به گزارش ایکنا، حسین محمدیسیرت، عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع)، 13 اردیبهشت ماه در نشست علمی «ابعادی از شخصیت و نقش معلم شهید انقلاب» که از سوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد پردیس برگزار شد، به تشریح ابعادی از شخصیت رهبر شهید و آینده وضع موجود پرداخت.
متن سخنان این استاد دانشگاه به شرح زیر است:
یکی از مشهورترین آثار رهبر انقلاب «خون دلی که لعل شد» است. با توجه به محتوای کتاب اگر بنده قصد داشتم نامی برای آن بگذارم «خامنهای چگونه خامنهای شد» را انتخاب میکردم. این کتاب به 28 زبان به خصوص به زبان چینی در دنیا منتشر شده است و نسخه الکترونیکی و مکتوب آن در چین بعد از جنگ بسیار بیشتر مورد توجه قرار گرفته است، همچنین در ژاپن، کره، ایتالیا و ... هم منتشر شده و مورد اقبال قرار گرفته است.
ایشان در خانوادهای مقاومتمحور تربیت شدند و در همه مراحل در پیشگاه خدا خود را سرباز میدانستند و پیشگام مبارزه با تروریسم و رژیم فاسد پهلوی و صهیونیسم بودند. دفعات متعدد در نبرد با صدام در جبهه حضور داشتند، همچنین سمتهای مختلفی از جمله عضویت در شورای عالی دفاع و ... را برعهده داشتند. جلوه دیگر در مورد ایشان که میتوان به آن اشاره کرد، قربانی تروریسم شدن است. این رهبر صادق چند مرتبه هدف ترور قرار گرفت و تا پایان عمر هم از ناحیه دست مجروح بود.
روحیه خدمات اجتماعی، بعد دیگر شخصیت رهبری شهید است؛ در زلزله فردوس، سیل ایرانشهر حضور داشت و بعد از رهبری هم در زلزله بم و مسئله کرونا و حتی سیل پاکستان تأکید زیادی بر رفع مشکلات مردم داشتند. همچنین آقا همواره مسئله فلسطین را در خط مقدم مقاومت مورد تأکید قرار میدادند.
مسئولیت و تجارب اجرایی متفاوت هم از دیگر ابعاد زندگی ایشان است؛ در عرصه روشنگری هم جلوههای مختلفی داشتند. اول مسئله اسلامشناسی و اجتهاد. این معلم شهید در مقام علمی یک شخصیت قابل توجه است. در فقه، اصول، تاریخ اسلام، رجال و ... عالم بودند و رویکرد تفسیری قرآنی داشتند که بعد قرآنی از جلوههای فوقالعاده شخصیت ایشان است.
به گفته برخی محققان، رویکرد تفسیری آقا به خصوص عرصه اجتماعی، سیاسی و عرصههای جدید با بسیاری از مفسران متفاوت است. تفسیر سوره ممتحنه، روایت اصول سیاست خارجی یک ملت مسلمان است. سوره منافقون، تغابن، بقره و .. هم توسط ایشان تفسیر شد لذا اسلامشناسی در ایشان برجسته بود.
بعد دیگر علمی ایشان آشنایی با ادبیات و شعر بود، آن هم نه فقط به فارسی بلکه در ادبیات عرب هم تسلط داشتند. داماد ایشان(مصباح الهدی باقری) فرمود که آقا در دیدار با یکی از شخصیتهای عربی بیش از 20 دقیقه در مورد ادبیات عرب سخن گفت که باعث تعجب آن شخصیت عربی شده بود.
در تاریخ کشور ما کدام پادشاه و مسئولی این میزان به ادبیات فارسی آشنایی دارد؟؛ سخنرانی مشهور ایشان در کنگره حافظ قابل توجه است که جزء جلوههای روشنگری ایشان است؛ لذا باید گفت رهبری شهید در حوزه اسلامشناسی، روشنگری، ادبیات، مبارزه و جهاد و ... پیشتاز است.
