کد خبر: 4332761
تاریخ انتشار : ۱۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۰۵

دیده‌بانی فرهنگی؛ نیاز جامعه امروز ایران

یک عضو هیئت علمی دانشگاه معارف اسلامی در نشست «دفاع فرهنگی از آموزه مهدویت در کنشگری تمدنی امام رضا(ع)» به نقش ائمه(ع) در ایجاد امنیت پایدار اشاره و تأکید کرد: مهم‌ترین میدان نبرد امروز، میدان فرهنگی است. دفاع فرهنگی زمینه‌ساز مقاومت در برابر تهدیدات فکری و اعتقادی است.

ارسال/ ائمه(ع) شدیدترین برخوردها را با شبهه‌افکنان در جامعه داشتند

به گزارش ایکنا، حجت‌الاسلام والمسلمین امیرمحسن عرفان، شامگاه ۱۷ بهمن‌ماه در این نشست به ساحات دفاعی اشاره و در خصوص توجه ویژه به دفاع فرهنگی در علوم انسانی و حوزه‌های علمیه نکاتی را بیان کرد.

در ادامه مشروح سخنان این استاد دانشگاه را می‌خوانیم:

مطالعات ما در این زمینه اندک است، در حالی که دفاع فرهنگی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. دفاع فرهنگی به معنای به‌کارگیری همه امکانات مادی و معنوی برای مقابله با هر نوع تهدید و تهاجم فرهنگی است و برون‌داد آن، تحقق امنیت پایدار فرهنگی خواهد بود. امام حسن(ع) هنگامی که با معاویه صلح کردند، بنا بر گزارش‌های تاریخی، برخی از بزرگان شیعه این صلح را برنتافتند و به امام(ع) گفتند: «یا مذلّ المؤمنین». این نشان می‌دهد که آنان معرفت کافی نسبت به امام معصوم خود نداشتند و به ایشان اعتماد نکردند. در حالی که در اوایل سال ۲۰۰ قمری، بزرگان و اعیان شیعه به برکت تربیت امام رضا(ع) و ایجاد امنیت پایدار فرهنگی، امامت کودکی خردسال، یعنی امام جواد(ع)، را پذیرفتند.

دستگاه اعتقادی‌ای که اهل‌ بیت(ع) به‌تدریج ایجاد کردند، سبب شد شیعیان امامت امام هادی(ع) را نیز بپذیرند و در ادامه، امامت و غیبت امام زمان(عج) را قبول کنند. این دستاورد، محصول امنیت پایدار اعتقادی است؛ امری که در هیچ مکتب و مذهبی مشاهده نمی‌شود. از سال ۲۵۵ قمری تاکنون، این امنیت پایدار اعتقادی نه‌تنها تضعیف نشده، بلکه عمق و استحکام بیشتری یافته است.

ما غالباً ائمه(ع) را در ذیل دولت‌های اموی و عباسی دیده‌ایم و کمتر به آورده‌های فرهنگی آنان توجه کرده‌ایم؛ در حالی‌ که ائمه(ع) در اوج فشار و تهدید نیز برون‌داد تمدنی و فرهنگی مورد نظر خود را دنبال می‌کردند. در موضوع دفاع فرهنگی، روایات متعددی وجود دارد و در طول تاریخ، کسانی که وارد این عرصه دفاعی شده‌اند، سلوک و سیره ائمه(ع) را مدنظر قرار داده‌اند. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: اگر کسی به بدعت‌گذار در دین لبخند بزند، به انهدام دین کمک کرده است؛ از این‌رو، یکی از مهم‌ترین وظایف ما مقابله با بدعت‌هاست. ایشان همچنین فرمودند: اگر کسی صاحب بدعتی را بترساند، خداوند قلب او را سرشار از ایمان و امنیت می‌کند.

