
همیشه کمک دریافت میکرد، آن هم بستههای معیشتی؛ امروز اما یک گواهی فنیوحرفهای به اسمش صادر شده. از تماشای نامش روی آن حس خوبی میگیرد. او حالا نه مددجو، که صاحب کسبوکاری کوچک است. این تغییر به نوعی هویت میرسد و نقطه آغاز کسب درآمد محسوب میشود. صدای زنگ در میآید. شاید باز هم برایش بسته معیشتی آورده باشند، اما آهنگ نامش روی گواهی فنیوحرفهای بلندتر از صدای زنگ است. این دگرگونی البته در خلأ رخ نداده. او عضوی از گروه خانوادههای در معرض آسیب است؛ جایی که فقر اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی حلقههایی بههمتنیده میسازند که خروج از آنها بهتنهایی تقریباً ناممکن است.
بیشتر بخوانید:
خبرنگار ایکنا از اصفهان با زهرا بنیانیان، مدیرعامل مؤسسه خیریه صدیقین به گفتوگو نشسته تا از مدل نوین و چالشهای مسیر پرپیچوخم توانمندسازی بشنود؛ خیریهای که در حال ساختن سولههای کوچک امید در میان طوفان است و مسیری را طی میکند که هدف نهایی آن، نه کمکهای مقطعی، بلکه هدیه عزت نفس به هموطنانی است که تلاش میکنند در سختترین شرایط، همچنان به زندگی امیدوار باشند. هر خانوادهای که از چرخه وابستگی خارج میشود و عزتنفس خود را بازمییابد، معجزهای آماری در برابر جبرگرایی ناامیدکننده است. آنها نشان میدهند که امید لزوماً احساس انتظار برای دریافت معجزه بیرونی نیست، بلکه میتواند نوعی مهارت و فرآیند ساختهشده بر پایه اقدام باشد. این مسیر قهرمانان است؛ زیرا آنها همزمان هم با فقر مادی مبارزه میکنند و هم با فقر امید و دومی شاید از اولی سهمگینتر باشد.
مؤسسه خیریه صدیقین اصفهان فعالیت خود را از سال ۱۳۹۰ آغاز و مجوزهای رسمی برای پیشبرد قانونی فعالیتش را در سال ۱۳۹۱ اخذ کرد. صدیقین نسل جدیدی از مؤسسات خیریه محسوب میشود که فلسفه وجودی آن، توانمندسازی انسانها و احترام به کرامت انسانی است. این مؤسسه برای تحکیم بنیان خانواده تلاش میکند و در این مسیر، تغییر نگاه بدبینانه و آشناسازی افراد با داشتههای خود را هدف قرار داده است.
بهطور کلی، نگاه ما معطوف به این است که افراد ابتدا داشتهها و سرمایههای خدادادی و وجودی خود را بشناسند و با بهرهوری بهینه از آنها، برای کسب آنچه فاقد آن هستند، آرام آرام گام بردارند. به بیان دیگر، میخواهیم به افراد کمک کنیم تا با نگاهی جدید به زندگی، مسیر ایفای رسالت فردی و اجتماعی خود را بیابند.
رسالت مؤسسه ما، آشتیدادن انسان با خودش است تا بتواند دست به زانو بگیرد و با توکل بر حضرت حق، در مسیر پرکردن فقدانهای زندگی حرکت کند. در نتیجه ترکیب کرامت انسانی با رسالت فردی و اجتماعی، به جایگاه مادر میرسیم. بر این اساس و بهمنظور تحققبخشیدن به هدف مجموعه، مخاطب اولیه خود را خانوادههای زنسرپرست انتخاب کردیم؛ مادرانی که باید خود را بشناسند، دست به زانویشان بگیرند، رسالت الهی و اجتماعی خود را انجام دهند و برای زندگی و آینده فرزندانشان تلاش کنند.
علاوه بر این، بهرهگیری از دادههای سرشماری عمومی نفوس و مسکن در چند دهه اخیر نیز به ما نشان داد که خانوادههای زنسرپرست در ۵۰ درصد موارد در دهکهای اول و دوم اقتصادی قرار دارند، یعنی در صدر گروههای کمدرآمد و در معرض آسیب قرار میگیرند؛ این گروه فقیرترین فقرای جامعه هستند.
