کد خبر: 4329807
تاریخ انتشار : ۰۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۳۶
در گفت‌وگو با ایکنا تبیین شد

نهضت حسینی؛ بازتاب روان‌شناسی فردی و جمعی براساس قرآن

استاد حوزه علمیه گفت: امام حسین(ع) با روان‌شناسی فردی و جمعی براساس قرآن، نهضتی آفرید که همچون تفسیر عملی آیات الهی است.

حجت‌الاسلام والمسلمین اسماعیل چراغی کوتیانی، استاد حوزه علمیهامام حسین(ع) گوهر تابناک و چراغ درخشانی است که همواره بر تارک تاریخ درخشیده و خواهد درخشید. طالبان هدایت و انسان‌های خسته از ظلم، تبعیض، ذلت، ستیزه، نامردمی و ناجوانمردی را به حق رهنمون ساخته و بیدار کرده است.

عنصر جاودانه‌ای که به یقین رمز ماندگاری‌اش را در الهی بودنش باید جست. سیره‌ ارجمندش را در قرآن باید نگریست تا به حقیقتش یا شمه‌ای از حقیقتش دست یافت. امام حسین(ع) نه‌تنها شاگرد مکتب قرآن که عِدل و شریک قرآن است از این‌‌روست که در فرازی از زیارت‌نامه شریفش می‌خوانیم: «السَّلامُ عَلَیکَ یا شریکَ القُران؛ سلام بر تو ای شریک قرآن» و در حدیث «ثقلین» نیز همدوشی امام به‌عنوان قرآن ناطق و قرآن به‌عنوان امام صامت شده است.

خبرنگار ایکنا از قم در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام والمسلمین اسماعیل چراغی کوتیانی، استاد حوزه علمیه به‌مناسبت میلاد امام حسین(ع) به «تبیین سبک زندگی این امام بزرگ» پرداخت. مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانیم؛

ایکناـ مهمترین اصولی که سبک زندگی امام حسین(ع) برآن استوار بود، چیست؟

درخصوص اصول سیره پیشوایان دینی نمی‌توان از یک اصل خاص سخن گفت بلکه سیره و سبک زندگانی آن‌ها مبتنی بر اصول مختلفی بود، اصولی که ریشه در مبانی دینی و قرآنی داشت.

زندگی امام حسین(ع) زندگی قرآنی و مؤمنانه بود و حیات مؤمنانه تجلی همه اصول الهی و آسمانی است. امام در مواجهه با پدیده‌ها و وقایع گوناگون چه ارتباطات بین فردی و چه ارتباطات با گروه‌های اجتماعی حتی در مواجهه با مخالفین، بر اصل حفظ کرامت انسانی تأکید داشت حتی در روز عاشورا نیز راضی نمی‌شد بدون آگاهی‌بخشی و جهاد تبیین با دشمن بجنگد به همین جهت همه را موعظه می‌کرد.

یکی از اصول دیگر زندگی ایشان اصل مسئولیت‌پذیری بود. امام حسین(ع) خود را مسئول هدایت و اصلاح جامعه می‌دانست و نسبت به دگرگونی‌های اجتماعی بی‌تفاوت نبود اما اگر بخواهیم بر یک اصل مهم در سیره الهی امام حسین(ع) تأکید کنیم اصل ایستادگی و مقاومت در برابر کژی‌ها، انحرافات، ظلم و فساد از اصول اساسی است، به همین جهت هنگام مواجهه با کسانی که پس از پیامبر(ص) در تلاش بودند در مسیر حرکت دین، انحراف ایجاد کنند با قدرت و صلابت ایستادگی کرد.

ایشان در جمله معروفی که برای بیان فلسفه قیام آن بیان می‌کنند، ماهیت قیام خود را اصلاح‌گری تعریف می‌کنند  «إنِّي لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً وَ لَا بَطِراً، وَ لَا مُفْسِداً وَ لَا ظَالِماً، إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِي أُمَّةِ جَدِّي» یعنی حرکت برای قدرت‌طلبی و ایجاد فساد نیست بلکه مقاومت و ایستادگی در برابر فساد و انحراف است.

البته این روحیه مقاومت صرفاً در جریان کربلا نبود بلکه این سیره پیوسته در زندگی و مواجهه ایشان با افراد، جریان‌ها و حاکمیت‌هایی بود که به‌دنبال ایجاد فساد بودند. به تعبیری امام حسین(ع) پاسدار اسلام و اصالت دین بودند بنابراین سیره امام حسین(ع) ترکیبی از پایداری در برابر ستم، حفظ کرامت انسانی، مسئولیت‌پذیری اجتماعی، عبودیت خدا و ایثار در راه حق بود. این اصول نه‌تنها در حادثه کربلا، بلکه در تمام زندگی ایشان نمود داشت و الگویی ماندگار برای بشریت شد.

