کد خبر: 4336165
تاریخ انتشار : ۰۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۵:۴۲
حجت‌الاسلام جوادی آملی مطرح کرد

عقل، اختیار و هدایت؛ افقی تازه در فهم عقلانیت قرآنی

در ماه مبارک رمضان، ماه نزول قرآن و شکوفایی جان‌های تشنه حقیقت، بازخوانی نسبت «عقل» و «وحی» ضرورتی دوچندان می‌یابد؛ نسبتی که همواره در کانون اندیشه اسلامی قرار داشته و بنیان معرفت دینی را شکل داده است. در روزگاری که برخی عقل را مستقل و خودبنیاد می‌پندارند و آن را بی‌نیاز از هدایت وحی می‌دانند، تبیین جایگاه عقل در پرتو هدایت الهی، راهگشای فهمی عمیق‌تر از حقیقت انسان و مسیر سعادت اوست.

ارسال/ توصیه پیامبر(ص) به حضرت علی(ع) درباره عبادت فکریبه گزارش ایکنا، حجت‌الاسلام والمسلمین مرتضی جوادی آملی، رئیس بنیاد بین‌المللی اسراء و استاد حوزه، سوم اسفندماه و در ادامه سلسله مباحث روزانه خود به مناسبت ماه مبارک رمضان، که در بنیاد بین‌المللی علوم وحیانی اسرا در قم برگزار شد به بررسی «جایگاه عقل در پرتو وحی» پرداخته و کوشیده است با نگاهی تحلیلی و قرآنی، نسبت میان عقل انسانی و هدایت آسمانی را روشن سازد. آنچه در ادامه می‌آید، گزارشی از مهم‌ترین محورهای سخنان ایشان است که با تأکید بر عظمت عقل، در عین نیازمندی آن به وحی، افق تازه‌ای در فهم عقلانیت دینی می‌گشاید.
 
مشروح سخنان این استاد حوزه را در ادامه می‌خوانیم:  

عقل وحیانی در برابر هر نوع عقلی قرار دارد که منقطع از وحی باشد؛ هر نوع عقل و خردی که خود را مستقل و خودبنیاد می‌داند، باوری به وحی و حاکمیت آن بر عقل ندارد و از آن تأثیر نمی‌پذیرد. این همان عقلی است که امروز در جوامع غیردینی و غیرالهی حاکم است و از عقلانیتی سخن می‌گویند که در آن، درخشش وحی دیده نمی‌شود.

وقتی به حقیقت عقل و جایگاه آن در نظام وجودی انسان می‌نگریم، روشن می‌شود که عقل با وجود آنکه برترین موهبت الهی برای انسان است، در عین حال ضعف‌ها و نقص‌هایی نیز دارد. اگر عقل ناقص نبود، خداوند پیامبر(ص) و کتاب نازل نمی‌کرد و ارسال رسل و انزال کتب از آغاز حیات انسان معنا نداشت؛ بلکه به تعبیر روایات، «الحجة قبل الخلق و حین الخلق و بعد الخلق».

پیش از آنکه بشر بخواهد با تکیه بر اندیشه خود، خودکفا شود، خدای متعال پیامبر(ص) را فرستاد تا عقل را سامان دهد و انسان را نسبت به ضعف‌ها و کاستی‌های آن آگاه سازد. انسان باید بداند که عقل، با همه امتیازات و ارزش‌هایش، معصوم نیست؛ نه در مقام معرفت و شناخت از عصمت ذاتی برخوردار است و نه در مقام تدبیر و مهار نفس می‌تواند کاملاً خودکفا باشد.

عقل از بزرگ‌ترین نعمت‌های الهی است و توانایی انتخاب، اراده و اختیار برای انسان ارزش والایی دارد. خداوند نظام تکوین را بر اساس اراده خویش بنا کرده و به انسان هویت اختیاری بخشیده است تا میان خیر و شر انتخاب کند و شر را کنار بزند.

خداوند آن‌چنان به انسان شرافت بخشیده که او را مختار آفریده است. نظام تکوین بر پایه اراده الهی در جریان است، اما انسان این ظرفیت را دارد که مسیر خویش را برگزیند. در سوره مبارکه قرآن کریم، سوره نساء، آمده است: «رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ ۚ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا». استاد عبدالله جوادی آملی در درس‌های خود بسیار به این آیه استناد می‌کنند؛ زیرا آن را بیانگر اوج و نهایت کمال و شکوه عقل می‌دانند. خداوند می‌فرماید ما پیامبران را برای تبشیر و انذار فرستادیم. انبیا آمدند تا انسان را بیم و بشارت دهند تا او با اراده خویش راه هدایت و نیک‌بختی یا مسیر شقاوت را برگزیند.