بهرهگیری از دادههای آماری دیگر نیز نشان داد که درصد زیادی از بیسوادان جامعه در خانوادههای زنسرپرست متمرکز هستند که مهمترین علت آن به فقر اقتصادی و فرهنگی مربوط میشود. برخی دوستان آیندهپژوه پیشبینی کردهاند که جمعیت خانوادههای تکوالدی در آینده افزایش مییابد و اگر امروز برای آن راهحل پیشگیرانه تدوین نشود، میتواند مشکلات گستردهای ایجاد کند. بنابراین، تمرکز بر این گروه، انتخابی آگاهانه و پیشگیرانه برای اثرگذاری عمیقتر بود.
دقیقاً. البته نهتنها نهادی توانمندساز، بلکه نهادی با دیدگاهی منعطفتر و حتی پیشگیرانه. یکی از اصلیترین ویژگیهای صدیقین، بازنگریهای مداوم در نتایج برای اخذ بهترین سیاستهاست. مثلاً در بازنگری پنج سال دوم از زمان شروع فعالیت، به این نتیجه رسیدیم که برای ایجاد تغییر پایدار، نمیتوان فقط سرپرست خانواده را مورد توجه قرار داد و باید مدلی خانوادهمحور طراحی کرد. بنابراین، از سال پنجم، تمام اعضای خانواده، از جمله فرزندان و حتی پدربزرگ و مادربزرگ در صورت حضور، در چرخه آموزش و توانمندسازی قرار میگیرند.
در آخرین بازنگریهای خود به این نتیجه رسیدیم که مؤثرترین راه، سیاست پیشگیرانه است. اکثر خانوادههای تکوالدی قربانیان اعتیاد، بیکاری و خودکشی هستند و اگر این عوامل برطرف شود، میتوان از تشکیل یک خانواده زنسرپرست جلوگیری کرد. پیشگیری از شکافتن خانواده، هنرمندانهترین نقشی است که خیریه صدیقین میتواند داشته باشد. به همین منظور، خانوادههای در معرض آسیب با تأکید بر خانوادههای بدسرپرست، مخاطب خیریه انتخاب شدند.
در راستای تحقق اهداف مؤسسه، سه برنامه اصلی به شرح زیر طراحی و تعریف شده است:
آموزش مهارتهای اساسی زندگی: هر فرد صرف نظر از جایگاه و نقش اجتماعی، باید از دانش و توانایی کاربردی برای مدیریت امور زندگی برخوردار باشد. آموزش این مهارتها پایهای ضروری در نظر گرفته شده است.
تفکیک مخاطبان براساس سن و نیاز: با توجه به تفاوت رویکردهای آموزشی و حمایتی، اعضای خانواده براساس گروههای سنی تفکیک میشوند. کودکان و نوجوانان در چارچوب تحصیلات رسمی، پشتیبانی و برای پیشرفت تحصیلی و کسب مدارک معتبر آماده میشوند. در مقابل، برای بزرگسالانی که خارج از نظام آموزشی کلاسیک قرار دارند، برنامهریزی مبتنی بر آموزشهای فنی و حرفهای با محوریت ایجاد اشتغال صورت میپذیرد.
ایجاد امید و اصلاح نگرش: این محور بر ارائه الگوهای عملی موفقیت متمرکز است. از طریق مواجهه مستقیم خانوادههای مخاطب با افرادی که در شرایط مشابه، مسیر پیشرفت را با موفقیت پیمودهاند، افقی تازه برای تغییر نگرش و تقویت انگیزه درونی آنان گشوده میشود.
هدف نهایی ما خروج مستمر و پایدار خانوادهها از چرخه حمایت است. در چارچوب این مدل، مجموعهای طراحی شده که در آن مهارتهای کاربردی و منطبق با نیاز بازار، همچون خیاطی و آشپزی که با ویژگیهای جمعیتی مخاطبان نیز سازگاری بیشتری دارد، بهصورت رسمی آموزش داده میشود. پس از پایان دوره، گواهینامههای معتبر فنیوحرفهای در اختیار افراد قرار میگیرد و امکان اشتغال، دریافت وام و فعالیت اجتماعی فراهم میشود.