ایکناـ حقانیت و صداقت چگونه در زندگی امام حسین(ع) نمایان بود؟

امام، تجلی کامل اسما و صفات الهی است. امام خلیفه الله است. امام حسین(ع) چون دیگر پیشوایان دینی تجلی اسم حق و صفت الهی صادق است و این حقانیت و صداقت را می‌توان در همه کنش‌های امام در عرصه جامعه و واکنش به رویکردهای اجتماعی به روشنی مشاهده کرد.

امام حسین(ع) یکی از الگوهای برجسته‌ حقانیت و صداقت در تاریخ اسلام و بشریت است، زندگی ایشان سرشار از مواضع روشن، شجاعت در بیان حق و پایبندی به اصول اخلاقی و دینی بود. نمونه‌های روشنی از آراستگی امام به حقانیت و صداقت را می‌توان در زندگی امام نشان داد.

ایستادگی در برابر ظلم و فساد که در سؤال قبل به آن اشاره شد از تجلی‌های همین صفات است اینکه امام در همه حال تبیین‌گر حقیقت بودند و در این مسیر به دور از هرگونه ملاحظه و یا ترسی با صداقت تمام به میدان می‌آمدند و سرزنش هیچ سرزنشگری نمی‌تواند ایشان را از ورود به این میدان منع کند تا جایی‌که جان عزیز خویش را بر سر دفاع از حقیقت با صداقت تمام در طبق اخلاص می‌گذارد.

حضرت در طول حرکت خود به سوی کربلا با بیان سخنان روشنگرانه، فساد حکومت بنی‌امیه را افشا کرد. امام حسین(ع) هرگز به‌دنبال قدرت نبود بلکه خواستار اجرای حق بود.

روایت است که در ماجرای آزمون الهی حضرت ابراهیم(ع)، هنگامی که ایشان به فرمان پروردگار در حال قربانی کردن فرزند حضرت اسماعیل(ع) بود، معجزه‌ای الهی رخ داد. جبرئیل امین(ع) نازل شد و نشانه‌ای از رحمت حق را نمایاند.

ملک وحی از سوی خداوند متعال، داستان حماسه جاودان کربلا و شهادت غم‌انگیز امام حسین(ع) را برای حضرت ابراهیم خلیل(ع) بازگو کرد. آن پیامبر بزرگوار از شنیدن مصیبت‌های فرزند حضرت زهرا(س) به گریه افتاد و اشک‌های مبارکش جاری شد.

این گریه‌های عارفانه چنان ارزشمند بود که خداوند متعال به جای پاداش قربانی کردن فرزند، ثوابی برتر و والاتر به حضرت ابراهیم(ع) عطا فرمود، این واقعه نشانگر جایگاه رفیع و بی‌نظیر عزاداری و گریه بر مصائب سید الشهدا(ع) در نزد پروردگار است، تا آنجا که حتی بر اجر و پاداش یک عمل بزرگ الهی نیز برتری می‌یابد.

ایشان در جریان عاشورا به روشنی فرمودند: «من نه از روی ستمگری، نه برای فساد و نه برای خونریزی قیام کردم، بلکه هدفم اصلاح در امت جدم است.» این جمله نشان‌دهنده‌ نیت خالص و صداقت ایشان در راه خدا بود. پایبندی امام به اخلاق در سخت‌ترین شرایط نیز بیانگر همین دو ویژگی است. امام در طول مسیر حرکت به کربلا، همواره هدف قیام خود را برای مردم توضیح می‌داد و هرگز پنهان‌کاری نکرد.

سخنرانی‌های ایشان در مکه، کوفه و روز عاشورا، همگی نشان‌دهنده‌ صراحت و صداقت ایشان در بیان حق بود. امام حسین(ع) نماد کامل حق‌طلبی و صداقت بود، ایشان در تمام مراحل زندگی از بیعت‌ نکردن با ظالم تا شهادت در راه خدا، هیچ‌گاه حاضر نشد به دروغ، تزویر یا سازش آلوده شود.

قیام او نه برای قدرت بلکه برای احیای حق و حقیقت بود و این درس بزرگی برای تمام آزادگان جهان است.

ایکناـ نسبت قرآن و امام حسین(ع) در چه بود؟

یکی از علل پیروزی و غلبه منطق پیشوایان دینی، آشنایی آن‌ها با روح و روان انسان‌ها و شناخت درست و دقیق سنت‌های اجتماعی الهی جاری در جامعه بود.

امام حسین(ع) به‌عنوان آموزگار روان‌شناسی و جامعه‌شناسی قرآن کریم شناخته می‌شود زیرا قیام و عملکرد ایشان در واقعه‌ عاشورا بازتاب عمیقی از بینش قرآنی درباره‌ روان انسان و تحولات اجتماعی است.

