کد خبر: 4340551
تاریخ انتشار : ۲۲ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۰:۴۶
قدر، توسعه دهنده زیست انسان/ ۴

واکاوی نسبتِ میان توسعه وجودی انسان و رهایی از بندهای نفسانی

شاکله‌ کمال انسانی در نظام اندیشه اسلامی، بر مدار «آگاهی» استوار است؛ اما نه آگاهی به مثابه‌ تجمیع مفاهیم ذهنی، بلکه آگاهی به مثابه‌ نوری که حجاب‌های نفسانی را جراحی کرده و حقیقتِ بندگی را عیان می‌سازد. در جهانی که آدمی بیش از هر زمان دیگری در بندِ «جهل مرکب» و تصورات وهمی گرفتار شده، بازگشت به سنت نبوی در بازخوانی مفهوم «نفس» به عنوان دشمن‌ترین دشمن، ضرورتی تمدنی یافته است.

قدر

سرویس اندیشه ایکنا در قالب درس‌گفتار «قدر، توسعه دهنده زیست انسان» به سراغ پویا پایداری، مدرس دانشگاه و پژوهشگر دینی رفته تا پیرامون این موضوع که شب‌های قدر چگونه می‌توانند نقطه‌ای برای بازاندیشی در زیست ایمانی انسان باشد بیاموزد و بیندیشد. در نوشتار حاضر، با ابتنا بر آموزه‌های نبوی، سیره علوی و آرای حکیمانی چون صدرالمتألهین، به بررسی این حقیقت می‌پردازیم که چگونه خودشناسیِ ناب می‌تواند «لیله‌القدرِ» وجود بشری را رقم بزند و او را از اسارت واگویه‌های رذیلانه به فراخنای آگاهی حقیقی سوق دهد.

در این مجال بخش چهارم این درس‌گفتار تقدیم مخاطبان می‌شود.

گرچه راهی است پراز بیم، زما تا بر دوست / رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی

در مسیر رسیدن به مقصد، هر انسانی، مسیر مختص به خود را دارد، توانایی افراد، نقاط ضعف و قوت آن‌ها با هم فرق می‌کند. مثلا بال پرواز و قدرت پرش یک عقاب با مرغ خانگی یکی نیست، چرا که ظرفیت‌ها و استعداد‌ها متنوع هست اما انسان قابلیت افزایش ظرفیت دارد چنان می‌تواند بر فراز کوه‌های آرمان‌ها و ارزش‌هایش به پرواز درآید که عقاب توان سبقت بر او را نخواهد داشت. این افزایش ظرفیت، در پس افزایش آگاهی است، زیبنده شدن به علم و دانش حقیقی و رها شدن از جهل مرکب و تصورات علمی وهمی. 

گاهی اوقات خیلی بهتر است که انسان بدون دانش باشد تا عقایدش بر مبنای توهم علم باشد، هرچه انسان خالی از اینگونه علوم باشد بهتر از همراه و همسفره شدن با جهل مرکب هست. قدر انسان، همان آگاهی و شناخت اوست و منظور از آگاهی، کمال و رهایی کامل از نفس، ذهن و نقوش وهمی زندگی است و این آگاهی با اشراف کامل آدمی از خود و به عبارتی از خدای خود می‌انجامد. 

این جهان و آن جهان، در جان گُم است / تن ز جان و جان ز تن، پنهان، گُم است

در غوالى اللئالى خبری آمده که فردی بر پیامبر(ص) وارد شد و با پرسشی شروع کرد که راه شناخت حق چيست؟ فرمود: خودشناسى‏ و معرفت نفس. در پی سؤال‌های متعدد پاسخ‌های راه‌گشا بیان می‌کند.

راه متابعت و پيروى از حق را مخالفت نمودن با خواسته‌های نفس، راه بدست آوردن رضايت و خوشنودى حق را دشمن داشتن و بدبينى به نفس، راه رسيدن به حق را دورى كردن از نفس، راه اطاعت و فرمانبرى از حق را عصيان و نافرمانى نفس، راه در ياد حق بودن را فراموش كردن نفس. راه نزديك شدن بحق را فاصله گرفتن و دور شدن از نفس و همچنین موارد بسیاری را به همین منوال ترسیم می‌کند. این چراغ راه رسول خوبی‌هاست یعنی آگاهی از حقیقت عالم، همان رهایی از افکار و واگویه‌های رذیلانه نفس انسان هست که دعوت به بدی می‌کند ضمن اینکه در این وادی صدرای شیرازی با اشاره به خبری از حضرت رسول(ص)، دشمن‌ترین دشمن انسان را، نفس انسان می‌داند

اگر این چنین آگاهی رخ دهد دیگر انسان از شرارت و دشمنی بیرونی هیچ باکی ندارد.

گر شود دشمن درونی نیست / باکی از دشمن برونی نیست

مانع رشد و توسعه زیست انسان، خود انسان است و اگر این آگاهی رخ دهد همان لحظه، لحظه قدر انسان و فرود پیام بلند مَلِک آسمانی بر قلب ماست و تحقق لیله القدر ما

چنانکه هجویری در كشف‌المحجوب درباره اصل معرفت و شناخت خداوند اشاره می‌کند: معرفت حیاتِ دل بود به حق، و اعراض سر جز از حق، و ارزش هر كس به معرفت بود و هر كه را معرفت نبود بی‌قیمت بود.» هر کس نسبت به نفس خود شناخت پیدا کرد و چشم دل و جان ، چشم سِرّ و چشم درونی وی باز می‌شود و بنا به تعبیری در اینجاست كه عارف پاكدل چشم جانش به حقایق و رموز دستورهای دین و هدف انبیاء باز می‌گردد و چه زیبا حسین ابن علی (ع) طریق پالایش درون و آگاهی از سر خود برای اهل ایمان حقیقی بیان می‌کند که مؤمن خدا را نگهدار خود گرفته و گفتار خدا را آئينه خود قرار داده است. گاهى صفت مؤمنان و گاهى وصف ستمگران را از نظر بگذراند؛ تا بنگرد بر مسیر نیکی و خیر است یا در طریق ظلم و ستم، پس او از اين لحاظ در لطايف و نكته‌‏هاى دلنشين پیام حق به سر مى‏برد و در خودشناسى‏ موفق است و در پرتو خوش فكرى به يقين دست يافته و در سايه پاكى، احساس قدرت و اعتماد به نفس‏ پيدا كرده است.

روی جانان طلبی، آینه را قابل ساز / ورنه هرگز گل و نسرین ندمد ز آهن و روی

انتهای پیام
دبیر:
سلما آرام
captcha