عنوان «بازخوانی تحولات اخیر کشور» که 16 دی‌ماه با همکاری مرکز مدیریت حوزه علمیه خواهران استان قم برگزار شد، به تبیین مسئله شورش‌ها و آنچه اصطلاحاً «فتنه‌ها» نامیده می‌شود پرداخت و گفت: مسئله شورش‌ها و آنچه اصطلاحاً «فتنه‌ها» نامیده می‌شود، دست‌کم از دو پایگاه قابل تحلیل است، نخست پایگاه الهیاتی که در آن، این نزاع ریشه‌ای تاریخی دارد و پایان‌پذیر نیست و تا انتهای تاریخ ادامه خواهد داشت، هر جا که شبهه میان حق و باطل خروش کند و گسترش یابد، زمینه شکل‌گیری چنین تقابل‌هایی نیز فراهم می‌شود.

وی افزود: جمهوری اسلامی، به‌عنوان یک بستر و یک نظام سیاسی، نظامی است که داعیه‌دار حق شد و طبیعی است هرچه در مسیر اهداف خود، مبتنی بر مبانی خویش پیش برود و توسعه یابد، شدت مواجهه‌اش با دستگاه کفر و استکبار نیز افزایش پیدا کند و تا زمانی که اسلام پابرجاست، بروز شورش‌ها، فتنه‌ها، جنگ‌ها و تحریم‌ها نیز امری قطعی خواهد بود.

رهدار گفت: شعار جمهوری اسلامی، برخلاف همه جنبش‌ها و نهضت‌های ضداستعماری سه قرن اخیر، چه در پهنه جهان اسلام و چه در گستره موسوم به جهان شرق در برابر غرب، شعاری ملی نبود بلکه شعاری جهانی و به این معنا بود که غایت و مطلوب آن صرفاً سقوط دولت شاه نبود بلکه برداشتن استکبار جهانی از روی کره زمین را دنبال می‌کرد.

اقدامات فتنه‌ای و شورشی جریان کفر جهانی از آغاز انقلاب تاکنون

وی افزود: طبیعی بود که جریان کفر جهانی از همان آغاز، چندین اقدام براندازانه علیه این نظام سیاسی نوپا سامان دهد. اقداماتی که ذیل اقدامات فتنه‌ای و شورشی قرار می‌گیرند، هرچند حجم فعالیت‌های دشمنان علیه جمهوری اسلامی ایران به‌ مراتب گسترده‌تر از این موارد است. نخستین اقدام آنان، تحمیل جنگ بود، آنان بر این باور بودند که یک نظام سیاسی نوپا، در برابر یک جنگ فراگیر و تمام‌عیار، در همان نطفه از میان خواهد رفت، اما چنین نشد.

استاد حوزه و دانشگاه بیان کرد: در پایان جنگ، قدرت نرم‌افزاری ایران و نیز قدرت سخت‌افزاری آن، بسیار فراتر از انتظار دشمنان تقویت شد. در مرحله دوم، به سراغ جنگی منطقه‌ای، نیابتی و فرسایشی رفتند، مصداق آن داعش بود. پس از جنگ ایران، بازوهای منطقه‌ای همچون حزب‌الله و انصارالله شکل گرفتند و بار دیگر نتیجه آن چیزی نبود که دشمنان انتظارش را داشتند.

رهدار افزود: سپس تمرکز را بر جنگ‌های نرم گذاشتند. جنگ‌هایی که البته از گذشته آغاز شده بود و همواره در کنار جنگ‌های سخت جریان داشت، اما با این حال، جنگ سخت نیز به‌طور کامل پایان نیافت و در آخرین مرحله، به تعبیر خودشان، جنگ ۱۲ روزه علیه ایران را رقم زدند.

رویکرد دشمنان علیه جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر براندازی نرم بود

وی گفت: در جنگ ۱۲ روزه نیز تحلیل‌ها و محاسبات آنان برهم خورد، زیرا آنان به‌دنبال سرنگونی نظام با اقداماتی که به‌ظاهر بسیار دقیق طراحی شد، بودند تا پس از آن کشور را به سمت تجزیه سوق بدهند، اما نه‌تنها به اهداف خود نرسیدند بلکه ضربه‌ای سنگین و سهمگین متحمل شدند؛ سال‌ها رویکرد دشمنان مبتنی بر نظریه‌ای شناخته‌شده در حوزه براندازی نرم بود و تهران بارها صحنه فتنه شد، فتنه‌های دانشگاهی سال ۷۸ و فتنه سنگین و سهمگین سال ۸۸ از این جمله است.

رهدار افزود: در گام‌های بعدی، راهبرد خود را تغییر دادند و تمرکز را از تهران برداشتند و به مراکز استان‌ها و حتی شهرستان‌ها معطوف شدند، زیرا در تهران، به‌واسطه تکرار فتنه‌ها، تیم مقابل حرفه‌ای شده بود و آموخته بود چگونه در برابر فتنه‌هایی که از بیرون قانون تحمیل می‌شود، مقابله کند.

وی گفت: افزون بر این، تهران از نظر لجستیکی و نیروی انسانی مدیریتی قوی بود، در حالی‌که استان‌ها و شهرستان‌ها آن سطح از توان امنیتی و امکانات تهران را نداشتند. از سوی دیگر، بار رسانه‌ای و روانی فتنه در تهران هزینه زیادی برای آنان داشت، در حالی‌که با هزینه‌ای کمتر می‌توانستند در ده‌ها شهر، تصویر شورش سراسری بسازند؛ امروز اصفهان، فردا مشهد و پس از آن شهری دیگر.

