کد خبر: 4342441
تاریخ انتشار : ۰۴ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۳
در گفت‌وگو با ایکنا مطرح شد

رهبر شهید؛ شاگرد برتر مکتب قرآن صامت و ناطق

یک استاد حوزه و دانشگاه گفت: رهبر شهید، شاگرد تراز اول مکتب قرآن صامت و نیز قرآن ناطق، یعنی پیامبر اکرم(ص) بودند.

آیت‌الله‌العظمی شهید سیدعلی حسینی خامنه‌ایبا نگاهی دقیق‌تر به شخصیت و زندگی آیت‌الله‌العظمی شهید سیدعلی حسینی خامنه‌ای، دومین رهبر انقلاب اسلامی، به‌وضوح می‌توانیم به تأثیر شگرف آموزه‌های قرآن بر رفتار و گفتار ایشان پی ببریم. این تأثیر نه‌تنها در بیانات مشروع و حکیمانه‌، بلکه در روش ارتباط با مردم و در اجرای عمیق احکام دینی از سوی رهبر شهیدمان نمایان است. گرچه دست تقدیر بر این بود که ایشان با شهادت از میان ما برود، اما آثار حضورشان در دل‌های ما جاودانه خواهد ماند. در بخش نخست گفت‌وگوی پیش رو که خبرنگار ایکنا از اصفهان با حجت‌الاسلام مهدی اژه‌ای، استاد حوزه و دانشگاه انجام داده است، به بررسی بیشتر اثر قرآن بر رفتار و گفتار این شخصیت بی‌نظیر و چرایی تأثیرگذاری ایشان بر دل‌های مؤمنان و آزادی‌خواهان خواهیم پرداخت. در ادامه متن این گفت‌وگو را می‌خوانیم:

ایکنا ـ به نظر شما، اصول و ارزش‌های قرآنی چگونه در رفتار رهبر شهید متجلی بود؟ آیا می‌توانید نمونه‌هایی از سخنرانی‌ها یا نوشته‌های ایشان ارائه دهید که این ارتباط را روشن‌تر کند؟

درباره شخصیت بی‌نظیر و از جنبه‌هایی کم‌نظیر حضرت آیت‌الله‌العظمی شهید سیدعلی حسینی خامنه‌ای(ره) و اندیشه و شخصیت ایشان از منظر قرآن و تأثیراتی که این کتاب آسمانی بر افکار، شخصیت، رفتار، حالات و موضع‌گیری‌های فردی، اجتماعی و سیاسی رهبر شهید تا مراحل عالی، یعنی در جایگاه رفیع نیابت عام امام زمان(عج) و ولایت فقیه داشته، حرف بسیار است. 

تقریباً می‌توان گفت اکثریت مراجع، علما و دانشمندان حوزه علمیه ولایت ایشان را تأیید می‌کردند و این، علاوه بر تأیید مجلس خبرگان رهبری بود. در طول این ۳۷ سال، صلاحیت‌های رهبری در ایشان موجود و به اصطلاح حوزوی، ولایت در ایشان مُتعیّن بود. 

زندگی بزرگان را فقط بزرگان باید توصیف کنند و شخصیت رهبر شهید نیز باید از زبان امام راحل(ره) و علمای بزرگ روایت شود؛ از نظر عرفانی از زبان آیت‌الله بهجت، از نظر شناخت فقهی، علمی، مدیریت و سیاست از دیدگاه امام(ره) و همین‌طور از لحاظ ارزش‌های وجودی و مبارزاتی از زبان شهید آیت‌الله بهشتی که با یکدیگر همفکر و همرزم بودند. 

ایشان در صحنه‌های متعدد با شیوه‌های خاص خود در نهضت اسلامی اثرگذار بودند. بنابراین، ناگزیریم نگاهی کوتاه به زندگانی شخصی‌شان داشته باشیم تا تأثیر قرآن را بهتر متوجه شویم.