در ادامه، با برپایی نمایشگاههای دائمی، بستری برای عرضه مستقیم تولیدات آنها به بازار فراهم میآید. در نهایت، با توجه به شرایط فردی هر شخص، از جمله مسئولیتهای خانوادگی یا ترجیحات شغلی، این امکان وجود دارد که فعالیت اقتصادی خود را بهصورت مستقل در قالب کار خانگی ادامه دهند یا به شبکهای از کارگاههای همکار ملحق شوند. این مسیر همراه با آموزشهای تکمیلی در زمینه حقوق اجتماعی و اقتصادی، به بازتعریف جایگاه فرد در جامعه و دستیابی به استقلال مالی و خوداتکایی منجر میشود.
بعد از آموزش شغلی، مؤسسه به این افراد انواع مشاورههای فردی، حقوقی و شغلی میدهد. همچنین، بستههای آموزشی برای چگونگی انعقاد قرارداد، شروع کسبوکار و فعالیتهای اقتصادی دریافت میکنند. در این مسیر توانمندسازی، افراد حمایتهایی از جمله در زمینه تحصیلی، معیشتی و سفرهای زیارتی دریافت میکنند. بهطور کلی، در خصوص همه دغدغههای زندگی آنها را همراهی میکنیم، فقط به این شرط که فردی وارد مسیر توانمندسازی شود.
بله، قطعاً. ما بهدنبال خیران هوشمند هستیم. کمک مالی مهم، اما هدایت تخصصی ارزشمندتر است. ما خیرانی داریم که مهندس هستند و بر طرحهای عمرانی ما نظارت حرفهای دارند، مانند پزشکانی که ویزیت رایگان انجام میدهند یا در تهیه دارو کمک میکنند، یا وکلا و حقوقدانانی که آموزشهای حقوقی ارائه میدهند. این مدل، مشارکت را از عملی گذرا به تعهدی مؤثر و پایدار تبدیل میکند. ما بستری میشویم تا خیران، تخصص خود را بهمثابه صدقه جاریه در اختیار جامعه قرار دهند.
بله، دقیقاً. پژوهش و گردآوری داده، یکی از سرمایههای اصلی هر نهاد خیریه بهشمار میآید که آن را از دیگر مراکز متمایز میکند. رویکرد ما در این زمینه ترکیبی است؛ هم از دادههای کلان و سرشماریهای رسمی مانند سرشماری نفوس و مسکن بهره میبریم و هم خودمان به تحقیقات میدانی و جمعآوری اطلاعات مستقیم از جامعه هدف دست میزنیم.
اصلیترین سرمایه هر خیریه، خیرین آن هستند؛ اما ارزشمندترین کمک، نه فقط پول، بلکه تخصص و زمانی است که اهدا میکنند. این همان الگویی است که ما در خیریه خود به آن تکیه کردهایم؛ همانگونه که یک مهندس، بنایی را خیریهای میسازد یا یک پزشک، خدمت خود را هدیه میکند، ما نیز از تخصص پژوهشگران و متخصصان برای پیشبرد اهداف علمی و انساندوستانه خود بهره میگیریم.
هدف نهایی ما خلق دانش و مدلی است که برای دیگران نیز قابل استفاده باشد. ما مشتاقیم تجربیات و یافتههای خود را در اختیار هر نهاد یا سازمان دولتی و غیردولتی قرار دهیم که بخواهد از آن بهرهبرداری کند. در یک کلام، ما فعالیت دولتی نداریم، ولی اگر دولت بخواهد از تحقیقات و مدل ما استفاده کند، قطعاً در اختیارش قرار میدهیم.
این ارتباط، جزء لاینفک موفقیت مدل ماست. ما از حضور متخصصان داوطلب در حوزههای روانشناسی، مددکاری اجتماعی و حتی جامعهشناسی بهره میبریم. حضور ثابت روانشناس در مرکز به ما کمک میکند تا سلامت روان محیط کارگاهها را حفظ و پیشرفت فردی مددجویان را رصد کنیم یا در موارد خاص مانند افسردگی مداخله تخصصی داشته باشیم. در خارج از مؤسسه، خیران حوزه روانشناسی هم با توجه به تخصص خود، به مؤسسه کمکهایی دارند. در عرصه زیستی و جسمی، به پزشکان خیری نیازمندیم که با نگاه علمی به ما کمک کنند تا مسیر توانمندسازی این زنان را هموار کنیم.