استاد حوزه و دانشگاه بیان کرد: در سال ۹۶ این راهبرد را آزمودند. تغییر صرفاً در ماهیت ضربه نبود و به جغرافیا رسید و همچنان نهادهای دولتی هدف بودند؛ پاسگاه‌ها، فرمانداری‌ها و حتی حوزه‌های علمیه که به‌عنوان نهادهای وابسته به حکومت شناخته می‌شدند. در سال ۹۸ نیز همان راهبرد ادامه یافت، اما تاکتیک تغییر کرد و این بار نهادهای مدنی هدف قرار گرفتند؛ ترمینال‌ها، ریل‌های راه‌آهن و زیرساخت‌هایی که زندگی روزمره مردم را مختل می‌کرد تا فشار اجتماعی علیه نظام ایجاد شود. در سال ۱۴۰۱، راهبرد همان بود، اما تاکتیک بار دیگر تغییر کرد و این‌بار مستقیماً سراغ خانواده‌های افراد حاضر در میدان آمدند. تهدید، فشار روانی و تنگ‌تر کردن دایره از اهداف آنان بود و در چنین شرایطی بسیجی و مدافع امنیت، ناچار بود جنگ را از درون خانه خود آغاز کند. هیچ‌یک از این اتفاقات تصادفی نبود.

وی تصریح کرد: طبیعی است که شورش و فتنه اجتماعی در مقیاس گسترده، بدون خسارت نماند ما در همه این فتنه‌ها خسارت دیدیم؛ از دست دادن فرماندهان نظامی و امنیتی، تا شهادت مردم عادی، شهروندانی محترم، بی‌گناه و مظلوم و  خسارت‌های مادی؛ تحلیل دشمن این بود که فاصله زمانی شورش‌ها در ایران در حال کاهش است؛ از فاصله 10ساله میان ۷۸ و ۸۸، به فاصله‌های دو و سه‌ساله در سال‌های بعد. شواهدی همچون کاهش مشارکت انتخاباتی نیز به این تحلیل دامن می‌زد.

نخستین پیامد جنگ 12 روزه تحقق وفاق اجتماعی بود

رهدار گفت: نتیجه‌گیری آنان این بود که اگر جنگی بیرونی با عملیات رسانه‌ای سنگین همراه شود، کار نظام تمام است. جنگ ۱۲ روزه با همین تحلیل آغاز شد، اما نتیجه معکوس داد. پیش از آنکه حتی نخستین پیام‌ها و بیانیه‌های رسمی صادر شود، بصیرت مردم ایران آنان را در یک صف واحد قرار داد و کسانی که پیش‌تر در شمار منتقدان بودند، به این وفاق اجتماعی پیوستند. از منظر جامعه‌شناسی سیاسی اگر کشوری دارای «ملت» باشد، نخستین پیامد جنگ خارجی، وفاق اجتماعی است و ایران یک ملت است؛ ملت بودنش نه صرفاً محصول جمهوری اسلامی است و نه حتی منحصر به اسلام. ایران پیش از اسلام نیز یک ملت بوده است، هرچند در طول تاریخ، این هویت ملی با اندیشه اسلامی و تجربه جمهوری اسلامی تعمیق یافته است.

وی بیان کرد: مقایسه این وضعیت با اسرائیل، به‌ویژه پس از طوفان‌الاقصی، معنادار است و مهم‌ترین ادعای اسرائیل، یعنی ملت‌سازی، در همان نخستین اثر داخلی این رویداد فرو ریخت؛ تفرق اجتماعی، مهاجرت معکوس و فرار گسترده که نشان می‌دهد اساساً اسرائیل ملت ندارد، همان‌گونه که ما در عراق دوران داعش نیز با نبود هویت ملی یکپارچه مواجه بودیم؛ مشکلی که تنها با فتوای مرجعیت تا حدی ترمیم شد. در ایران اما، پیش از هر پیام رسمی، ملت درک کرد که هنگام جنگ خارجی باید متحد شود.

رهدار تصریح کرد: برنامه دشمن که بر شکاف اجتماعی بنا شده بود، در همان روز نخست فروپاشید. جنگ ۱۲ روزه، برای ایران اعتبار و برای اسرائیل شکست و ذلت به همراه داشت. جایگاه ایران، شیعه، نظریه ولایت فقیه و شخص ولی فقیه، در افکار عمومی جهان اسلام و حتی فراتر از آن، ارتقا یافت و پس از آن، تحلیل‌ها از سه سناریو سخن گفتند؛ نخست، سناریوی دخالت بیرونی و آغاز آشوب اجتماعی پیش از حمله خارجی، دوم سناریوی تمهید داخلی کنترل‌شده برای شناسایی شبکه‌ها و سوم، سناریوی طبیعی اعتراض اجتماعی که دشمن در مراحل بعدی می‌کوشد از آن سوءاستفاده کند.

استاد حوزه و دانشگاه در پایان بیان کرد: در فتنه جدید، این‌بار تمرکز دشمن بر تهران است و تمرکز بر پایتخت در کودتاها و فتنه‌ها، مبنای سیاسی دقیقی دارد اما سطح آگاهی عمومی جامعه ایران نسبت به گذشته به‌مراتب بالاتر رفته است. امروز بسیاری بر این باورند که اعتراض حق است، اما نباید به ابزاری در دست دشمن تبدیل شود. از همین‌رو، شانس دشمن به‌شدت محدود شده است.

انتهای پیام
خبرنگار:
هانیه محمدنژاد
دبیر:
محدثه نعیمی فرد
captcha