حجتالاسلام والمسلمین سیدرضا عمادی، پژوهشگر دینی، در گفتوگو با ایکنا از خراسانرضوی، درخصوص جایگاه ماه مبارک رمضان در اسلام، اظهار کرد: توبه و بازگشتهای مکرر بخشی از ذات انسان است و اساساً نمیتوان انتظار داشت طبیعت انسان به گونهای دگرگون شود که همواره در یک حالت ثابت معنوی باقی بماند. اصولاً زیبایی انسان نیز در همین روحیه رجوع نهفته است؛ ماه مبارک رمضان بهترین فرصت برای توبه، انابه و بازگشت به سوی حق است.
وی در خصوص تعبیرهای مختلف از آیه «كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ» افزود: در آیات قرآن کریم درباره روزه از این تعبیر استفاده شده است. درباره این تعبیر دو دیدگاه وجود دارد؛ برخی معتقدند مقصود از «پیشینیان»، مشرکان و کفار ساکن شبهجزیره عربستان در عصر پیش از اسلام هستند که در ایام سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم هر ماه روزه میگرفتند و برخی دیگر این تعبیر را ناظر به پیروان ادیان پیشین همچون یهودیت و مسیحیت میدانند.
این پژوهشگر دینی بیان کرد: درباره کیفیت تغییر روزه در طول تاریخ باید گفت قدر متیقن آن است که اصل امساک از خوردن و آشامیدن میان همگی مشترک بوده است، هرچند در برخی سنتهای امروزی مسیحی، روزه به معنای پرهیز از برخی خوراکیها مانند گوشت تعریف میشود.
عمادی با اشاره به شأن نزول آیات مربوط به روزه، تصریح کرد: این آیات در دورهای نازل شدهاند که مردم شبهجزیره، بهویژه شهری که پیامبر اکرم(ص) در آن سکونت داشتند، با تنگنای معیشتی و کمبود شدید مواد غذایی روبهرو بودند. در منابع تاریخی آمده است که گاه افرادی بر اثر گرسنگی جان خود را از دست میدادند. از همین رو در دستورات دینی آن دوره بر اطعام مسکین تأکید شده و برای کسانی که توانایی روزه گرفتن نداشتند، جبران آن از طریق اطعام نیازمندان مقرر شده است.
وی ادامه داد: همچنین حکم زکات فطره در پایان ماه مبارک رمضان که بهصورت پرداخت گندم، برنج یا معادل نقدی آن به نیازمندان است، در همین راستا قابل تحلیل است. بر این اساس، یکی از کارکردهای اجتماعی روزه را میتوان کمک به کاهش فقر و گرسنگی در جامعه دانست.
این پژوهشگر دینی درباره فلسفه روزه در ماه رمضان، اظهار کرد: تهذیب نفس، تقویت اراده، خویشتنداری و دستیابی به تقوا از اهداف اساسی وجوب روزه بهشمار میرود، اما یکی از وجوه مشترک روزه در ادیان مختلف، همین امساک و توجه به نیازمندان است.
عمادی در بخش دیگری از سخنانش به روزه سکوت اشاره و تصریح کرد: در ادیان ابراهیمی چنین حکمی بهعنوان دستور واجب وجود ندارد و در فقه اسلامی، روزه سکوت به عنوان عمل عبادی الزامی نهتنها پذیرفته نیست، بلکه ممنوع شمرده شده است؛ هرچند سکوت به خودی خود، در صورت نیاز نداشتن به سخن گفتن، امری نکوهیده نیست. در مقابل، در برخی آیینهای شرقی مانند آیین بودا و هندو، روزه سکوت مشاهده میشود.
وی سپس به بحث مدت زمان روزه در ادیان مختلف پرداخت و بیان کرد: در این باره تفاوتهایی وجود داشته است؛ برای نمونه در سنت مسیحی، دورهای چهلروزه مطرح بوده و مشرکان شبهجزیره نیز طبق برخی نقلها سه روز در هر ماه روزه میگرفتند که در مجموع به حدود سیوشش روز در سال میرسید. در اسلام، روزه ماه رمضان به مدت یک ماه کامل تشریع شده و آغاز و پایان آن با رؤیت هلال ماه تعیین میشود. بنابراین، هرچند تفاوتهایی در مدت و برخی جزئیات دیده میشود، اما در ماهیت و اصل امساک، تغییر اساسی و فاحشی مشاهده نمیشود.
این پژوهشگر دینی اظهار کرد: در خصوص فلسفه تشریع روزه نیز قرآن کریم هدف آن را دستیابی به تقوا بیان میکند: «لعلکم تتقون». با توجه به ادامه آیات، میتوان گفت یکی از مصادیق تقوا، توجه به نیازهای دیگران و یاریرسانی به جامعه است. از این منظر، روزه افزون بر آثار فردی و معنوی، کارکرد اجتماعی نیز دارد و در سامانبخشی به مشکلات درونی جامعه، بهویژه در شرایط دشوار اقتصادی، نقشآفرین است.
عمادی همچنین گفت: روزه را میتوان تمرینی برای خودداری و تقویت خویشتنداری دانست. اگر بخواهیم مفهوم «پرهیزگاری» یا «تقوا» را به زبان عرفی و امروزی بیان کنیم، میتوان آن را نوعی «کنترل» معنا کرد؛ یعنی توانایی مهار تمایلات و تسلط بر خواستههای نفس. روزه تمرینی است برای اینکه انسان بتواند در برابر میل طبیعی به خوردن و آشامیدن ایستادگی کند و از برخی رفتارها پرهیز کند.
