روایتهای مختلف از انسانهای متعدد در پهنه گستردهای از تاریخ، بخشی از محتوای مفاهیم بلند آیات قرآن کریم است. خداوند در جایجای این کتاب مقدس که برای هدایت بشر نازل فرموده است، داستانهایی را بیان میکند که صرفاً قصه نیستند، بلکه حقایقی در پوشش تجارب گذشتگانند که باید آیندگان از آنها درس بگیرند.
سفرنامههای قرآنی نه تنها داستانهایی از حرکت جغرافیایی، بلکه بهنوعی روایتگر سیر معنوی انسانها در مسیر تکامل و قرب الهی هستند. بدین جهت ایکنا همزمان با حلول ماه مبارک رمضان همراه با محمد جوادفر، پژوهشگر و جامعهشناس در قالب سلسله درسگفتارهای «قرآن و سفرنامه» تلاش دارد تا از دریچه سفر، نگاه عمیقتری به آموزههای قرآن پیدا و از هر سفر، درسی برای زندگی فردی و اجتماعی استخراج کنیم.
محمد جوادفر در هفتمین قسمت این مجموعه به موضوع «عبرتهای سفرنامه» پرداخته است که مشروح آن را در ادامه میبینیم و میخوانیم.
در ادامه سلسله درس گفتارهای قرآن و سفرنامه، در مورد مکانهایی که در قرآن به آنها اشاره و تشویق شده که به این مکانها برویم و در خصوص آنها سفرنامه تولید شده است، نکاتی را مطرح میکنم.
وقتی نام یک منطقه در قرآن مطرح میشود، غالباً اقوام و طایفههایی در آنجا حضور دارند که قابل توجه هستند، در غیر این صورت زمین به خودی خود شاید موضوعیتی نداشته باشد و آن اقوام و مردم هستند که با رفتار و کردارشان به آن محل هویت بخشیدهاند. در قرآن کریم از گروههای مختلفی نام برده شده است ولی خداوند متعال غالباً توصیه میکند به گروههایی توجه کنیم که بیشتر این گروهها مجرم و گناهکار هستند و دعو قرآن این است که ما از این گروهها عبرت بگیریم.
خداوند بیشتر به ما توجه میدهد که به عاقبت گروه مجرمان نگاه کنیم تا گروه درستکاران. دلیل این مسئله این است که وقتی به گروههای تبهکار و گناهکار توجه میکنیم، انزار و عبرتی که میگیریم بیشتر است. اگرچه به کرات از متقین، مومنین، درستکاران و صادقین در قرآن نام برده شده است ولی توجه عبرتگونه به گروههای مجرم بیشتر است و به همین دلیل در آیاتی که به آیات «سیرو فی الارض» معروف هستند بیشتر به گروه مجرمان توجه و تأکید شده است که عاقبت این گروهها را ببینید.
در ادامه این بحث، مطالبی در مورد مکانها و گروههایی که در قرآن ذکر شده و اشخاص شاخصی که زندگی آنها نیز مورد توجه قرآن بوده، بیان میکنم.
اولین گروهی که از آنها نام برده شده و در منطقه مکه حضور داشتند، مشرکان هستند. این گروه از سرسختترین دشمنان پیامبر(ص) و نماد شرک و عناد بودند. دومین گروه منافقان هستند؛ آنها جریانی هستند که در کنار مشرکین در یک مسیر حرکت و هردو ضد دین عمل میکردند اما با چهرهای متفاوت.
گروه دیگر تکذیب کنندگان پیامبر(ص) هستند که غیر از تکذیب پیامبر(ص)، آیات الهی و حقایق و چیزهایی که به چشم خودشان میدیدند و برای هر قلب بیداری هشدار دهنده و آگاهی بخش بود را نیز از روی لجاجت تکذیب میکردند و بعضاً حتی وقتی یقین داشتند هم حقیقت را رد و تکذیب میکردند.
از گروههای دیگر «منکران قیامت» هستند که معاد و قیامت را تکذیب میکردند. از دیگر گروهها «استهزاء کنندگان» هستند که پیامبر(ص)، اهل بیت(ع)، شخص حضرت علی(ع) و مومنان را استهزاء میکردند و سوره کوثر در پاسخ این گروه نازل شده است.
در قرآن گروههای مختلف مجرمین و گناهکاران معرفی شده و خوب است که عاقبت زندگی این گروهها را در کتب مختلف مطالعه کنیم و دریابیم، افرادی که کارشان مسخره کردن بود به کجا رسیدند و چه توشهای از عمر کوتاهشان جمع کردند؟ حتی معلوم نیست برخی از این افراد کجا دفن شدهاند. هیچ نامی از آنها باقی نمانده و یا حداقل نام نیکی از آنها نمانده است.
از سوی دیگر افرادی بودند که ارتباط کمی با پیامبر و اهل بیت(ع) داشتند اما چون بیداردل شدند، نام نیکی از آنها باقی مانده؛ مثل اویس قرنی که سفری را از منطقه خود برای دیدار با پیامبر(ص) داشت.
انتهای پیام