کد خبر: 4367072
تاریخ انتشار : ۰۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۳۶
حجت‌الاسلام رهدار:

پیاده‌روی اربعین کارخانه تولید امت مقاوم است

استاد حوزه و دانشگاه، تاکید کرد: پیاده‌روی اربعین تمرین برای ساخت امت حسینی و مقاوم است و این امت باعث ایجاد تجربه زیست عملی می‌شود که البته متضمن سوگیری سیاسی است. 

ارسال/ پیاده‌روی کارخانه تولید امت مقاوم استبه گزارش ایکنا، حجت‌الاسلام والمسلمین احمد رهدار؛ استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) در نشست«تحلیل جامعه‌شناختی ظرفیت‌های پیاده‌روی اربعین در بازتولید گفتمان خونخواهی در جهان تشیع»به ایراد سخن پرداخت که متن سخنان وی به شرح زیر  است:

در این بحث این پرسش پیش روی ما قرار دارد که چگونه می‌توان گذشته را بازخوانی کرد که با مسائل کنونی ما مرتبط شود و به تعبیر دیگر گذشته پر از رنج را چگونه بازخوانی کنیم که مرهمی بر آلام کنونی ما باشد. ما عاشورا را بازخوانی می‌کنیم تا از آن مرهمی برای زخم‌های امروزی خودمان بیابیم. 

برخی از محققان هم آثاری را منتشر کرده‌اند که چه تفاوتی میان رنج در مسیحیت که نتیجه آن به صلیب‌ کشیده شدن حضرت مسیح(ع) با بازخوانی رنج مقدس در یهود که نماد آن رنج حضرت ایوب(ع) و بازخوانی رنج مقدس در اسلام که نماد آن امام حسین (ع) است وجود دارد؛ رنجی که بازخوانی تاریخی آن هویت‌ساز شده است و مرهم بر آلام درست کرده است حادثه کربلاست. آیا ما با بازخوانی منطق کربلا می‌توانیم برای مسئله خاص امروز یعنی خونخواهی امام شهید راه حل بیابم.

در خونخواهی امام شهید در نسبت با کربلا چند لایه قابل تامل است؛ اول عاطفی تاریخی؛ ما در این لایه نوعی وفاداری به مظلومیت امام حسین(ع) می‌ورزیم و نتیجه آن انزجار از ظلم و جور است. در اربعین ما به لحاظ عاطفی خود را شریک درد امام می‌کنیم.

لایه دوم اخلاقی اجتماعی است؛ در این لایه مبارزه با ظلم ساختاری و فساد پررنگ است که همان امر به معروف و نهی از منکر است. لایه سوم فرجام‌خواهی است؛ پیوندی که بین کربلا و حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) برقرار می‌کنیم. این پیوند هم از طریق ذکر و توجهات خاص و هم از طریق مفاهیمی است که در سنت کربلایی نهادینه شده است زیرا معصومین فرموده‌اند حضرت مهدی(ع) منتقم خون امام حسین(ع) خواهد بود.

چند سازو کار در پیاده‌روی اربعین وجود دارد که به ما در مسئله خونخواهی کمک می‌کند؛ اول به جامعه‌شناسی بدن برمی‌گردد و خود زائر انتقال‌کننده این گفتمان است. یعنی در طول این مسیر، بدن رنج و آسیب می‌بیند و احیانا پای افراد تاول می‌زند و همین موضوع او را در آگاهی حضور قرار می‌دهد؛ در واقع رنجی که بدن در پیاده‌روی احساس می‌کند سبب می‌شود تا فداشدن از یک آرمان به یک تجربه شخصی تبدیل شود. در واقع از بحث صرف نظری و اعتقادی سنگین به یک مصداق عینی تاریخی پیوند می‌خورد لذا وضعیت فردی که در میدان است با کسی که کنار ایستاده است خیلی فرق دارد.

بیرون بردن کربلا از گذشته تقویمی

ساز وکار دوم مسئله شکست زمان یا بازتولید حافظه جمعی است؛ پیاده‌روی اربعین، کربلا را از گذشته تقویمی به اکنون همیشگی تبدیل می‌کند؛ پیاده‌روی این خوبی را دارد که امام حسین(ع) را در کربلای دهه 60 هجری متوقف نمی‌کند و کربلا تبدیل به اکنون می‌شود و این شکست زمان است لذا نیازی نیست که مانند تفکرات شلایرماخر وارد نیت مؤلف شویم تا بتوانیم متن را درک کنیم. منطق کربلا از مبارزه با ظلم مصداقی تبدیل به مبارزه با سنت ظلم و ستم در تاریخ می‌شود. 

سازوکار دیگر حرکت از سوگواری به کنشگری است؛ نوحه و اشعار، امام حسین(ع) را از قربانی منفعل به یک انقلابی تبدیل و زائر را هم از سوگوار محض به کنشگر عزادار تبدیل می‌کند و گویی نتیجه آن تولید انسان مقاوم است. ساز و کار دیگر هم این است که در سنت اربعین زائر به مثابه فرد نیست و همه توصیفات فوق در قالب «مای» جمعی رخ می‌دهد نه کنشگری فردی. پیاده‌روی اربعین، یک تمرین برای ساخت امت حسینی و مقاوم است و این امت باعث ایجاد تجربه زیست عملی می‌شود که البته متضمن سوگیری سیاسی است. 