ایشان در حوزه تاریخ هم به سه عرصه توجه داشت؛ تاریخ اسلام، معاصر و غرب که کتاب انسان 250 ساله یکی از آثار ایشان در تاریخ اسلام است. ایشان به انقلاب فرانسه، چین، روسیه و تاریخ استعمار آشنایی کامل داشت، همچنین به تاریخ معاصر ایران که سخنرانی ایشان در مورد تاریخ ایران از دوره مشروطه دیدنی و خواندنی است. تحلیل تاریخپایه ایشان از جلوههای بارز این شخصیت بود و در سخنانشان بر آن تأکید داشتند.
آقا در دیدارهای 13 آبان و 16 آذر تقریباً به مباحث تاریخی میپرداختند و در مورد آمریکا و استعمار روشنگری میکردند، به خصوص در یکی دو دهه اخیر که دشمنان بر روی شبهات تاریخی سرمایهگذاری زیادی کردند. از موضوعاتی که به شدت آقا بر آن تأکید داشتند، بحث تاریخ معاصر است.
امروز در آستانه نظم نوین جهانی هستیم؛ جنگ جهانی اول و دوم نظم جدید جهان را ایجاد کرد ولی ما در آن مقاطع کجا قرار داشتیم؟ احمدشاه به سفارت آمریکا در تهران پیام داد که اگر ممکن است من در این شرایط جنگی در سفارت شما ساکن شوم و وقتی موافقت نشد، درخواست عجیبتری داد و آن اینکه پرچم آمریکا بر کاخ گلستان نصب شود تا دیگران جرأت تجاوز نداشته باشند.
در جنگ جهانی دوم کشور ما اشغال شد و چون پهلوی فاقد پایگاه مردمی بود، هیچ مقاومتی صورت نگرفت و همه کشور اشغال شد. حالا برخی شعار درباره رضا شاه میدهند ولی اگر پهلوی عدالتخواه و محبوب بود چرا در دوره خود او بروز و ظهور نداشت و مردم از او حمایت نکردند؟
امروز سرمایه اجتماعی ایران قابل مقایسه با دوران پهلوی نیست؛ البته منظورم این نیست که الان خیلی مطلوب است ولی با همه نقدهایی که به اقتصاد داریم، در مقام مقایسه، اصلاً با آن زمان قابل قیاس نیست.
اگر قرار باشد در مورد الگوهای معلمی سخن بگوییم، قطعاً رهبری شهید از بارزترین چهرهها است که میتوان الگو گرفت؛ ایشان خط مقاومت و روشنگری را در آخرین لحظه عمر خود ادامه داد و پیش برد. ایشان تأکید داشت خط انقلاب اسلامی از ترکیب دو چیز است، یکی علم و آگاهی و دیگری مبارزه و مقاومت و به تعبیر دیگر خط مقاومت و روشنگری.
حضرت آقا واقعگرا نبودند بلکه آرمانگرا بودند و البته در چارچوب عقلانیت دینی، واقعگرایی هم داشتند؛ آرمانگرایی واقعبینانه. در این آرمانگرایی ما همانطور که آرمان را مدنظر داریم، به واقعبینی هم توجه داریم که این نگاه در امام و رهبری شهید، متجلی بود.
ما در تحلیل سیاسی باید سه مسئله را مدنظر قرار دهیم؛ وضع موجود، آرمانی و مطلوب یعنی اگر از وضع موجود به سمت آرمان در حال حرکت هستیم، قطعاً پیروز بوده و در وضع مطلوب قرار داریم. این روزها که فضای هیجان انقلابی هم وجود دارد، برخی صرفاً آرمانگرایانه شرایط را تحلیل میکنند که باید هم باشد ولی باید واقعگرایی هم همراه شود و بدانیم اگر ما به آرمانها هم نرسیم، شکستخورده نیستیم.
