به گزارش ایکنا، آیتالله ابوالقاسم علیدوست؛ استاد درس خارج حوزه علمیه، 23 دیماه در همایش ملی فقه و اخلاق که از سوی پژوهشگاه قرآن و حدیث مؤسسه دارالحدیث در قم برگزار شد، گفت: در نظام استنباط معاصر، با دو جریان مهم فقهی مواجه بودیم؛ یکی جریانی که اصالت را به اطلاق قانون و به مر نصوص میدهد. در این رویکرد این سؤال مطرح است که آیا مر نصوص زهری به عدالت و اخلاق میزند یا خروجی این استنباط، اخلاقی است؟ که باید سوگمندانه بگویم این جریان امروزه در حال پیشرفت است.
وی افزود: در بیش از صدسال قبل بحثی در نجف مطرح شد و سؤال این بود که برخی بانوان ازدواج کرده و در ادامه زندگی با مشکلات حاد مواجه میشوند و شوهر هیچکدام از شرایط اخلاق معروف را رعایت نمیکند؛ غالب فقها گفتهاند این زن باید 50 سال و کمتر و بیشتر صبوری به خرج دهد.
وی اضافه کرد: اما دو فقیه یعنی صاحب عروه و مرحوم شیخ حسین حلی، شاگرد محقق نائینی رویکرد متفاوتی گرفتند و مسئله طلاق قضایی را مطرح کردند؛ مرحوم صاحب عروه صریحا فرموده است آیا برای ضرری که زن برای ادامه زندگی میبیند میتوان او را مجبور به ساختن و سوختن کرد؟ ایشان معتقد است که این حکم یعنی سازگاری زن در هر شرایطی با آیات قرآن سازگاری ندارد.
استاد حوزه علمیه با بیان اینکه مرحوم حلی هم این نظر را دارد، گفت: شیخ حسین حلی نیز قرآن را محور قرار داده است و معتقد بود فقه را باید با معیار عقل و قرآن و سنت قطعی سنجید، لذا در این صورت از چنین فقهی حکم صبر برای زن با شرایط فوق موضوعیت ندارد.
استاد درس خارج فقه حوزه با بیان اینکه در روایت از امام معصوم(ع) داریم اگر کسی ازدواج کرد باید با شوهر بد خود بسازد و صبر کند، اظهار کرد: اخیرا فردی که منتقد بنده بود به این روایت استناد کرد و از بنده نقد کرد که شما با این روایت چه میکنید؟ بهتازگی هم ایشان در سخنانی گفته است زن اگر سرطان بگیرد مرد باید با او بسازد و صبر کند و شوهر بد هم مانند سرطان است.
وی اظهار کرد: بنده در پاسخ میگویم اولا خبر واحد(ناظر به روایت فوق) قول معصوم نیست و این روایت، سند ندارد و ثانیا روایت را باید با قرآن سنجید و قرآن هم به شوهر فرموده است که باید به معروف با زن رفتار شود و اگر طلاق هم داد با معروف باشد.
علیدوست با بیان اینکه این مسئله در کشور ما بسیار جدی است و اگر ما حکم میدهیم باید در چارچوب فقه منضبط باشد، تصریح کرد: فقیه نباید دو موضوع را مورد غفلت قرار دهد؛ اول رعایت پایایی و هنجارها و ضوابط و دوم رعایت پویایی و اقتضائات معاصر و مطالعات نظاممند فقهی.
وی افزود: ما یک شریعت داریم و یک فقه؛ گاهی این دو را مخلوط میکنند یعنی گاهی گفته میشود فقه و شریعت مدنظر است و برعکس؛ در حالی که یکی نظام استنباط و دانش فقه است و فقه هم دانش بشری است که قابل تغییر و تبدیل است و ممکن است به خطا برود.
پیامد بیتوجهی به تأثیرات اجتماعی فقه
علیدوست بیان کرد: اگر بحث شریعت میکنیم طبیعتا باید سراغ ادله برویم اما در بحث فقهی، متون فقهی مورد بحث است و فقیه نباید بگوید من کاری با مشکلگشایی و مشکلزایی و خروجی حکم ندارم. فقیه نباید از انضباط خارج شود و بگوید من فقط با اطلاق و مر قانون کار دارم ولو هر نوع خروجی داشته باشد.
استاد حوزه علمیه بیان کرد: در برابر این نوع رویکرد فقهی برخی هم سراغ فقه پوپولیسم و ژورنالیستی میروند؛ فقیه باید هم انضباط و هم اقتضائات معاصر را در نظر بگیرد یعنی هم اصالت و هم معاصرت را رعایت کند تا شریعتنما به نام شریعت بیان نشود و باید عدالت را هم ببیند، زیرا خدا هرگز در تشریع از عدالت بیرون نرفته است و این حرف غلط است که کسی بگوید خدا در تکوین عدالت را رعایت کرده است نه در تشریع.
علیدوست بیان کرد: این همایش یک شروع خوب است نه انجام و گام بلندی برای هدفی بسیار بلندتر است.
فقه و اخلاق نباید جدا شوند
همچنین حجتالاسلام والمسلمین هادی صادقی؛ استاد دانشگاه قرآن و حدیث با بیان اینکه فقه و اخلاق بدون جهت از هم جدا شدهاند، گفت: حدود ده مسئله سبب تفاوت بین علوم است و در مورد این دو علم حدود 27 نظر مختلف داریم که نامنظم و نادقیق است، زیرا رابطه علمشناختی هیچ وقت به صورت دقیق مورد بحث نبوده است.
وی افزود: تفاوتهایی که ادعا شده است عمدتا نامنقح است؛ مثلا وقتی گفته میشود موضوع علم فقه رفتار و موضوع اخلاق ملکات است اینطور نیست و حجم زیادی از احکام اخلاقی مرتبط با رفتار است و به احساسات و عواطف هم میپردازد.
صادقی با تأکید بر اینکه نباید علم اخلاق دینی در حوزه مغفول شود و علم اخلاق سکولار محور قرار بگیرد، بیان کرد: مقصود ما از اخلاق، اخلاق اسلامی است نه اخلاق سکولار که لزوما عقلی است؛ سؤال ما این است که اگر اخلاق اسلامی بخواهیم آیا میتواند به قرآن و کتاب و سنت بی توجه باشد؟
استاد دانشگاه قرآن و حدیث با بیان اینکه وقتی اخلاق و فقه را با هم پیوند میدهیم تسامح در ادله سنن معنا ندارد، گفت: در هر باب فقهی، دو جنبه اخلاق و حقوق قابل مشاهده است؛ البته نمیگوییم کامل است، لذا کسانی که فقه را به حقوق تقلیل میدهند ظلم است.
وی در پایان تأکید کرد: ما باید کاری کنیم که همه بخشهای اخلاق و فقه، بنیاد قانون و حقوق شود، زیرا زیربنای بحثهای حقوقی، اخلاق است. چنین فقهی میتواند دستورالعمل نظام اسلامی شود یعنی هم مسائل فقهی و هم اخلاقی رعایت شود و این با تخصصگرایی هم سازگار است.
انتهای پیام