تخریب و آسیب زدن به اموال عمومی، توهین به مقدسات و آتشسوزی با پیشینه فرهنگ غنی و تمدن اصیل ایران و ایرانی سازگار نیست.
اغتشاشات اخیر در کشورمان و تخریب برخی از اموال عمومی که متعلق به مردمان این سرزمین است، ریشه در فتنه دشمنان دارد. ملت آداب و رسم اعتراض را میدانند، چراکه در سرزمینی زیست میکنند که حکومت دموکراتیک آن در لوایح قانونی، شیوه و مسلک اعتراض را تبیین کرده است.
خبرنگار ایکنا از قم برای مرور و بازخوانی شیوه صحیح و قانونمند اعتراض در حکومتی دموکراتیک با محمدحسین رجائیفر، پژوهشگر دین و رسانه گفتوگویی کرده است که مشروح این گفتوگو در ادامه از نظر میگذرد.
در کشورهایی که حکومت استبدادی حاکم است، اساساً موضوعی به نام اعتراض و عدم موافقت با آن نظام و دستگاه وجود ندارد یکی از مصادیق این حکومت را در دوران پیش از انقلاب اسلامی و رژیم استبدادی شاهنشاهی شاهد بودیم. در آن دوران، هر کسی با حزب تشکیلشده شاهنشاهی مخالفتی داشت، سرانجام او در زندان یا خروج از کشور بود.
در کشورهایی که حکومت دموکراسی در آن حاکم است نیز به دو شیوه عمل میشود؛ نخست، کشوری که تلاش میکند دموکراسی باشد و کشوری که فقط روی کاغذ دموکراسی است، اما در واقعیت اینگونه نیست.
کشور ایران را یک کشور دموکراتیک یافتم، اما کشورهایی که تنها نام دموکراتیک را یدک میکشند، راهکارهایی برای اعتراض ملت تعیین کردند تا این اعتراضات به اغتشاش تبدیل نشود.
در کشور ما، تجمع و اعتراض در قانون اساسی وجود دارد پس اینگونه نیست که اعتراضات بهصورت کلی نفی شود بلکه شرایط و ضوابطی دارد که شخص یا اشخاص معترض باید به آن پایبند باشند.
تجمع باید با اطلاع قبلی باشد و مسئولان ذیربط مطلع باشند، مسیر اعتراض مشخص باشد، شعار معترضان مشخص باشد، بهطوری که این شعارها، ناقض قوانین و ارزشهای ملت نباشد و امنیت گروه باید توسط خود معترضان و یا نیروهای انتظامی تأمین شود.
اخیراً در پی اعتراضاتی که برخی اصناف بابت مشکلات اقتصادی داشتند و شعارهایی که در طی آن اعتراضات بیان میکردند، رهبر معظم انقلاب بر آن شعارها صحه گذاشتند و این امر بیانگر این بود که اعتراض آنان از مسیر درستی در حال انجام بود و چه بسا اگر به همان طریق ادامه پیدا میکرد، باعث حل برخی مشکلات اقتصادی نیز میشد، اما زمانی که این اعتراض خود را به شکل اغتشاش و تخریب نمایان میکند، نهتنها باعث حل مشکلات نمیشود بلکه باعث ایجاد راههای سوءاستفاده برخی سودجویان و دشمنان میشود.
برخی از اغتشاشگران قاصر و برخی دیگر مقصر هستند. آنانی قاصر هستند که اطلاعات کافی ندارد، فریب خوردهاند و نمیتوانند تحلیل درستی از میدان داشته باشند و اما قشر مقصر، همان کسانی هستند که بهصورت مستقیم با دشمنان و سودجویان این معرکه در ارتباط بوده و پشتیبانی میشوند.
براساس تحقیقات میدانی که انجام دادهام، تعداد اندکی از مردم بهطور مطلق از دولت ناراضی هستند و دسته دیگری از مردم ضمن قدردانی از خدمات دولت نسبت به برخی از مسائل اعتراض دارند، اما هیچیک از این دو دسته از اغتشاشات راضی نیستند، چراکه میدانند اغتشاش مانع جدی بر سر راه بهبود وضعیت اقتصادی است.
پدیده اغتشاشگری یک اختلال است که این اختلال در سه بُعد تعریف میشود؛ بعد فردی، افرادی هستند که مشکلات روحی و روانی دارند که به شخصیت افراد برمیگردد. بعد خانوادگی که ریشه تربیتی دارد و بعد سوم، اجتماعی است که ریشه فرهنگی و اقتصادی دارد.
بنابراین، در این زمینه باید به چهار عنصر شخصیت، تربیت، فرهنگ و اقتصاد توجه کرد. از همینرو، فعالان فکری و اعتقادی، متولیان کشوری و تبلیغی باید یکی از جوانب این را در خودشان جستوجو کنند و ببینند آیا توانستهاند بهخوبی وظیفه خود را در جهت روشنگری و بصیرتافزایی انجام دهند یا خیر؟
این یک فکر اساسی برای رشد و بالندگی نسل نو است. فرزندان یک خانواده باید از درون خانه خود بیاموزند که اگر حقی از آنها ضایع شده، از راه درست بتوانند حق خود را باز پس بگیرند.
یک بعد دیگری که باید به آن توجه کرد، بعد روانشناسی است. باید به جواب چرایی این پرسش دست یافت که چرا نوجوانی که در میدان اغتشاشات حاضر میشود، نمیتواند خشم و غضب خود را که یک هیجان است را به یک مطالبه منطقی تبدیل کند.
پایاننامههای مفصلی که تربیتی هستند، باید بتوانند در جریان اغتشاشات کمککننده باشند. این نیازمند یک کار مبسوط علمی _ پژوهشی، با محوریت چرایی و بررسی عوامل ماجرا است که نتیجه آن باعث حل مشکلات شود. پژوهشگران باید با تحقیقات میدانی از اغتشاشگران، بتوانند مشکلات و معضلات روانشناختی را ریشهیابی کنند.
اعلامیه و بیانیههای روحانیون، علما و حوزههای علمیه لازم است، اما کافی نیست و باید ائمه جماعت در مساجد تشکلهایی را ایجاد کنند تا جلساتی را جهت برطرف کردن شبهات ذهنی برخی از این افراد تشکیل دهند.
بنابراین، تشکیل دولت محلهای که مقام معظم رهبری نیز در سال ۸۰ به آن اشاره کردند و البته مغفول ماند، از اهمیت فراوانی برخوردار است.
جهاد تبیین را هر فردی باید به قدر توانایی خویش انجام دهد و این، منحصر به قشر خاصی از جامعه نیست. البته لازمه صحیح پیش رفتن این امر نیز بالا بردن سطح آگاهی فردی است تا بتوان اطلاعات درستی را به اشتراک گذاشت و پاسخ به شبهه داد.
انتهای پیام