وی افزود: این خودداری تنها به نخوردن و نیاشامیدن محدود نمیشود، بلکه مجموعهای از امساکها را در بر میگیرد؛ از جمله پرهیز از فرو بردن سر در آب، نسبت ناروا دادن به خدا و پیامبر و نیز هرچند ممکن است برخی از این موارد در رسالههای عملیه بهصورت مستقل نیامده باشد، پرهیز از تهمت، هتک آبرو و آسیب زدن به حیثیت دیگران. همه اینها وجوهی از یک تمرین سیروزه است؛ تمرینی برای آنکه انسان بیازماید تا چه اندازه میتواند بر خویشتن مسلط باشد. از این منظر، وجه محوری روزه را میتوان «تمرین خودکنترلی» دانست.
این کارشناس دینی در پاسخ به این پرسش که چگونه میتوان دستاورد معنوی رمضان را در سایر ماههای سال نیز حفظ کرد، اظهار کرد: در این زمینه، روایتی از پیامبر اکرم(ص) نقل شده که در کتاب «الکافی» آمده است. جمعی از اصحاب خدمت ایشان عرض کردند: هنگامی که در محضر شما هستیم، حالتی معنوی و زاهدانه پیدا میکنیم، اما زمانی که به خانهها و زندگی روزمره خود بازمیگردیم، آن حال در ما کاهش مییابد. حضرت در پاسخ، این حالت رفتوبرگشت و فراز و فرود روحی را امری طبیعی دانستند و فرمودند اگر انسانها در همه حالات در اوج معنویت باقی میماندند و هیچ لغزشی نداشتند، اساساً زمینه اختیار و رشد معنوی از طریق توبه و بازگشت از میان میرفت. حتی در ادامه بیان میکنند که اگر چنین بود، خداوند موجوداتی را میآفرید که خطا کنند و سپس توبه نمایند؛ زیرا بازگشت و رجوع، خود بخشی از حقیقت انسان بودن است.
وی ادامه داد: بر این اساس، نوسانهای روحی و بازگشتهای مکرر نه نشانه بیارزشی تلاش انسان، بلکه جلوهای از طبیعت اوست. مهم آن است که انسان پس از لغزش، بازگردد و مسیر اصلاح را در پیش گیرد. ماه رمضان را میتوان «ماه بازگشت» دانست؛ فرصتی برای تمرین همین رجوع آگاهانه. هنر انسان در آن نیست که هرگز دچار میل و خطا نشود، بلکه در آن است که پس از هر لغزش، آگاهانه به مسیر درست بازگردد و این بازگشت را تکرار کند.
این پژوهشگر دینی با تأکید بر اینکه زیبایی انسان در بازگشت و روحیه رجوع نهفته است، بیان کرد: بازگشتهای مکرر بخشی از ذات انسان است و اساساً نمیتوان انتظار داشت طبیعت او بهگونهای دگرگون شود که همواره در یک حالت ثابت معنوی باقی بماند. ماه مبارک رمضان فرصتی ویژه برای این بازگشت فراهم میآورد و طبیعی است که انسان در فضای مسجد، هیئت یا محافل قرآنی حالوهوایی متفاوت را تجربه کند؛ همانگونه که هر محیطی اقتضای خاص خود را دارد و نمیتوان انتظار داشت همه لحظات زندگی در یک سطح از معنویت یا احساسات قرار گیرد.
عمادی ادامه داد: در معارف اسلامی نیز زندگی معنوی به معنای انزوا یا یکنواختی در حالات روحی تعریف نشده است. اسلام دینی متعادل است و الگوی آن، زندگی طبیعی و متوازن است؛ اما آنچه اهمیت دارد، حضور یاد خدا در متن زندگی روزمره است؛ بدین معنا که انسان در همه رفتارهای خود مراقب باشد به کسی ظلم نکند و از مسیر عدالت و اخلاق خارج نشود و این همان حرکت متعادل و مستمر در مسیر بندگی است.
وی همچنین در پاسخ به پرسشی درباره کفاره سنگین ترک عمدی روزه تصریح کرد: باید توجه داشت که در کنار ظاهر سختگیرانه این حکم، نوعی تسهیل و ملاحظه توان انسان نیز پیشبینی شده است. در فقه اسلامی، اگر کسی عمداً روزه ماه رمضان را افطار کند، افزون بر قضای آن روز، کفاره نیز بر او واجب میشود که در منابع فقهی، از جمله در فتاوای مراجع تقلید همچون مقام معظم رهبری، به یکی از سه صورت بیان شده است: روزه گرفتن شصت روز، یا اطعام شصت مسکین و در گذشته آزاد کردن بنده که امروزه موضوعیت ندارد.
این کارشناس دینی ادامه داد: اما همین حکم نیز بر مدار توانایی مکلف تنظیم شده است. اگر فرد توان جسمی برای روزه گرفتن شصت روز نداشته باشد، به اطعام نیازمندان منتقل میشود و اگر از نظر مالی نیز توانایی نداشته باشد، تکلیف او به استغفار و توبه محدود میشود. این نشان میدهد که شارع مقدس، در عین تأکید بر اهمیت روزه و بازدارندگی از ترک عمدی آن، طاقت و شرایط انسانها را نیز در نظر گرفته است؛ چنانکه در قرآن کریم اصل کلی «لا یکلف الله نفساً الا وسعها» بیان میکند که هیچکس فراتر از وسع و توانش مکلف نمیشود.
عمادی در پایان تأکید کرد: بنابراین، شدت ظاهری کفاره برای پاسداشت حرمت ماه رمضان و اهمیت این فریضه است، اما در عمل، راههای متناسب با توان افراد پیشبینی شده و در نهایت، اگر کسی واقعاً از انجام همه مراتب کفاره ناتوان باشد، توبه و استغفار برای او کافی دانسته شده است؛ و این نظر اختصاص به فقیه خاصی ندارد، بلکه مورد تصریح عموم فقهاست.
انتهای پیام