هنگامی که خبر و تحلیل با سرعتی سرسامآور در برابر چشم مخاطب قرار میگیرد، گاهی فاصله میان قضاوتی درست و خطایی جبرانناپذیر، فقط چند دقیقه تأمل و دقت بیشتر است؛ دقایقی که میتواند مسیر عاقبت انسان را رقم بزند. در یادداشت پیش رو به این پرسش میپردازیم که چند دقیقه وقت نگذاشتن برای شنیدن روایتی کامل، تا چه اندازه میتواند سرنوشت انسان را تغییر دهد؟
مهمترین دغدغه مؤمن که همواره در مسیر زندگی همراه اوست، عاقبتبخیری و سعادتمندی است. تلاش در دنیا هر چه باشد، اگر به سعادت و خیر ختم نشود، به معنای خسارت محض خواهد بود؛ چه اینکه رابطه دنیایی که روزی، خواه ناخواه تمام خواهد شد، با آخرتی که وجودش با بقا و ابدیت آفریده و تثبیت شده، همانند رابطه اعداد با بینهایت است که هر چه هم عدد بزرگ باشد، اما در مقایسه با بینهایت، به صفر میل میکند.
در چنین دنیایی که آنچنان ابدیتی در انتظار است، چه دغدغهای مهمتر از سعادت و خوشعاقبتی؟ به همین دلیل است که دغدغه عاقبتبخیری، مؤمن عاقل را رها نمیکند.
همچنانکه دغدغه سعادت امری مقدس و مبارک است، محققنشدن لوازم آن نیز امری مذموم و ناپسند است؛ مگر میشود کسی صادقانه دغدغه سعادت داشته باشد، اما به لوازم آن پایبند نباشد؟ در نظام علت و معلول که بر پایه حکمت و اتقان بنا شده، تصادف بیمعناست و هر چه انسان بکارد، همان را درو خواهد کرد که «گندم از گندم بروید، جو ز جو.» پس مؤمن سعادتمند نمیشود، مگر آنکه خود را در مسیر سعادت قرار دهد و در آن صادقانه و با صبر ایستادگی کند.
ایستادگی در مسیر یعنی پرداخت هزینه. گاهی مصداق هزینه مال است، گاهی آبرو و گاهی جان؛ اما مؤمن میداند که اگر بخواهد کامیاب به مقصد برسد، باید هزینه آن را مانند دیگر هزینهها پرداخت کند. یکی از هزینههای مغفول در مسیر هدایت و سعادت که کمتر به آن پرداخته و توجه شده، هزینه گرانسنگ و بیبدیل وقت و زمان است؛ سرمایه ارزشمندی که هیچ جایگزینی نداشته، ندارد و نخواهد داشت. باید برای سعادت و عاقبت نیک، این هزینه را پرداخت و به آن ملتزم بود. زمان، عنصر تعیینکننده در وصول به مقصد است و میتواند مسیر زندگی را بهطور کامل تغییر دهد.
در دنیای کنونی که گرداب تحلیل و قضاوت، روزافزون و خبر در لباس کذب و کذب در پوشش خبر به جهان ارائه میشود، باید برای تشخیص صحیح از ناصحیح وقت گذاشت، چراکه بخش اعظم و مهم ادراک و اقدام انسان، تابع شنیدههاست. مگر میشود انسان بشنود یا بخواند، اما در او تأثیر نگذارد؟ مگر میشود انسان ببیند یا بگوید، اما در ادراک او اثر نگذارد؟ آثاری که آرام آرام خود را نشان میدهد و از حیطه ادراک به اقدام سرایت میکند، بهگونهای که شخصیت فکری و ایمانی مؤمن را به کلی تغییر میدهد.
گاهی فاصله سعادتمندی با عاقبت تلخ، دقایقی بیش نیست. تصور کنید روایت دقیق و کامل از موضوعی ارائه و تبیین میشود، اما انسان حاضر نیست فقط دقایقی بیشتر وقت بگذارد و بهصورت کامل آن را دنبال کند، به جای این روایت به روایات کوتاه، تقطیعشده و برداشتشده با نگرش خاص پناه میبرد و ادراک خود را مطابق آن بنا میکند. نتیجه روشن است؛ اگر آن برداشت و تحلیل، ناقص و با جهتگیری خاص باشد، قضاوت و حکم او نیز آلوده به نقصان و جهتگیری خواهد بود که گاهی با حقیقت، فرسنگها فاصله دارد.
انباشتهشدن تکگزارههای ناقص و آلوده به سوءبرداشت، منظومهای فکری ایجاد میکند و شخصیت انسانی و ایمانی را به کلی تغییر میدهد. همه این ماجرا از چند دقیقه شروع شد؛ از مشاهده یا مطالعه کامل یا ناقص.
روشن است که تذکر این نکته به معنای بیتوجهی به تحلیلها و برداشتهای گوناگون نیست و اساساً برای تصمیم و جمعبندی صحیح و دقیق، مطالعه نظرات و برداشتهای گوناگون ضرورت دارد؛ اما آنچه مهم است، اکتفا نکردن به نگرشی خاص و بلکه مهمتر، لزوم توجه به روایت رسمی و کامل، پیش از برداشتهاست.
همچنین، بدیهی است که این نکته به تحلیل و برداشتهای سیاسی اجتماعی اختصاص دارد و شامل برداشتهای دینی نمیشود؛ چه اینکه دسترسی به منابع، مطالعه دقیق و کامل آنها و البته پیشنیازهای قطعی آن سبب میشود که این مهم به گروه محدود اختصاص داشته باشد و دیگران از سفره معارف آنها بهرهمند شوند.
خلاصه اینکه، عاقبتبخیری از انتخابهای بزرگ آغاز نمیشود؛ از همان دقایقی شروع میشود که برای فهم حقیقت وقت میگذاریم. در روزگار روایتهای شتابزده، شاید ارزشمندترین سرمایهگذاری انسان، صبر بر شناخت و تأمل پیش از قضاوت باشد، چراکه گاهی سرنوشت یک عمر در چند دقیقه رقم میخورد.
علی گلستانی
انتهای پیام