ایشان با رفتار و سخنان خود، درس‌های بزرگی درباره‌ انگیزش، مقاومت، مدیریت بحران، تحلیل جامعه و هدایتگری ارائه دادند که با مفاهیم قرآنی همسو است. امام در برخورد با یاران، دشمنان و مردم عادی، واکنش‌های روان‌شناختی متفاوتی داشت و این رفتارها شامل تشویق مؤمنان(مانند خطبه‌های امیدبخش به یاران) و رسوا کردن انگیزه‌های پنهان دشمنان(مثل عمر سعد و شمر) می‌شود. در این مسیر سخنان امام به‌گونه‌ای بود که حتی دشمنان را تحت تأثیر قرار می‌داد(مانند تأثیر سخن او بر حر بن یزید ریاحی). در خصوص شناخت جامعه نیز همین گونه بودند.

امام حسین(ع) با تحلیل بسترهای اجتماعی زمانه، قیام خود را طراحی کرد که نشان‌دهنده‌ جامعه‌شناسی قرآنی است. ایشان به‌خوبی می‌دانست که جامعه‌ اسلامی به دلیل حاکمیت امویان دچار انحراف ارزشی شده است. از این‌رو، انتخاب زمان قیام، همراه بردن خانواده، سخرانی‌های تأثیرگزار و ارتباط با افراد شاخص جامعه و غیره از نگاه جامعه‌شناختی الهی ایشان بر می‌خواست.

سخنرانی در مکه و بیان خطر تحریف دین، نشان‌دهنده‌ آگاهی ایشان از رفتار جمعی بود.

امام حسین(ع) برای بیدارسازی جامعه، از روش‌های گوناگون(نظیر نامه‌نویسی، سخنرانی و شهادت) استفاده کرد که این‌ها نشان‌دهنده شناخت دقیق ایشان از جامعه و منطق اجتماعی بود.

امام حسین(ع) با روان‌شناسی فردی و جمعی براساس قرآن، نهضتی آفرید که همچون تفسیر عملی آیات الهی است. ایشان شناخت انسان، مدیریت جامعه و روش‌های اصلاح‌گری را از قرآن آموخته و در صحنه‌ عمل به نمایش گذاشت.

آیات زیادی در قرآن بر امام حسین(ع) اشاره دارد اما شاید مشهورترین آیه همین آیه 107 سوره صافات باشد که اشاره بر داستان ذبح حضرت اسماعیل دارد.

ایکناـ مهم‌ترین انحرافات اجتماعی در زمان امام حسین(ع) چه بود؟

در دوران امام حسین(ع)، جامعه‌ اسلامی با انحرافات عمیق اجتماعی، سیاسی و فرهنگی روبه‌رو بود که بسیاری از آن‌ها ریشه در سیاست‌های حکومت اموی و دوری از آموزه‌های اصیل اسلام داشت، به همین جهت به جرئت می‌توان گفت که مهم‌ترین انحراف در زمان امام حسین(ع)، حکومت جور بود که با نام دین و خلافت پیامبر اسلام(ص)، برخلاف رویه دین عمل می‌کرد.

معاویه با زور و حیله، خلافت را به پسرش یزید منتقل کرد، در حالی‌که یزید فردی فاسد و نامشروع بود. این رژیم فاسد با ترویج فساد اخلاقی و بی‌بندوباری، رواج شراب‌خواری و لهو و لعب و ایجاد فضای خفقان و قتل دوستداران علی(ع) به کمرنگ‌شدن ارزش‌های اسلامی دامن می‌زد. علاوه بر تبعیض و نابرابری اجتماعی، تبعیض نژادی و قبیله‌گرایی و نیز ترجیح عرب بر عجم، توسط این حاکمیت فاسد بسط داده می‌شد.

در این فضا امام مهمترین انحراف را همین دستگاه ظالم می‌دیدند و می‌فرمودند که «و علی الاسلام السلام اذ بلیت الامه براع مثل یزد» باید فاتحه اسلام را خواند وقتی حاکم جامعه اسلامی شخصی مثل یزید باشد. این بدان معناست که ایشان حاکم فاسد را بزرگترین انحرافی می‌دیدند که نباید در برابر آن سکوت کرد.

حاکیمت فاسد اموی نماد حاکمیت طاغوت بود که باید در مقابل آن ایستاد. یزید نماد نظام سلطه بود که سکوت در برابر آن به معنای چشم بستن بر همه انحرافات اجتماعی دیگر بود.

انتهای پیام
خبرنگار:
الهام حلاجیان
دبیر:
محدثه نعیمی فرد
captcha