مطلب اول، تأثیر خاندان رهبر شهید که اهل علم و سیادت بودند؛ پدرشان از علمای شایسته والامقام بود و از سوی مادری هم با عالم بزرگواری از اصفهان، یعنی آیت‌الله نجف‌آبادی پیوند داشتند که بعدها به میردامادی معروف شد. خاندان پدری و مادری از فقها و مراجع تراز اول زمان و تربیت‌شدگان مکتب وحی و ولایت و صاحب‌نظران بعضاً کم‌نظیر در مسائل فقهی بودند. خواه‌ناخواه شخصیت ایشان در چنین خاندانی شکل گرفت. خود رهبر شهید فرمودند: «من قرآن را نزد مادر آموختم»؛ یعنی مادری که با قرآن و آموزه‌های آن آشنا بوده و تعلیم قرآن داشته است.

در باب شرایط دوران کودکی و نوجوانی، خود رهبر مطالبی فرموده‌اند که نشان می‌دهد علاوه بر تأثیر خاندان و استادان در مسائل علمی و حوزوی، بخشی از شخصیتشان نیز در مراحل تحصیل در دبستان و دبیرستان شکل گرفت. ایشان فرمودند: «به این سن (چهارم، پنجم دبستان) که رسیدم، تحولی در من ایجاد شد که نسبت به گذشته دگرگون شدم.» این موضوع نشان از عنایات خاصه‌ای دارد که خداوند به ایشان داشته و زمینه‌ساز چنین امر بی‌نظیری، یعنی تصدی نیابت عام امام زمان(عج)، همین عنایات خاصه هم بوده است.

مطلب دیگر این است که ایشان قرآن را با صوت بسیار زیبا و حالتی که بسیار تأثیرگذار بود، تلاوت می‌کردند؛ یعنی با توجه می‌خواندند که این خودش تأثیر زیادی دارد و نیز با حالت حزن خاصی که گفته می‌شود، به این دلیل است که از عمق جان برمی‌خیزد و بر کل جان اثر می‌گذارد. این‌گونه تلاوت رهبر شهید را مردم ما بسیار شنیده‌اند، از جمله در خطبه‌های نماز جمعه.

یادم می‌آید سال ۱۳۶۱ به حج مشرف شده بودیم. وقتی می‌خواستیم به مکه برویم، سوار ماشینی شدیم که وسایل کاروان را جابه‌جا می‌کرد. ما دو نفر بودیم. ضبط صوت ماشین را روشن کردیم. خطبه عربی رهبر شهید در زمان ریاست‌جمهوری‌شان که وقت نماز جمعه می‌خواندند، از نوار ضبط صوت راننده ماشین پخش شد.

همسفر من راجع به این صوت از راننده پرسید و او گفت: «علاقه زیادی به قرآن دارم و به‌دنبال حفظ آن هستم و در جلسات حفظ قرآن مکه که هر شب تشکیل می‌شود، شرکت می‌کنم، چون می‌خواهم حافظ قرآن شوم» و نکته بعدی که راجع به آن صحبت کرد، این بود که گفت: «به این لحن فصیح خطبه و تلاوت رئیس‌جمهور ایران (مقام معظم رهبری) بسیار علاقه‌مندم. وقتی شب‌های شنبه، بخش عربی خطبه ایشان پخش می‌شود، روی نوار، ضبط می‌کنم و چندبار گوش می‌دهم تا حفظ شوم.» این در حالی است که مردم مکه هنوز هم در زبان عربی فصیح‌تر از مردم دیگر مناطق هستند و این ماجرا تأثیر تلاوت ایشان را بر جوانی نشان می‌دهد که ظاهراً شیعه هم نبود. 

کسی که بخواهد تلاوتش اثر بگذارد و لذت خواندن قرآن را به مخاطب انتقال دهد، قطعاً خود باید این لذت را چشیده باشد. توصیه می‌شود در جلسات تلاوت و حفظ قرآن، به‌خصوص برای قشری که در سنین نوجوانی هستند، به این مورد اثرگذار توجه ویژه وجود داشته باشد.

