به گزارش خبرنگار ایکنا از اصفهان، بیژن عبدالکریمی، پژوهشگر فلسفه در نشست «ایستادن در آستانه» از سلسله همایشهای توانمندسازی کنشگران فرهنگی با محوریت «اندیشیدن به آینده؛ تأملی در امر فرهنگ» که امروز، ۱۰ بهمنماه با حضور جمعی از کنشگران فرهنگی، دانشجویان و دغدغهمندان آینده فرهنگ ایران در مجتمع فرهنگی هنری صائب اصفهان برگزار شد، در خصوص تحولات اخیر کشور اظهار کرد: نیروهای مختلفی از جمله موساد، مزدوران، گروههای معاند مانند مجاهدین خلق، پکک، کومله، جیشالعدل و سایر عوامل بیگانه بهطور هماهنگ برای برهمزدن نظم کشور بسیج شده بودند. این نیروها حتی خودشان نیز نمیدانستند چگونه با یکدیگر هماهنگ شوند، اما نکته اساسی که باید به آن توجه کرد، وجود گسستهایی در جامعه است که زمینهساز موجسواری نیروهای معاند شد.
وی به گفتههای مقام معظم رهبری اشاره کرد و افزود: ایشان میفرماید: «اینجوری نیست که ما هیچ اشکالی نداریم، فقط دشمن خارجی است که دارد [مشکل ایجاد میکند]؛ نه، مگس روی زخم مینشیند؛ زخم را خوب کنید، زخم را نگذارید به وجود بیاید.» این بیان را میتوان به این شکل تفسیر کرد که اگر دشمنان از زخمهای موجود در کشور بهرهبرداری میکنند، باید به درمان این زخمها توجه ویژهای داشت. حوادث دیماه امسال همانند سایر پدیدههای اجتماعی پیچیده، نیازمند تحلیل عمیق و اجتناب از سادهانگاری است.
عبدالکریمی به انتقاد از روایتهای رسانهای غالب پرداخت و گفت: اینکه ادعا میشود مردم بیگناه برای حفظ نظام قربانی شدند، روایت برساخت رسانهای است. همچنین، روایتهایی که فقط به نقش نیروهای خارجی اشاره دارند، نادرست است و صرف حضور دشمنان خارجی نمیتواند به آشفتگی اجتماعی در ایران دامن بزند. این مسئله بیشتر به درون کشور مربوط است و بدون اصلاحات داخلی نمیتوان بهبود وضعیت را انتظار داشت.
وی همچنین به گسستهای اقتصادی و طبقاتی در کشور اشاره کرد و ادامه داد: معترضانی که به خیابانها آمدند، عمدتاً از اقشار محروم جامعه بودند. آقازادهها هرگز از کلانتریها و مساجد دفاع نکردند، بلکه این مردم محروم و بسیجشده بودند که در برابر خشونتها ایستادگی کردند.
عبدالکریمی عدالت را آرمان گمشده انقلاب اسلامی دانست و تأکید کرد: امروز فاصله طبقاتی در کشور به حدی رسیده است که نظیر آن در کشورهای دیگر کمتر مشاهده میشود. اگر سیاستهای اقتصادی فعلی ادامه پیدا کند، قطعاً شاهد بحرانهای جدیتر و خسارات بیشتری خواهیم بود.
وی همچنین با اشاره به خشونتهای بیسابقه در جریان اغتشاشات اخیر، آن را وحشتناکتر از خشونتورزیهای داعش توصیف کرد و سپس با اشاره به ویژگیهای فرهنگی ایران و تأکید بر احترام به تاریخ و فرهنگ کشور گفت: چنین خشونتی هیچ ارتباطی با فرهنگ ایران ندارد که سرزمین شعر و ادب و محبت است.
عبدالکریمی با اشاره به ناکامیهای فرهنگی در کشور اضافه کرد: ما همواره انقلاب را انقلاب فرهنگی دانستهایم، اما هیچگاه فرهنگ بهطور جدی در کشور مورد توجه قرار نگرفت. درک صحیح از مقوله فرهنگ در کشور وجود ندارد و اقدامات فرهنگی اغلب سطحی و غیرهدفمند بوده است. کشور باید خود را با شرایط جدید سازگار کند و با همان شیوههای قدیمی نمیتوان به مشکلات امروز پاسخ داد.