پیامبر(ص) در روایت دیگری فرمودند: اگر بدعتی در جامعه پدید آید، عالم باید علم خود را آشکار کند و اگر چنین نکند، لعنت خدا بر او باد. بنیان اعتقادی دفاع فرهنگی امروز پیش روی حوزه‌های علمیه و دغدغه‌مندان فرهنگی قرار دارد. شاعری عرب نیز می‌گوید هنگامی که تعظیم شعائر از میان برود، دیگر ثمری نخواهد داشت؛ بنابراین ابتدا باید دفاع فرهنگی و حفظ شعائر مورد توجه قرار گیرد تا امکان دفاع از آن‌ها فراهم شود. مرحوم تستری، آقابزرگ تهرانی، سیدمحسن امین، سیدحسن صدر و میرحامد حسین و دیگران، از بزرگان دفاع فرهنگی در قرون معاصر بوده‌اند. زمانی که جرجی زیدان ادعایی مطرح کرد، سه تن از بزرگان شیعه، یعنی مرحوم صدر، سیدمحسن امین و آقابزرگ تهرانی، در رد مدعیات او سه کتاب تألیف کردند. علامه امینی نیز کتاب «الغدیر» را در دفاع از شیعه نگاشت و در کنار آن، اثر «شهداء الفضیله» را نوشت که در آن ده‌ها عالم شیعه را که جان خود را در راه دفاع از مکتب فدا کرده‌اند، معرفی کرده است.

به‌ نظر بنده، باید سیر و سلوک این علما در حوزه‌های علمی تدریس شود تا روشن شود علمای سلف در چه مسیری گام نهاده‌اند. خدا رحمت کند آیت‌الله مرعشی نجفی را که اگر در اروپا می‌بود، خیابان‌هایی به نام او نام‌گذاری می‌کردند و تندیس‌های متعددی برایش می‌ساختند؛ در حالی‌که او چنین کتابخانه عظیمی را فراهم آورد.

زحمات فراوان آیت‌الله مرعشی در مرزبانی فرهنگی شیعه

آیت‌الله مرعشی نجفی زمانی که مشاهده کرد یکی از کارکنان سفارت انگلیس در نجف، نسخ خطی اسلامی را از دست‌فروشان خریداری و به کشور خود منتقل می‌کند، بلافاصله به مقابله برخاست و بدون هیچ‌گونه حمایت مالی، تنها با انجام نماز و روزه استیجاری، سومین کتابخانه بزرگ نسخ خطی جهان اسلام را تأسیس کرد. این در حالی است که در شهر قم تنها خیابانی به نام ایشان وجود دارد که بسیاری هنوز آن را با نام «خیابان ارم» می‌شناسند. گاهی ایشان برای خرید یک کتاب، سه روز هیچ غذایی نمی‌خورد.

جبهه باطل در پی ایجاد یک دستگاه اعتقادی است و وظیفه ما دفاع از ولایت و دستگاه فرهنگی و اعتقادی شیعه در برابر آن است. جامعه امروز با ستیز فرهنگی مواجه است؛ به این معنا که رقبا صرفاً به تولید فکر اکتفا نمی‌کنند، بلکه با هجمه‌های فرهنگی، باورها و دستگاه اعتقادی مردم را هدف قرار می‌دهند. ازاین‌رو، در نظام دانایی اسلام، مسئله درگیری حق و باطل همواره جدی بوده است، اما متأسفانه ما آن را صرفاً به درگیری نظامی تقلیل داده‌ایم؛ در حالی که عمیق‌ترین و شدیدترین نوع درگیری، درگیری فرهنگی، اعتقادی و شناختی و نیز کنترل افکار عمومی و جنگ روانی است.

ما همین ظلم را نسبت به امام حسین(ع) نیز روا داشته‌ایم و واقعه عاشورا را به یک نزاع چندساعته تقلیل داده‌ایم؛ در عاشورا زخم‌های بدن امام حسین(ع) را می‌شماریم و بر ایشان اشک می‌ریزیم، اما کمتر به جنگ نرم دشمنان آن حضرت توجه می‌کنیم؛ جنگی که عامل اصلی وقوع عاشورا بود.

