کد خبر: 4337445
تاریخ انتشار : ۲۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۸:۰۹
در گفت‌وگو با ایکنا مطرح شد

پرچم ملی؛ مرز میان همبستگی اجتماعی و بحران هویت

عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان با بیان اینکه استفاده از پرچم در تحولات اجتماعی نشانه دستاورد و پیروزی ملی یا به مخاطره افتادن کشور است، گفت: کسانی که به پرچم کشور خود اهانت می‌کنند، به بحرانی در شناخت نقاط اشتراک خود با جامعه محل زندگی‌شان دچار هستند.

ابوالحسن فیاض انوش عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهاندر دنیای مدرن که مرزهای فرهنگی هر روز کمرنگ‌تر می‌شوند، پرچم‌ها همچنان یکی از محکم‌ترین سنگرها برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشورها هستند. پرچم فقط المانی تشریفاتی نیست، بلکه ابزاری قدرتمند برای تقویت وفاق ملی و ایجاد همگرایی اجتماعی است. خبرنگار ایکنا از اصفهان در گفت‌وگو با ابوالحسن فیاض انوش، عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه اصفهان، به این پرسش پاسخ می‌دهد که چرا پرچم، یکی از عزیزترین دارایی‌های مشترک یک ملت است و می‌تواند نمادی برای همبستگی در روزهای سخت باشد.

ایکنا ـ از جنبه تاریخی، پرچم چگونه از نشانی نظامی یا سلطنتی به نماد رسمی دولت ملت تبدیل شد؟

از نظر تاریخی و بنیانی، پرچم واضح‌ترین نماد بیرونی یک امر سیاسی است و امر سیاسی، اساسی‌ترین رکن هویت اجتماعی محسوب می‌شود. در طول تاریخ، هر گاه دو سپاه به هر دلیلی در مقابل یکدیگر قرار می‌گرفتند، هر یک بیرق، پرچم یا علمی را نماد خود انتخاب می‌کرد؛ به‌طوری که به زمین افتادن نماد یا پرچم هر یک از دو سپاه نشان‌دهنده شکست آن بود.

کارکرد پرچم یک کشور یا گروهی از افراد، در زمان جنگ آشکارتر بود؛ به همین سبب، علمدار یا بیرق‌دار در هر سپاهی، رکنی اساسی بود و به سپاهیان قوت قلب می‌داد. تا زمانی که پرچم برافراشته بود، سپاهیان به پیروزی امیدوار بودند. بنابراین، علمدار یا کسی که پرچم سپاه را در دست داشت، در میانه جنگ بیش از دیگران مورد حمله قرار می‌گرفت تا پرچم به خاک بیفتد و روحیه سپاه تضعیف شود.

نیروهای نظامی نیز در طول تاریخ، رکن اصلی تأمین امنیت هر کشور به‌شمار می‌رفتند؛ چراکه امنیت اساسی‌ترین ستون حیات یک جامعه است. به این ترتیب، بعد از شکل‌گیری حکومت، پرچم نظامیان قدرتمندی که در نبردها پیروز شده بودند، نماد رسمی حکومت به‌شمار می‌رفت تا تکیه‌گاهی برای استمرار هویت ملی باشد.

در اساطیر ایران هم پرچم از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است؛ به‌طوری که فردوسی در داستان کاوه آهنگر می‌گوید: «از آن چرم کآهنگران پشت پای، بپوشند هنگام زخم درای، همان کاوه آن بر سر نیزه کرد، همان‌ گه ز بازار برخاست گَرد»؛ به این معنا که کاوه همان تکه چرمی را که برای بستن زخم‌ها مورد استفاده قرار می‌دادند، بر سر نیزه بست و سپس جماعتی را دور خود جمع کرد تا به جنگ ضحاک بروند. در ادامه، این تکه چرم به درفش کاویان تبدیل شد و تا زمان ساسانیان نیز نماد ایرانیان بود.

در نتیجه، تغییر کارکرد پرچم از عرصه امنیتی و سیاسی به عرصه اجتماعی و ملی بسیار طبیعی است. این روند در تاریخ همه جوامع وجود داشت؛ البته گاهی به‌مرور زمان تغییراتی جزئی در آن ایجاد می‌شد که بخشی از روند تغییر و کاملاً طبیعی بود.

ایکنا ـ در نظریه‌های هویت ملی، پرچم چه جایگاهی دارد؟ آیا در عصر جهانی‌شدن و شبکه‌های اجتماعی، کارکرد پرچم تغییر کرده یا پررنگ‌تر شده است؟

پرچم در نظریه‌های جدید دولت ملت، یکی از ابزارهای اصلی حاکمیت‌هاست. امروزه زبان ملی، پرچم، نوع نظام حکومتی و واحد پول ملی از جمله ابزارهای هویت‌بخشی به کشورها هستند. هنگام نگارش قانون اساسی هر کشور، واحد پول، شکل پرچم، زبان رسمی، مذهب رسمی و... به‌طور کامل و صریح بیان می‌شوند. بنابراین، پرچم یکی از موضوعات محوری در قانون اساسی هر کشور است.