وی بیان کرد: نقطه عطفی در تاریخ ایران در سال جاری رخ داده که کشور را وارد چالش و مسائل عمیق فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی کرده است. حوزههای علمیه، آموزش و پرورش، دانشگاهها و رسانهها نتواستهاند به وظایف خود در برابر این مسئله عمل کنند.
عبدالکریمی با تأکید بر نیاز به اصلاحات بنیادین در تمامی حوزهها گفت: ما باید از این چالشها بهمثابه نقطه عطف استفاده کنیم و نهادهای فرهنگی باید نقش واقعی خود را ایفا کنند. کار فرهنگی باید به شکلی عمیق و بنیادین انجام شود، زیرا هر فردی نمیتواند نقش نبی را ایفا کند. فرهنگ مقولهای بسیار پیچیده و عمیق است که به فهم و توجه بیشتری نیاز دارد.
وی افزود: کار فرهنگی بیش از هر چیزی باید در دل جامعه صورت گیرد. چاپ پوستر و برگزاری مسابقه یا برنامههای تبلیغاتی نمیتواند کار فرهنگی تلقی شود. فرهنگ چیزی است که در اعماق وجود انسان نفوذ میکند و تأثیر آن باید در جان و روح افراد نمایان شود. بهعبارتی، فرهنگ باید با انسانها در ارتباطی عمیق و پویا قرار گیرد.
عبدالکریمی با اشاره به مفهوم فرهنگ و درک عمیق آن، به این گفتار نیچه اشاره کرد که انسان تنها موجودی است که میتواند از آنچه که هست، عبور کند و به آنچه که باید باشد، دست یابد.
وی ادامه داد: اگر من در کلاس دانشگاه حاضر شوم و دانشجویی که از کلاس من خارج میشود، تغییرات مثبتی در خود ایجاد کند، آنگاه میتوانم بگویم کار فرهنگی کردهام؛ اما اگر سخنرانی ایراد کنم و مخاطب من هیچ تغییری در خود ایجاد نکند، نمیتوانم چنین اقدامی را کار فرهنگی بنامم.
عبدالکریمی به ضرورت تحول در نهادهای گوناگون کشور اشاره کرد و گفت: در جامعهای زندگی میکنیم که بهشدت از بحرانهای فرهنگی رنج میبرد. حوزههای علمیه، صدا و سیما و وزارت آموزش و پرورش باید بهطور جدی مورد بازنگری قرار گیرند. به رنسانسی فرهنگی نیاز داریم تا بتوانیم با بحرانهای فرهنگی مواجه شویم.
وی با اشاره به مشکلات موجود در جامعه و تغییرات فرهنگی در دوران مدرن تصریح کرد: ما با دو ملت مختلف در یک سرزمین مواجهیم. یک ملت بهطور سنتی به فرهنگ و ارزشهای گذشته ارج مینهد و ملت دیگر در فضایی مدرن و جهانی زندگی میکند. این شکاف میان سنت و مدرنیته، یکی از اصلیترین مشکلات ماست.
عبدالکریمی ادامه داد: مسئله امروز ما نهتنها مشکل فرهنگی محسوب میشود، بلکه معضلات گستردهتری در ابعاد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در پی داشته است. این شکافها اگر حل نشود، میتواند به وضعیت حادتری منجر شود. ما باید بهدنبال گفتوگوی عمیق و پویایی میان این دو دنیای مختلف باشیم.
وی همچنین به مشکلات روحانیت و نهادهای مذهبی در درک تحولات معاصر اشاره کرد و گفت: روحانیت ما برای فهم تغییرات اساسی در جهان جدید و مدرنیته با چالشهای زیادی مواجه است. ما باید درک بهتری از متافیزیک و آنتولوژی جدید داشته باشیم و در تعامل با دنیای مدرن، از زبان و اندیشههای نوین استفاده کنیم.
عبدالکریمی در پایان بیان کرد: ما باید از این وضعیت بحرانی عبور کنیم و در این مسیر، به تجدید نظر در نظامهای فکری، فرهنگی و اجتماعی خود نیاز داریم. فقط در این صورت میتوانیم به پیشرفت واقعی دست یابیم و مشکلات بنیادین جامعه را حل کنیم.
انتهای پیام