اگر بخواهیم از منظر تاریخی نگاه کنیم، حضرت امیر(ع) فرمودند معاویه باید برود و اگر مالی در کابین زنان هم باشد، خواهم گرفت ولی اینها محقق نشد، اما آیا حضرت علی(ع) شکست خوردند؟ خیر. حضرت با تدبیر و کمک خدا حکومتی که قرار نبود به بنی هاشم برسد، حدود 5 سال حکومت کرده و به سمت آرمان حرکت کردند و ما امروز الگوی مطلوب حکمرانی را داریم.
جمهوری اسلامی ایران اعلام کرده که آرمان ما نابودی اسرائیل و شکست استعمار به خصوص آمریکا است اما آیا همه اینها محقق خواهد شد؟ ما تلاش خود را برای رسیدن به آرمانها انجام میدهیم. قرار بود چند روزه بساط نظام را جمع کنند، ولی اتفاقات بسیار متفاوتی در حال رخ دادن است.
ما در تحلیل شرایط باید از افراط و تفریط پرهیز کنیم که این امر، از ویژگیهای رهبری شهید بود. ویژگی دیگر، انجام تکلیف است. رهبری شهید در پاسخ به سؤالی فرمودند نتیجهبخشی، از تکالیف ما هست، یعنی باید مقدمات یک کار در حد توان فراهم شود، سپس فقط به تکلیف بیندیشیم.
از ویژگیهای امام شهید ما، باور به سنن الهی بود. بخش عمدهای از دیدارهای رهبری شهید و شهید نصرالله در مورد سنن الهی بود و نه صرفاً مسائل نظامی، زیرا هر دو به این سنن باور عمیق داشتند و کسی که این باور را دارد، دچار اضطراب نخواهد شد و قطعاً در چارچوب این سنن، پیروزی در نبرد کنونی با جمهوری اسلامی است.
الگوی جهانی هم بیانگر این روند است؛ در جنگ اول جهانی ما منفعل بودیم؛ در جنگ جهانی دوم کشور ما اشغال شد و شاهد منعفل بودیم ولی در نظم جدید کنونی ببینید ما چه وضعی داریم و در مقام مقایسه تاریخی، ما از کجا به کجا رسیدهایم. آرمانگرایی واقعبینانه، باور به سنن الهی، تکلیفمحوری و نگاه تاریخی سبب شده تا رهبران انقلاب هرگز دچار اضطراب نشوند.
در عرصه نظامی، برداشت بنده این است که طرف مقابل حتی اگر شکست خورده باشد که خورده است، نمیخواهد آن را باور کند زیرا خودشیفته است. عدم درک شکست سبب شده است تا در عرصه دیپلماسی حاضر به کوتاه آمدن نیستند لذا دوباره زیادهخواهی میکند. جمعبندی ما این بود که پذیرش آتشبس یعنی برخورد به صخره سخت ولی مذاکرات اسلامآباد این را نشان نداد.
عرصه دیگر هم عرصه رفتار عمومی است؛ الان متأسفانه فشار زیادی بر روی این بخش است؛ فشار اقتصادی، دوقطبیسازی و اختلاف، اختلاف در بین جریانات انقلابی و عدم اعتماد جریان انقلابی به ساختار سیاسی نمودهای آن است. تحولات دیماه سال قبل هم نشان داد که این عرصه میتواند بیشترین آسیب را داشته باشد.
جنگ کنونی، جنگ اسرائیل است زیرا آنها یک پنجره فرصت دو ساله دارند و اگر این پنجره بسته شود، آینده منطقه در اختیار ایران خواهد بود و آنها چارهای جز نابودی نخواهند داشت، لذا این رژیم، یقه این مردک را رها نخواهند کرد و ماجرای اپستین نشان داد او را در اختیار دارند. بنابراین امکان دوباره وقوع جنگ کم نیست.
با همه این مسائل، واقعیت این است که ایران بخشی از تاریخ آینده جهان است و جمهوری اسلامی ایران دیگر شاهد منفعل نخواهد بود.
انتهای پیام