یکی از مسائلی که در دوران جهانی‌شدن گلوگیر کشورها شده، رقیق‌شدن مرزهای آن‌هاست؛ به‌طوری که بسیاری از بنگاه‌های اقتصادی و تجاری حاضر نیستند خود را به حدومرزها و چارچوب‌های کشورها محدود کنند. این مسئله به ذات نظام سرمایه‌داری بازمی‌گردد؛ شعار این نظام از ابتدای شکل‌گیری، درنوردیدن حدومرزها بود، چراکه جریان سرمایه باید فراتر از مرزهای سیاسی و ملی فعالیت داشته باشد و چنین چیزی فقط با کمرنگ‌شدن مرزها امکان‌پذیر است.

امروزه مشاهده می‌کنیم که تشخیص پرچم یک شرکت تجاری برای انسان‌ها در هر کشور آسان‌تر از شناخت پرچم کشوری در دل آفریقاست؛ زیرا آن شرکت فراتر از مرزهای سیاسی فعالیت دارد و در کشورهای متعدد بنگاه‌های اقتصادی ایجاد کرده است. متأسفانه در عصر جهانی‌شدن و سرمایه‌داری، بی‌توجهی بنگاه‌ها و کارخانه‌های اقتصادی به مرزهای سیاسی کشورها آسیب بسیاری وارد کرده که یکی از آن‌ها، کمرنگ‌شدن پرچم‌ ملت‌هاست.

با ایجاد بنگاهی اقتصادی در یک کشور، افراد شاغل در آن بیش از اینکه به پرچم ملی خود تعلق خاطر داشته باشند، به پرچم شرکتی که در آن مشغول به کار هستند، تعلق خاطر دارند و به‌مرور زمان هویت خود را با آن شرکت می‌شناسند. به این ترتیب، به جزئی از نظام سرمایه‌داری تبدیل می‌شوند. چنین فضایی به‌شدت پرچم کشور‌ها و هویت‌های ملی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. البته سران نظام سرمایه‌داری نیز به‌شدت به این فضا دامن می‌زنند که باعث رقیق‌شدن فضای ملی کشورها می‌شود.

ایکنا ـ در چه شرایطی، یک نماد ملی از ابزار وحدت به ابزار اعتراض یا مطالبه‌گری تبدیل می‌شود؟ بازتعریف یا تغییر عناصر پرچم از سوی کنشگران اجتماعی چه معنایی دارد؟ آیا این امر نوعی بازخوانی هویت ملی است یا چالش با آن؟

در هر جامعه‌ای، اختلاف نظرها و گوناگونی و تفاوت در گرایش‌ها طبیعی است که به‌منظور پیشگیری از تبدیل آن به چالش هویتی، راه‌های قانونی فراوانی برای ابراز و بیان اختلافات وجود دارد. مشکل از جایی شروع می‌شود که هنگام بروز چالش‌های اجتماعی، اصل و فرع فراموش شود و تشخیص آن‌ها از یکدیگر ممکن نباشد. هنگامی که مرز میان اصل و فرع به‌دلیل سوءاستفاده و نفوذ دشمن خارجی مخدوش شود، فضای غفلت از نماد ملی که در بحث ما پرچم ملی کشور است، فراهم می‌شود.

چنین فضایی در درجه اول، نشان‌دهنده بحران شناختی است؛ یعنی کسانی که با نماد پرچم بازی می‌کنند و قصد دارند تغییراتی در آن ایجاد کنند، به بحرانی در شناخت نقاط اشتراک خود با جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنند، دچار هستند. این بحران می‌تواند در بعضی شرایط زیرساختی و درست باشد، مانند شرایطی که مذهب نیمی از افراد جامعه تغییر کرده باشد. برای نمونه، با ورود مسلمانان به ایران دوران ساسانی، درفش کاویان تغییر کرد و نمادهای اسلامی به آن اضافه شد.

اگر این تغییرات براساس نیازهای داخلی جامعه ایجاد نشود و از سوی دشمن خارجی تقویت شود، خطرناک خواهد بود. تغییر هر چیزی در پرچم ملی یک کشور، بیانگر تغییرات اساسی در هویت ملی آن حاکمیت است. برای نمونه، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران نیز پرچم کشور تغییر چندانی نداشت، به‌طوری که رنگ‌های اصلی حفظ شدند و فقط نماد میانه آن تغییر کرد.

این تغییر به‌واسطه نیاز درونی جامعه ایجاد شد؛ یعنی اراده جمعی مردم براساس سازوکاری قانونی به این نتیجه رسید که در پرچم کشور تغییراتی ایجاد شود. البته تا پیش از آن، ملت ایران هیچ‌گاه به خود اجازه نداد نماد ملی‌اش را که در آن زمان پرچم شیر و خورشید بود، مورد اهانت قرار دهد؛ زیرا در همان موقعیت نیز پرچم بیانگر هویت ملی ایرانیان بود.

