محمدصادق حیدری، روانشناس و محقق هوش مصنوعی در نخستین شماره از سلسله گفتوگوهایی درباره «مدیریت اضطراب در شرایط بحران» با ایکنا از قم بیان کرد: همه ما در زندگیمان لحظاتی را تجربه کردهایم که ناگهان با یک اتفاق غیرمنتظره مواجه میشویم و ترس بر ما غالب میشود، اما چرا این ترس در ما ایجاد میشود؟ چرا مغز ما به اینگونه واکنش نشان میدهد؟ پاسخ این سؤال در نحوه عملکرد مغز ما نهفته است. اولویت اصلی مغز ما بق و زنده ماندن است. به همین دلیل، بسیاری از بخشهای بدن ما بهگونهای طراحی شدهاند که در شرایط بحرانی به سمت واکنشهای سریع و اضطراری حرکت کنند.
این روانشناس گفت: زمانی که ما با یک موقعیت استرسزا مواجه میشویم، سیستم عصبی سمپاتیک ما فعال میشود. این سیستم، که به سیستم بقا نیز معروف است، آدرنالین را آزاد میکند و باعث میشود قلب ما تندتر بزند، تنفس ما کمعمقتر شود، مردمک چشمهای ما گشادتر شود و خونرسانی به برخی اعضای بدن مثل دست و پا که باعث تعقیب و گریز است، فعالتر میشود.
وی ادامه داد: اما سؤال مهم این است که آیا میتوان کاری کرد که واکنشها در بدن ما اتفاق نیفتند؟ باید قاطعانه بگوییم که هیچ راهی وجود ندارد. این یک سیستم غیرارادی است که مغز ما هر زمان که احساس خطر کند، فعال میشود.
حیدری اظهار کرد: تنها چیزی که میتوانید انجام دهید این است که تلاش کنید رفتار خود را بعد از این اتفاق مدیریت کنید. هر چقدر تمرین کنید و تلاش کنید، این مدیریت شما بالاتر میرود و حواستان جمع میشود که هر رفتار غلطی را از خودتان بروز ندهید.
وی ادامه داد: نکته دوم این است که اگر این اتفاق غیرارادی است، پس شما حق ندارید خودتان را سرزنش کنید. فرض کنید که شما در یک شرایطی مثل تاریکی قرار میگیرید که میترسید. سؤال مهم این است که آیا ترس از تاریکی مایه خجالت است؟ به هیچ وجه زشت نیست اگر شما این را مایه زشتی و حجالت بدانید و خودتان را به خاطرش سرزنش کنید، بیشترین آسیب را به خودتان وارد کردهاید.
این روانشناس بالینی اظهار کرد: یکی از دلایل مهمی که در دوران کرونا، افراد درگیر فشار خون، حملات عصبی و افسردگی شدند و نتوانستند آنها را کنترل کنند، استرسی بود که به آنها تحمیل شده بود. به همین دلیل، این استرس بهصورت غیرمنطقی بروز کرد و رفتارهای غلط از خودشان نشان دادند و زندگیشان را فلج کرد.
وی تصریح کرد: تحقیقی در آمریکا انجام شد که نتایج آن نشان میدهد حدود ۸۰ درصد از شرکتکنندگان در این پژوهش، اخبار روزانه جنگ را یکی از مهمترین منابع استرس روزانه خود عنوان کردهاند. اگر شما یک آمارگیری از خطوط مشاوره روانی که سازمانهایی مثل بهزیستی برای افراد مشخص میکنند، انجام دهید، میبینید که در ایام بحرانهای روانی، آمار تماسها به شکل قابل توجهی بالاتر میرود.
این روانشناس با اشاره به نتیجه آمارهای بیان شده، گفت: این آمارها و ارقام فقط یک چیز را به ما نشان میدهد و آن این است که احساس ترس ما ضعف ما نیست بلکه نشانهای از فعال بودن سیستم دفاعی طبیعی بدن ماست اما اگر همین واکنش بخواهد ادامهدار باشد، میتواند به بیخوابی، اختلال تمرکز و حتی دردهای جسمی منجر شود. وظیفه ما این است که بتوانیم دامنه و زمان این پاسخ هیجانی را مدیریت کنیم تا زندگیمان متوقف نشود.