آنچه در ستیز میان حق و باطل، دفاع فرهنگی را پیش‌روی ما قرار می‌دهد، ستیز تمدنی است؛ ازاین‌رو ابتدا باید موضوع درگیری به‌درستی شناخته شود. موضوع اصلی درگیری، توحید است و اینکه آیا توحید باید اجتماعی شود یا خیر. ابلیس به‌دنبال پایه‌ریزی و گسترش جنود خود در عالم است و جبهه توحید در پی موحدانه کردن همه ابعاد زندگی انسان. میدان درگیری حق و باطل، همه عرصه‌های حیات بشری را دربرمی‌گیرد و اگر کسی این نزاع را محدود به بخشی از زندگی انسان بداند، عمق واقعی آن را درک نکرده است.

وعده قرآن و اهل‌ بیت(ع) برچیده شدن بساط باطل و تشکیل حکومت مهدوی(عج) است. در جامعه شیعه، خوانش‌های نادرستی از امامت، ولایت و دینداری وجود دارد که برخی از آن‌ها به‌دلیل نداشتن نگاه تمدنی، موجب تضعیف شیعه شده‌اند. این تضعیف فرهنگی، ضرورت پرداختن به دفاع فرهنگی را دوچندان می‌کند. دفاع فرهنگی نیز قلمروهایی دارد که مهم‌ترین آن «دیده‌بانی فرهنگی» یا اشراف شناختی است؛ یعنی رصد و پایش هم‌زمان تهدیدات داخلی و بیرونی.

اهمیت دیده‌بانی فرهنگی

در سیره اهل‌ بیت(ع) رصد و دیده‌بانی فرهنگی به‌وفور مشاهده می‌شود؛ برای نمونه، امام رضا(ع) به یکی از صحابه خود فرمودند که به من خبر رسیده است شما در فلان جلسه شرکت می‌کنید. همچنین برخی علما با همین رویکرد به تألیف کتاب پرداخته‌اند، به تربیت شاگرد اهتمام داشته‌اند و از منبر برای آگاهی‌بخشی استفاده کرده‌اند. اگر این رصد و پایش تضعیف شود، جامعه با ضعف فرهنگی مواجه خواهد شد.

آغاز هجمه فرهنگی با اختلاط فرهنگی، ترکیب فرهنگی، التقاط فرهنگی و در نهایت استحاله فرهنگی رخ می‌دهد و اگر دفاع فرهنگی به‌درستی شکل نگیرد، جامعه دچار التقاط یا استحاله خواهد شد. جامعه‌ای که به استحاله فرهنگی مبتلا شود، بازگرداندن آن بسیار دشوار است؛ در حالی که التقاط، بیماری حاد محسوب می‌شود و دو مرحله پیشین، بیماری در سطوح ضعیف‌تر هستند و هر یک درمان خاص خود را می‌طلبند.

برخورد شدید با شبهه‌افکنان

برای نمونه، اگر فردی به شبهه‌افکنی می‌پرداخت، اهل‌ بیت(ع) با او برخورد شدیدی داشتند، اما در مراحل ابتدایی، این مواجهه از طریق مناظره و گفت‌وگو صورت می‌گرفت. جالب آن‌که در سلوک ائمه(ع) آمده است که گاه امام(ع) معتقد بودند فردی باید کشته شود؛ زیرا تأثیر فرهنگی نامناسب او بر جامعه بسیار گسترده و مخرب بوده است.

برای مثال، امام هادی(ع) فرمودند: اگر کسی فلان شخص را بکشد، من بهشت را برای او تضمین می‌کنم. این فرد، فارس بن حاتم قزوینی، از عالمان سرشناس شیعه بود که حتی به مقام وکالت امام هادی(ع) نیز رسیده بود، اما پس از انحراف، تأثیر عمیقی در انحراف جامعه گذاشت. او شبهه‌افکن بود، نه شبهه‌زده. ائمه(ع) بخشی از واقفیان را با مناظره و گفت‌وگو اصلاح کردند، اما برخی افراد، مانند این شخص، نه‌تنها اصلاح نشدند، بلکه صرفاً به گسترش شبهات در جامعه دامن زدند.