استدلال الهی چنین است که اگر خداوند پیامبر(ص) و کتاب نفرستد، چه رخ می‌دهد؟ در این صورت، عقل در برابر خداوند احتجاج خواهد کرد که چرا مرا در دنیا تنها رها کردی و پیامبر و وحی و کتابی برایم نفرستادی؟ اگر بهشتی ابدی، سعادت و شقاوت، و بهشت و جهنمی در پیش است، چرا پیامبر و بیم‌دهنده و بشارت‌دهنده‌ای نفرستادی؟ اگر بنا بود انسان پس از مرگ دوباره زنده شود و به حیاتی دیگر منتقل گردد و آن حیات، یوم‌الدین او باشد، و اعمالش به او نشان داده شود و به بهشت یا دوزخ برده شود، چرا از این حقیقت آگاه نگردید؟

احتجاج عقل در برابر خدا

این احتجاجِ عقل در برابر خداوند، نشان‌دهنده عظمت، جلال و شکوه عقل است؛ آن هم در روزی که میقات «یوم معلوم» است. اگر پیامبران به عنوان «رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ» فرستاده نمی‌شدند، در این صورت ـ معاذالله ـ عقل می‌توانست در برابر خداوند احتجاج کند و پیروز جلوه کند و خدا محکوم شود؛ در حالی که چنین امری با حکمت و عزت الهی در تعارض است. از همین رو در پایان آیه آمده است: «وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا».

استاد عبدالله جوادی آملی تأکید می‌کنند که باید به تعابیر پایانی آیات توجهی ویژه داشت. خداوند به این دلیل پیامبر(ص) و کتاب فرستاد که «عزیز» و «حکیم» است. او همواره صاحب عزت و حکمت است و همین دو نام الهی نشان می‌دهد که هیچ‌کس نمی‌تواند در برابر او احتجاج کند.

خدای متعال عقل را در نهایت جایگاه عظمت و شکوه معرفی کرده است. یکی از محورهای اساسی در قرآن کریم اصرار بر تعقل است؛ آیاتی که با «أفلا یتدبرون»، «أفلا یعقلون» و مانند آن آمده‌اند، انسان را به عقلانیت و اندیشه‌ورزی فرا می‌خوانند. انسان بدون عقل نباید در عرصه‌های معاش و معاد، اخلاق و تربیت، سیاست، اجتماع و فرهنگ حرکت کند.

در بسیاری از موارد، خداوند منشأ ظلم‌ها، بی‌عدالتی‌ها و گناهان را بی‌خردی می‌داند و می‌فرماید: چرا سخنی می‌گویید که خود به آن عمل نمی‌کنید؟ یکی از سفارش‌های پیامبر گرامی اسلام به علی بن ابی‌طالب این است که: ای علی، هنگامی که مردم به انواع عبادات مشغول‌اند، تو به عبادت عقلی و تفکر بپرداز؛ زیرا عبادتی که بر پایه تعقل باشد، با عبادتِ بدون تعقل قابل مقایسه نیست. «ساعه تفکر خیر من عباده سبعین سنه»؛ یک ساعت تفکر برتر از هفتاد سال عبادت است.

در سوره آل‌عمران نیز آمده است: «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِأُولِي الْأَلْبَابِ». خداوند خردمندان و اولی‌الالباب را به تفکر در عالم دعوت می‌کند. «لُب» در فارسی به معنای خرد است؛ این خرد است که می‌اندیشد. آمد و شد شب و روز، همه از آیات الهی‌اند و گردش آفرینش و پدید آمدن شب و روز، فعل خدا و جلوه خلقت اوست؛ ازاین‌رو نباید در این‌باره تعبیر مجهول به کار برد.

انسان خردمند اهل تعقل در آفرینش است

انسان خردمند کسی است که اختلاف شب و روز را از جلوه‌های الهی می‌داند و از آن به عظمت خداوند پی می‌برد و می‌گوید: پروردگارا، این آفرینش را بیهوده و بدون هدف نیافریده‌ای؛ تو از هرگونه عبث و بیهودگی پاک و منزهی. چنان‌که در قرآن کریم آمده است، خردمندان با مشاهده آیات آفرینش به حکمت و هدفمندی خلقت اذعان می‌کنند. ان‌شاءالله خداوند توفیق تفکر و عقلانیتی را که برتر از هفتاد سال عبادت شمرده شده است، به ما عنایت فرماید.

اندیشه آنگاه رخ می‌دهد که عقل انسان در مسیر تکامل قرار گیرد. توانمندی عقل است که انسان را به تفکر وامی‌دارد؛ ازاین‌رو بسیاری از مردم جهان آن دقت و تأمل عمیق را در نظام آفرینش ندارند و از کنار این نشانه‌های الهی به سادگی عبور می‌کنند.

انتهای پیام
خبرنگار:
علی فرج زاده
دبیر:
سلما آرام
captcha