به قلم احمد شاکری؛ عضو هیئت علمی گروه ادبیات اندیشه پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

جنگ رمضان با رخدادهای پیاپی، عمیق، پربسامد و متعدد در جریان است. این جنگ لایههای پنهان و آشکاری دارد که چون بطن های متعدد بر هم تنیده شده و روایت از آن را سهل و ممتنع میسازد. وقایع آنچنان گستره و سریع رخ میدهند که هیچ روایتی در کمیت و کیفیت قادر به هم پایی با آنها نیست.
از جمله این لایهها مفهوم بازتعریف شده و بازتولید شده «میدان» است. جنگ رمضان همانند جنگ دوازده روزه در جغرافیای نظامی وسیعی تمامی شهرها و نقاط کشور را درگیر خود کرد. در آنها جلوه کرده و آثار خود را به تجربه حسی شاهدان در آورد. صدای انفجارها شنیده شد. خسارتها دیده شد و شهادت جان باختگان تصدیق شد.
جنگ اینگونه خود را بر ایران اسلامی تحمیل کرد. اما واقعیت دیگری که بیش از هر زمان و حتی بیش از جنگ دوازده روزه تولید شد زایش مفهومی متضاد از تجاوز و تحمیل بود.
در جغرافیای نظامی، تجاوز هجوم خشن و استفاده از ابزارهای نظامی و تعدی به حاکمیت ملی است. اما ایران اسلامی، در تکرار بخشهایی از تاریخ خود تنها در طول کمتر از چند هفته برای این جنگ آغوش گشود.
با جنگ معاشقه کرد، با جنگ راز گفت، جنگ را بازی داد و به بازی گرفت. رخت سیاه جنگ و غریو دهشتناک آن در هاضمه تمدن ایرانی اسلامی و موقعیتی که از آن به «میدان» یاد میشود معنایی دگرگون یافت.
جنگ رمضان هویت پنهان مانده و خاموش ایرانی اسلامی را بیدار کرد. جنگ رمضان قرار بود تحمیل باشد. اما به انتخاب و اشتیاق تبدیل شد. جنگ بنا داشت تهدید باشد، اما برای ایران اسلامی فرصت سازی کرد.
جنگ رمضان در تاریخ انقلاب اسلامی و حتی در دوران دفاع مقدس هشت ساله بی نظیر و شگفت آور است. تاریخ گزارشی از چنین جلوه ای از «میدان» در دوران دفاع مقدس در شهرهای ایران به یاد ندارد.
قیام شبانه در کوچه و خیابانها، واقعیت جدید و مفهوم متناظر عمیقی از «میدان» را آشکار ساخت. میتوان به اجمال مولفههایی را برای «میدان» برشمرد.
«میدان» محل جلوهگری و تحقق «جمع» است. محل گرد آمدن است. جایی است که مفهوم جمع در گروههای کوچک و بزرگ ظهور مییابد. از این حیث و در تصدیق «یدالله مع الجماعه» میدان قدرت ایجاد میکند. میدان فردیتها جهت میدهد و آن را در گستره جمع هضم میکند و در امتداد کلمه توحید قرار میدهد.

میدان متکثر است. تفاوت ظهور میدان در جنگ رمضان به وقایع بزرگ و چشمگیری چون راهپیمایی های ۲۲ بهمن و روز قدس در هر سال ظهور متکثر در شریانهای هر کوی و برزن است. میدان متکثر است اما متفرق نیست. در کثرتش واجد وحدتی عمومی است.
میدان مظهر بعثت جمعی از مجرای بعثت فردی است. مصداق آیه مبارکه است که میفرماید: «قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثنی و فرادی ثم تتفکروا». میدان محصول قیامهای فردی به تعداد تمامی جبهه حق است. ارادههای فردی است که در امتداد هم قرار میگیرند و واقعیت دیگری به نام اراده جمعی میسازند.
میدان هویت ساز و رشد دهنده است. این واقعیتی بود که تاریخ انقلاب اسلامی یک بار در رخداد انقلاب اسلامی در ۵۷ آن را تجربه کرد. هر کسی که در میدان حاضر است. هر کسی که میتواند کلمه انقلاب و شعارهای آن را بر زبان براند یک فرد از این جمع است ولو این فرد کودکی باشد که شعار میدهد. چنین است که گاه رهبری جمع را در میدان شعارهای نازک و با طراوت کودکان بر عهده می گیرد و بزرگان را با خود همراه میسازد.
میدان از «وحدت کلمه» آغاز میشود و به «کلمه واحد» ختم میشود. در اینجا کلمه مفهومی فراتر از الفاظ است. واقعیتی عینی و برآمده از نهضت تک تک افراد است. تولد هویتی جدید و منتشر است.
میدان موقعیت درک تجربه شگفت «حضور» است. هستی مضاعف و دوباره ای به انسان میبخشد. با حضور در میدان هستی ضریب میگیرد، شدت مییابد. میدان مفهوم «من هستم» را بازتعریف میکند. درک حسی شگفت و تازهای از ان به گروندگان خود میدهد و به این دلیل است که میدان شور برانگیز است، بهجت آفرین است. آن گونه که مردان و زنان را در زیر بارش برف و باران گرد می آورد. آنچنان است که انفجار موشکها و بمب ها بر شور آن میافزاید. آنچنان است که عصرها را به سحر و سحرها را به طلوع متصل میسازد.
انتهای پیام