وی بیان کرد: اگر درگیر استرس نگرانکننده شدیم، حتما در راستای حل آن باید یک اقدامی انجام دهیم. بهطور نمونه با اورژانس تماس بگیریم یا با یک روانشناس صحبت کنیم یا حداقل از برخی حمایتهای اجتماعی مثل تماس با اعضای خانواده استفاده کنیم.
حیدری اولین نشانه را ضربان قلب دانست و اظهار کرد: ضربان قلب بهصورت طبیعی و کوتاهمدت، ممکن است به مدت ۵ تا ۱۰ دقیقه بالا برود و سپس شما میتوانید با تکنیکهایی که انجام میدهید، آن را کنترل کنید و به حالت طبیعی برگردانید. اما زمانی که این تپش مداوم است یعنی در طول روز بارها و بارها با درد قفسه سینه همراه شود، اینجا یک زنگ هشدار به صدا میآید که شما باید حتما یک کمک حرفهای بگیرید.
وی ادامه داد: دومین نشانه، افکار ما در مورد امنیتمان هستند. نگران آیندهمان، آینده فرزندانمان، اتفاقاتی که ممکنه بیفتند، کاملا طبیعی است. هیچ اشکالی ندارد، اما اگر این افکار آزاردهنده و شدید شد یعنی بهطور مکرر در روز افکار مرگ داشتید و حتی بدتر از آن، آنقدر این افکار شدید شد که شما در افکار خود به فکر خودکشی افتادید، حتما یک زنگ هشدار به صدا در آمده و شما باید سریعا به یک روانشناس مراجعه کنید.
این روانشناس افزود: نشانه بعدی این موضوع، خوابیدن است. اگر بعد از شنیدن یک حادثه، برای مدت یک یا دو شب بیخوابی خفیفی برایتان پیش بیاید، کاملا طبیعی است اما اگر به بیخوابی طولانیمدت تبدیل شود، تبدیل به یک هشدار شده و باید به یک مشاور یا متخصص مراجعه کند که این اختلال را برطرف کند.
حیدری چهارمین نشانه را عملکرد انسان در روز دانست و بیان کرد: اینکه ما در طول روز کمی حواسپرتی داشته باشیم، بیشتر به استراحت نیاز داشته باشیم، کمتر کار کنیم، اشکالی در آن وجود ندارد و طبیعی است، اما اگر در تمام کارهای روزمره ناتوان شویم، باید حتما کمک حرفهای دریافت کنیم.
وی با ارائه سه اصل طلایی روانشناسی بحران که بهواسطه آنها میتوان کنترل بهتری بر احساسات داشت، گفت: شناخت یا خودآگاهی اولین اصل است. این روش کمک میکند که شناختی درباره چگونگی عملکرد منفی آن اثر بر بدن و روانمان را متوجه شویم.
این روانشناس تربیتی بیان کرد: اصل دوم بحث پذیرش است. پذیرش به شما کمک میکند به اینکه شما بخشی از استرسهایتان را فراموش کنید بتوانید مدیریت کنید، درواقع باید بپذیریم که ترس طبیعی است و اگر این واکنش را نشان میدهیم به معنای این است که زندهایم و یک انسان هستیم.
حیدری افزود: اصل سوم، پشتوانه داشتن است. در شرایط سخت و بحرانی، باید افرادی را از حال درونی خود مطلع کنیم تا در مواقع حساس بتوانیم به آنها رجوع کنیم یا درخواست کمک کنیم.
وی با بیان اینکه خواندن اخبار روزمره باید دارای زمانبندی مشخص باشد، تأکید کرد: تمرین اسکن بدن را در طول روز چند بار انجام بدهید تا ذهن از فضای استرس و نگرانی دورتر شود.
این روانشناسی با اشاره چگونگی انجام این تمرین بیان کرد: اسکن بدن به این صورت است که بر یک عضو بدن متمرکز میشوید به طوری که همه جوانب آن را بسنجید اینکه آیا لباسی که بر تن آن عضو است، نرم است یا زبر، چه رنگی دارد، چه جنسی دارد یا زمانی که دم و بازدم انجام میدهید خیال کنید که دم رنگ سبز دارد و بازدم رنگ قرمز که آن را از بدن خارج میکنید.
انتهای پیام