استفاده از راهنماییهای متخصصان در این مجموعه همواره راهگشا بوده است. مثلاً دوستان متخصص ما در خصوص تورم به ما هشدار داده بودند که در اثر آن کسبوکارهای کوچک آسیب میبینند و این اطلاعرسانی تخصصی از دوستان آیندهپژوه باعث شد، در شرایطی که بسیاری از این کسبوکارها آسیب دیدند، ما با برنامهریزی صحیح کارگاه خیاطی خود را حفظ کنیم. البته تمام فعالیتهای ما تلاشهایی است که در این مسیر داریم. ضعفهایی هم داریم که انشاءالله در فعالیتهای خود آنها را بهبود خواهیم بخشید.
چالشهای پیش رو بسیار گسترده است. یکی از مهمترین موانع این است که وقتی حرکتی نوآورانه در مسیری خاص آغاز میشود، زیرساختهای لازم و پشتیبانی کافی برای آن فراهم نیست. این کمبود، فشار کار را بهمراتب سنگینتر میکند. بهطور مشخص، چالشها را میتوان در چند محور دستهبندی کرد:
چالشهای حقوقی و حمایتی: در قوانین مرتبط با فعالیتهای توانمندساز، نقصان و ابهام وجود دارد. در بسیاری از عرصهها نیازمند تدوین قوانین جدید یا ارائه تفسیری روشنتر از قوانین موجود هستیم. برای نمونه، نبود شفافیت در خصوص نحوه تعامل مالیاتی با مؤسسات خیریه، یکی از مشکلات بزرگ است. خیریههای توانمندساز بهدلیل ماهیت کاری خود، با چالشهای مضاعفی در این حوزه مواجهند.
همچنین، باید به فقدان پوشش بیمهای و حمایتی مناسب اشاره کرد. وقتی شما بهصورت تجاری فعالیت میکنید، بهطور طبیعی درآمد دارید و میتوانید نیروهای خود را بیمه کنید؛ اما وقتی همان فعالیت را با مأموریت اجتماعی و برای توانمندسازی افرادی خاص انجام میدهید، تحت پوشش قوانین حمایتی مشابه قرار نمیگیرید. از منظر دستگاههای اجرایی و دولتی، میتوان گفت مؤسسات خیریه یا کمبهره هستند یا عملاً بیبهره.
چالشهای فرهنگی و ارتباطی: عادت تاریخی به کمکهای صرفاً حمایتی؛ بر مبنای پیشینه تاریخی، کمکهای خیریه در ابعاد خاص و عمدتاً حمایتی تعریف شده است. بنابراین، وقتی رویکردی تغییر میکند، طبیعی است که نوع کمک مردم نیز به تغییر نیاز دارد.
دشواری در تبیین مدل جدید نیز چالشی بزرگ است؛ بهدلیل محدودیت در معرفی و تبلیغات و نبود نمونههای مشابه فراگیر، بسیاری از مردم هنگام مواجهه با مجموعهای مانند ما، در درک تفاوت آن با یک کارخانه یا مجموعه صرفاً اقتصادی دچار چالش میشوند. ما مجبوریم بهصورت حضوری توضیح دهیم که نیروهای ما از میان افرادی انتخاب میشوند که دارای خلأها و ضعفهای جدی هستند، حتی گاهی زیر خط فقر شدید قرار دارند. ما این افراد را آموزش میدهیم و سپس برای اشتغال آنان برنامهریزی میکنیم. شعار ما «حمایت برای توانمندسازی» است و این برای برخی پذیرش دشواری دارد. همین امر، جذب کمکهای مردمی را نیز با سختی مواجه میکند. با این حال، راهحل را در شفافیت و پاسخگویی میبینیم. هرچه شفافیت ما در پاسخ به سؤالات مردم و در گزارش عملکرد مالی بیشتر شود، سرعت اعتماد عمومی افزایش خواهد یافت.