با تغییر نظام حاکمیتی کشور، براساس فرآیند معقول انتخابات، مجمعی تشکیل و تغییرات به ترتیب اعمال شد. بنابراین، می‌توان گفت کسی که پیش از به فرجام رسیدن تغییرات نظام سیاسی، پرچم کشور خود را زیر سؤال ببرد، به هویت ملی خود تعلق خاطر ندارد.

نیرو یا دشمن خارجی در جوشش انقلاب سال ۱۳۵۷ دخالتی نداشت و مردم ایران به‌سبب خودجوش‌بودن جریان انقلاب احساس کردند که باید تغییراتی در نظام حاکمیتی ایجاد شود. نکته این است که ملت در ایرانی‌بودن و هویت ملی خود ابهامی نداشتند. آن‌ها با انقلاب‌کردن، توانستند تغییرات مورد نظر خود را در حکومت اعمال کنند و بعد از همه اقدامات اصلی، برای تغییر در پرچم تصمیم گرفتند.

اما بخش عمده‌ای از اجتماعات و خواسته‌هایی که متأثر از اغتشاشات دی‌ماه حول پرچم کشور اتفاق افتاد، به‌وسیله تحریکات خارجی ایجاد شد؛ چراکه دشمن برای تجزیه‌کردن ایران به زمینه‌سازی و آماده‌سازی اذهان مردم ایران نیاز داشت تا از تعلق خاطر آنان نسبت به کشور و ملیت واحدشان بکاهد.

تلاش برای تجهیزشدن گروه‌های تجزیه‌طلب در شهرهای مرزی و از سوی دیگر، آسیب‌رساندن به پرچم کشور، اصلاً روندی طبیعی نیست و کاملاً هدایت‌شده از سوی دشمن بیرونی است. همه افراد یک جامعه باید بدانند، هنگامی که پرچم کشور و ملیت‌شان پیش از تغییرات سیاسی مورد هجوم قرار گیرد، قطعاً دست دشمن خارجی در کار است؛ زیرا همان‌طور که پیش از این بیان شد، جریانی که از درون بجوشد، هیچ‌گاه پرچم را مورد هجمه قرار نمی‌دهد و التهاب‌آفرین نیست.

اگر دقت کنیم، در وقایع دی‌ماه فقط پرچم مورد اهانت و آسیب قرار نگرفت، بلکه به قرآن و مسجد نیز اهانت شد. دشمن احساس می‌کرد با مخدوش‌کردن گلوگاه‌های اصلی پایداری هویت ملی، می‌تواند دل‌ها را به لرزه درآورد. چنین عملکردی کاملاً محاسبه شده بود و صرفاً برخاسته از هیجانات یک نوجوان نبود، بلکه براساس سناریویی از پیش تعیین شده پیش می‌رفت.

این سناریو به‌گونه‌ای تنظیم شده بود تا آخرین امیدهای هویت ملی در ابتدای کار مورد خدشه قرار گیرد، سپس دل اعضای جامعه بلرزد و دچار ترس و تشویش شوند. البته این محاسبات نادرست است، ولی در هر حال برنامه‌ای طراحی‌‌شده به‌وسیله دشمن است.

ایکنا ـ در دوره‌های تنش یا تحولات اجتماعی، چرا نمادهای ملی بیش از پیش در فضای عمومی دیده می‌شوند؟ افزایش استفاده از پرچم در تجمعات و بیان مطالبات را چگونه می‌توان تحلیل کرد؟

به‌طور کلی، استفاده از پرچم در تحولات اجتماعی نشانه دو چیز است؛ یکی دستاورد و پیروزی ملی، مانند نواختن مارش پیروزی و به اهتزاز درآمدن پرچم ملی در هنگام کسب دستاورد علمی یا ورزشی و دومی، هنگام به مخاطره‌ افتادن کشور. در این زمان، پرچم برای انسجام‌بخشی بیشتر به جامعه برافراشته می‌شود. اهتزاز پرچم ملی در وقایع روزمره کاربرد چندانی ندارد. برای نمونه، افراد هنگام کوه‌نوردی یا ورزشی همگانی، پرچم گروه‌های دانش‌آموزی یا گروه‌های انسانی کوچک را همراه خود دارند؛ ولی هنگام افتخارآفرینی یا بروز مخاطره ملی، پرچم یا بیرق برای نمایش همدلی، هم‌آوایی و افزایش انسجام جمعی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

کسانی که به پرچم ملی ایران اهانت کردند، دو دسته هستند. دسته اول، عالمانه و عامدانه این کار را انجام دادند که بدون تردید و به‌شدت باید با آنان برخورد شود. اهانت هیچ‌کس به پرچم کشورش، در حالی که از منافع و مواهب آن بهره‌ می‌برد، قابل پذیرش نیست. دسته دوم هم که غافلانه این کار را مرتکب می‌شوند، باید توجیه و آگاه شوند؛ ولی اگر قصد ادامه‌دادن داشته باشند، با گروه اول هیچ تفاوتی ندارند.

انتهای پیام
خبرنگار:
زهرا سادات مرتضوی
دبیر:
محبوبه فرهنگ
captcha