این مسئله خود الگویی برای دفاع فرهنگی ماست، اما متأسفانه برخورد ما با برخی علما و بزرگان جامعه که دچار انحراف شده‌اند، برخوردی قاطع و شدید نیست؛ در حالی که بر اساس سلوک ائمه(ع)، این مواجهه باید شدید باشد. شدیدترین نوع برخورد اهل‌ بیت(ع) نیز با علمای درون جامعه شیعه است که دچار انحراف شده باشند.

امیرالمؤمنین(ع) فرمودند اگر دیدید عالمی منحرف شد، به‌شدت با او برخورد کنید؛ زیرا او نه‌تنها خود غرق می‌شود، بلکه دیگران را نیز با خود غرق خواهد کرد. متأسفانه ما به دلیل جایگاه برخی افراد، در برابر انحرافات اعتقادی آنان برخورد قاطع نداشته‌ایم. مرحوم کشّی نقل می‌کند فردی که فارس قزوینی را ـ به دستور امام ـ به قتل رساند، از سوی امام هادی(ع) هر ماه مقرری دریافت می‌کرد و پس از شهادت آن حضرت نیز امام عسکری(ع) از او حمایت مالی داشتند. این مسئله نشان می‌دهد که در مکتب دفاعی اهل‌ بیت(ع)، مهم‌ترین نوع دفاع، دفاع شناختی و فرهنگی است.

امام رضا(ع) با رقبای فرهنگی متعددی مواجه بودند؛ از جمله کسانی که به مهدویت باور داشتند، اما خوانش درستی از آن ارائه نمی‌کردند. همچنین امام با جریان واقفیه روبه‌رو بودند که بزرگ‌ترین انحراف درون‌شیعی در دوران ایشان به‌شمار می‌رفت. رهبران واقفیه از جایگاه علمی و اجتماعی بالایی برخوردار بودند و تأثیرگذاری گسترده‌ای در جامعه داشتند؛ آنان از اعیان شیعه محسوب می‌شدند و به مقام وکالت رسیده بودند. نجاشی درباره ابن‌حیان تصریح کرده است که او فردی ثقه، فقیه و مشهور بوده است و آیت‌الله خویی نیز در «معجم رجال الحدیث» تصریح می‌کند که از بطائنی نزدیک به چندصد روایت، حدود ۷۰۰ روایت، نقل شده است که نشان‌دهنده جایگاه علمی و فقهی بالای آنان است.

بزرگان واقفیه همگی از رؤسای سازمان وکالت بودند و هنگامی که یک وکیل دچار انحراف می‌شد، حیرت و تردید در جامعه شیعه چند برابر می‌گردید. افزون بر این، باید تکاپوی فرهنگی واقفیه را نیز در نظر گرفت؛ برای مثال، برخی از آنان به تألیف کتاب پرداخته‌اند. نخستین کتابی که حدود ۵۰ سال پیش از غیبت امام مهدی(عج) نگاشته شده، اثر یکی از سران واقفیه است. هرچند محتوای این کتاب عمدتاً تطبیق مسئله غیبت بر امام کاظم(ع) است، اما تفکر حاکم بر آن نشان می‌دهد که مسئله مهدویت و ظهور در اندیشه شیعه کاملاً جا افتاده بوده و از همین باور، سوءاستفاده شده است. اهمیت این موضوع از آن‌روست که افرادی مانند اتان کلبرگ، مهدویت را ساخته و پرداخته برخی از شیعیان می‌دانند.

انتهای پیام
خبرنگار:
علی فرج زاده
دبیر:
سلما آرام
captcha