معتقدم زمانه به سمتی میرود که مدل خیررسانی باید متحول شود. ما در مقام نمایندهای از نسل نوین مؤسسات خیریه، با عنوان «خیریههای توانمندساز» فعالیت میکنیم. ضروری است که مدل اجرایی ما بهصورت شفاف مستندسازی و ارائه شود تا سایر نهادهای همهدف که رویکرد آموزش ماهیگیری را به ماهیدادن ترجیح میدهند، امکان الگوبرداری از آن را داشته باشند. این رویکرد موجب میشود تا از تکرار خطاهای ما پرهیز کنند و با بهبود فرآیندها، عملکرد مؤثرتری ارائه دهند. ترویج این فرهنگ، گامی اساسی در تحول فعالیتهای نیکوکاری است.
چالش ساختاری (تنوع نیازها): یک چالش مهم دیگر، تنوع نیازهای جامعه هدف است. ما باید بهدرستی تشخیص دهیم که برخی واقعاً نیازمند حمایت صرف هستند، مانند کودکی یتیم یا فردی که بهدلایلی اصلاً قادر به کار نیست و برخی دیگر در نقطهای قرار دارند که میتوانند با آموزش و توانمندسازی، به زندگی مستقل بازگردند. این همان گروهی است که میگویند: «حالا چه کنیم» و باید به آنها ابزار تغییر زندگی خود را داد.
مهمترین مسئله ما، قانون است. اگر بتوانیم قوانین غنیتر و بهتری در این حوزه داشته باشیم و مجموعههای مشابه خودمان را کنار هم بیاوریم تا کارها با همافزایی انجام شود، بسیار مؤثر خواهد بود. در حال حاضر، ما باید هم برنامهریزی کنیم، هم آموزش ببینیم، هم آموزش دهیم، هم نیازسنجی کنیم و هم پاسخ عملیاتی بهموقع ارائه دهیم. این کاری بسیار دشوار و نیازمند اتصال تمام حلقههای موجود در این حوزه است. امیدواریم نگاه برنامهریزان کشور به مسائل اجتماعی و آسیبها، بیش از پیش به سمت نگاه پیشگیرانه حرکت کند. انشاءالله تصمیمگیران و مسئولان برای این موضوع اولویت قائل شوند و اجازه دهند مدلهای پیشنهادی از سوی فعالان این عرصه، ارائه و اجرایی شود.
ما ادعای فعالیت در مقیاس گسترده نداریم؛ بلکه هدف ما ارائه یک مدل پایلوت موفق است. بهدلیل شرایط اقتصادی و اجتماعی، برخی مددجویان پس از گذراندن دورههای آموزشی و توانمندسازی، کاملاً مستقل میشوند و برخی دیگر بهدلایل متعدد ممکن است هنوز به حمایت نیاز داشته باشند یا حتی در معرض بازگشت به شرایط قبلی باشند. بنابراین، ارائه آمار مطلق از خروج کامل افراد، دقیق نیست. ما ترجیح میدهیم بر معرفی جامعه هدفی که برای آن برنامهریزی کرده و رویکرد جدید پیشگیرانهای که در پیش گرفتهایم، تمرکز کنیم. در حال حاضر، اولویت ما تثبیت و تکمیل این مدل بهمثابه نمونهای قابل ارجاع به سایر نهادهاست.
«در مسیر مهر، بهسوی نور» عنوان پروندهای خبری، تحلیلی است که میکوشد مرجعی برای بازتاب نیکیهایی باشد که در پیرامون ما و در گوشه و کنار شهر و دیارمان جریان دارد و ما را بهسوی ساختن جهانی روشنتر رهنمون میکند. «در مسیر مهر» به انگیزه اصلی این اقدامات اشاره دارد که بر محور محبت به خلق خدا بنا شده است و «بهسوی نور» هدف نهایی این مسیر را نشان میدهد که ساختن جامعهای نورانی مبتنی بر رضایت پروردگار است. شماره هشتم این پرونده به معرفی مؤسسه خیریه صدیقین (توانمندسازی خانوادههای در معرض آسیب) اختصاص داشت.
انتهای پیام