کارخانه تولید گفتمان

کربلا خودش یک کارخانه عظیم تولید گفتمان است که یکسری مواد خام دارد؛ در اربعین چند ماده خام در اختیار ما قرار دارد؛ اول غم یعنی ولو اینکه شادی موردی هم وجود دارد ولی در ذیل یک گفتمان عزاداری است. دومین ماده خام، ایمان است؛ همه کسانی که به اربعین می‌روند به کربلای حسین(ع) باور دارند و ماده خام دیگر، خاطره و ذاکره تاریخی است؛ خیال و توهم محض نیست و ما از یک گزاره تاریخی ملموس سخن می‌گوییم.

محصول کارخانه از این مواد خام، انسان مقاوم و شبکه مستحکمی از انسان‌ها که دنبال خونخواهی و مقاومت و ...  هستند، تولید می کند. البته این نوع خونخواهی تجربه جمعی مسالمت‌آمیز است؛ در تمامی قرون گذشته که ما کربلا را بازخوانی کردیم به ذهن ما نزده است که چون یزید و معاویه، امام ما را شهید کرده‌اند یعنی امروز باید ابناء عترت اموی را بکشیم بلکه حتی بازخوانی مصائب کربلا با محوریت اهل سنت در مواردی و در موارد زیادی با همکاری آنان صورت گرفته است و اربعین خودش شاهدی بر این مدعاست.

الان ما موکب‌داران اهل سنت زیادی داریم که از زائران امام حسین(ع) پذیرایی می‌کنند. این منسک در ذات خود از مصادیق به مفاهیم تاریخی بالا کشیده است گویی اگر یزید زمانه امروز یک شیعه انگلیسی باشد ما با او مبارزه می‌کنیم و در عین حال یک اهل سنت در گفتمان اربعین حضور دارد. بنابراین از دل این منسک نفرت نسبت به ظلم و اقدام عملی نسبت به ظلم بیرون می‌آید ولی خشونت کور بیرون نخواهد آمد.  

دورکیم نظریه همبستگی اجتماعی را مطرح کرده و می‌گوید جامعه نیازمند تولید وجدان جمعی است و این وجدان را از طریق مناسک و آئین ایجاد می‌کند که سوخت آن خروش جمعی است و این موضوعات در پیاده‌روی اربعین وجود دارند؛ پیاده‌روی اربعین برای ما وجدان جمعی تولید می‌کند؛ قالب آن یک سنت آئینی است و جوش و خروش آن هم به اندازه کافی است. یک حلقه همبستگی حول موکب درست می‌کند.

موریس هالواکس می‌گوید حافظه یک امر صرفا درون فردی نیست؛ امری است که از طریق چارچوب‌های اجتماعی زمان حال معمولا بازسازی می‌شود و ما گذشته را بر اساس نیازهای امروزی به یاد می‌آوریم. مثلا هم ما و هم وهابی‌ها سلفی هستند(به معنای رجوع به سنت گذشته) تفاوت ما با آنها در این است که آنها حال را به گذشته می‌برند و ما گذشته را به زمان حال می‌آوریم. 

کاری که کربلا در سنت اربعین برای ما می‌کند این است که ما در این پیاده‌روی یاد یزید گذشته نیستیم بلکه به یاد یزید امروزی هستیم؛ مبارزه یاد می‌گیریم ولی مبارزه ما از جنس شمشیر و اسب و .. نیست و یک نوع هم‌افزایی روایت و مکان و زمان را شاهد هستیم و کربلا را متوقف در بن‌بست تاریخ نمی‌کنیم.

زائر اربعین؛ قهرمان تغییر

نظریه‌پرداز دیگر هم آنتونی گیدنز است که ساخت‌یابی و عاملیت را طرح کرده است؛ براین اساس زائر اربعینی قربانی تقدیر نیست بلکه قهرمان تغییر است؛ دعوایی وجود داردکه فرد، جامعه را می‌سازد یا جامعه، فرد را؟ در سنت کربلا و دین نقطه عزیمت برای فرد است و فرد با اراده و آگاهی خود قانون و ساختار می‌سازد و البته بر روی فرد تاثیر متقابل دارد. 

بنابراین براساس نظریه دورکیم اربعین شور و همبستگی لازم را برای قیام در وجدان جمعی ما ایجاد می‌کند؛ براساس نظریه هالواکس این وجدان جمعی در پیاده‌روی اربعین مانند خون در اکنون جاری می‌شود و براساس نظریه گیدنز، زائر آگاهی و اراده دارد و منفعل محض نیست. 

منطق کربلا در منسک پیاده‌روی اربعین قابلیت یک ساخت جدیدی را دارد که این ساخت جدید در نسبت با اکنون می‌تواند کربلاهای دیگر را ایجاد کند؛ خود قالب پیاده‌روی اربعین قالبی است که شانه‌های آن می‌تواند بار منطق کربلا را حمل کند زیرا اینطور نیست که بتوان بر روی هر منسکی، منطق کربلا را حمل کنیم و این ظرفیت در اربعین و پیاده‌وری باشکوه آن وجود دارد. 

انتهای پیام
خبرنگار:
علی فرج زاده
دبیر:
مهدی مخبری
captcha