مطلب دیگری که مشهود بود، شکل‌گیری انس ضمن رابطه با مردم، خویشان، همسایگان، دوستان و هر شخصی بود که به شکلی با ایشان ارتباط داشت. رهبر شهید بسیار مهربان و دقیق بودند. در دیدارهایی که ایشان با خانواده شهدا، شعرا، دانش‌آموزان و... داشتند، گاهی در همان پنج دقیقه نخست، انس زیادی ایجاد می‌شد. در عین هیبت و صلابت رهبری، شخصیتشان به‌گونه‌ای بود که در هر صورت، هر شخصی با ایشان ملاقات داشت، محبت و خودمانی‌بودن ایشان را درک می‌کرد و این تقریباٌ در تعداد بی‌شمار ملاقاتشان با اقشار گوناگون جامعه قابل تشخیص است.

در رابطه با همسر و فرزندان نیز زندگی ایشان بسیار دلپذیر بود و روابط محترمانه و مؤدبانه‌ای نسبت به آنان داشتند. رهبر شهید، شاگرد تراز اول مکتب قرآن صامت و نیز قرآن ناطق، یعنی پیامبر اکرم(ص) بودند. این مطلب درباره تعامل ایشان با اقربا و خویشان و رسیدگی به آن‌ها نیز مشهود است. 

در رابطه استاد و شاگرد؛ استاد حق عظیمی بر گردن شاگرد دارد. ایشان در طول حیات در مقابل استادان خود، مراتب ادب، احترام و تجلیل را داشتند. استاد بزرگ ایشان، امام راحل(ره) بود که تا روزهای آخر نیز هیچ موردی نبود که سخن بگویند و یادی از عظمت امام نکنند و این نشانه قدرشناسی از این استاد بود.

ایکنا ـ نحوه بهره‌برداری رهبر شهید از قرآن در رابطه با تدریس خارج فقه به شاگردانشان چگونه بود؟ 

ایشان حتی در زمان رهبری، درس خارج فقه داشتند که شاگردان زیادی در آن شرکت می‌کردند و در این دوره، علاوه بر همه مسئولیت‌های اجتماعی و قانون اساسی، به شاگردپروری آن هم در سطح خارج فقه اهتمام داشتند.

مباحثی که ایشان مطرح می‌کردند، صرفاً فقهی نبود، بلکه مباحث اجتهادی را در موضوعاتی که جامعه مسلمانان با آن‌ها روبه‌رو بود، با بحث عمیق فقهی بیان می‌فرمودند. معمولاً مبنای فقاهت اغلب فقهای ما، روایات و احادیث است. آیت‌الله‌ العظمی جوادی آملی شکایتی داشتند و آن اینکه در فقه باید شیوه‌های قرآنی و آنچه قرآن تصریح کرده است، مبنا باشد و سپس اگر جایی پرسش و نکاتی بود، به روایات و احادیث به‌مثابه شرح قرآن مراجعه شود. 

ایکنا ـ رهبر شهید در تفسیر آیات قرآن و استنباط معانی آن‌ها چه رویکردی داشتند؟ 

ایشان در تفسیر، کتاب‌هایی را در نظر داشتند، از جمله نهج‌البلاغه که اول مفسر قرآن محسوب می‌شود. تمام خیزش‌ها و جنبش‌هایی که در ایران راجع به نهج‌البلاغه شکل گرفته، به‌دنبال سفارشات علما و توصیه‌های خاص رهبر شهید بوده و سپس توصیه‌های ایشان درباره صحیفه سجادیه حائز اهمیت است، چراکه اگر نهج‌البلاغه، تفسیر قرآن است، صحیفه سجادیه هم به‌نوعی تفسیر نهج‌البلاغه به‌شمار می‌رود. 

انتهای پیام
خبرنگار:
زهرا سادات محمدی
دبیر:
محبوبه فرهنگ
captcha