کد خبر: 4343605
تاریخ انتشار : ۱۱ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۹:۴۰
یادداشت

نگاهی به مواضع ضدایرانی وزیر امور خارجه لبنان

مواضع اخیر یوسف رجی، وزیر امور خارجه لبنان علیه جمهوری اسلامی ایران و حزب‌الله صرفاً واکنشی منفعلانه به فشارهای منطقه‌ای و بین‌المللی نیست، بلکه بازتابی از چرخشی استراتژیک در سیاست خارجی لبنان است.

یوسف رجی وزیر امور خارجه لبناندر روزهای گذشته، شاهد اقدام قابل تأملی از سوی یوسف رجی، وزیر امور خارجه لبنان بودیم. وی خواستار لغو استوارنامه محمدرضا رئوف شیبانی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در لبنان و اخراج وی از بیروت شد. این اقدام هر چند در چارچوب سیاست‌های اخیر دولت لبنان قابل پیش‌بینی بود، اما بر تداوم رویکردی ضدایرانی از سوی رجی و دولتی حکایت می‌کند که وی نمایندگی آن‌را در عرصه سیاست خارجی بر عهده دارد.

سابقه این مواضع شامل رد دعوت رسمی برای سفر به تهران از سوی عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران و پیشنهاد برگزاری دیدارهای دوجانبه در کشوری ثالث است. برجسته‌ترین نمونه این رویکرد، اظهارات رجی در جلسه‌ای با سفرای کمیته سیاسی و امنیتی شورای اتحادیه اروپا بود که از کشورهای اروپایی خواست، مذاکرات با ایران را به پرونده‌های هسته‌ای و موشک‌های بالستیک محدود نکنند؛ بلکه آنچه از نظر وی، گروه‌های نیابتی تهران در منطقه یا همان بازیگران محور مقاومت از جمله حزب‌الله لبنان خوانده می‌شود نیز در مذاکرات با ایران گنجانده شود. در یادداشت پیش‌رو به مواضع ضدایرانی یوسف رجی، از چند منظر پرداخته می‌شود.

گرایش دولت لبنان به غرب و عربستان سعودی

نخستین و بارزترین نکته، نزدیکی قابل توجه دولت کنونی لبنان به قدرت‌های غربی و عربستان سعودی است. این نزدیکی به کاهش تمایل بیروت به توسعه روابط با تهران و متحدان منطقه‌ای آن منجر شده است. فشارهای فزاینده از سوی دولت‌های غربی و رژیم صهیونیستی بر لبنان برای خلع سلاح حزب‌الله و تضعیف قدرت منطقه‌ای آن به‌طور مستقیم در مواضع رجی منعکس شده است. این امر در محاسبه‌ای استراتژیک در بیروت ریشه دارد که در آن، حفظ ثبات داخلی و دریافت حمایت‌های مالی و سیاسی از سوی غرب و کشورهای عربی، بر اولویت نزدیکی به ایران ارجحیت یافته است.

رویارویی رژیم صهیونیستی با حزب‌الله و مناقشه خلع سلاح

در بستر تنش‌های جاری در منطقه، به‌ویژه درگیری‌های اخیر بین حزب‌الله و رژیم صهیونیستی، برخی اعضای کابینه نواف سلام، تنش‌های منطقه‌ای را عمدتاً ناشی از اقدامات حزب‌الله می‌دانند. یوسف رجی نیز با اتخاذ رویکردی مشابه، مدعی شده که حزب‌الله نتوانسته است به تعهدات خود در قبال غزه، قدس و حتی دفاع از لبنان عمل کند. وی با برچسب سازمان مسلح غیرقانونی به حزب‌الله، عملاً در راستای اهداف رژیم صهیونیستی و متحدان غربی آن مبنی بر تضعیف و انزوای این گروه گام برمی‌دارد. این دیدگاه تلاش می‌کند تا حزب‌الله را عامل بی‌ثبات‌کننده در منطقه معرفی و از این طریق، زمینه‌های لازم برای فشارهای بین‌المللی به‌منظور خلع سلاح آن را فراهم کند.

ریشه‌های حزبی و ایدئولوژیک

یکی دیگر از عوامل کلیدی در شکل‌گیری مواضع ضدایرانی و ضدمقاومت یوسف رجی، وابستگی وی به حزب نیروهای لبنانی (القوات اللبنانیة) به رهبری سمیر جعجع است. این حزب راست‌گرای افراطی متشکل از مسیحیان مارونی، همواره تاریخچه‌ای مملو از مواضع خصمانه نسبت به ایران و حزب‌الله داشته است. در دوره جنگ‌های داخلی لبنان شاهد همکاری‌های القوات اللبنانیة با رژیم صهیونیستی، از جمله در فجایع صبرا و شتیلا بودیم. این سابقه تاریخی، نشان‌دهنده گرایش‌های ذاتی این حزب به سمت غرب و رژیم صهیونیستی و از طرفی، مخالفت با محور مقاومت است. از این منظر، یوسف رجی و رهبر حزب او، سمیر جعجع، منافع حزبی و ایدئولوژیک خود را در مقابله با حزب‌الله و ایران تعریف می‌کنند و این امر با سیاست خارجی فعلی دولت لبنان که به غرب تمایل دارد، هم‌راستاست.

پیامدها در پرتو تنش‌های منطقه‌ای و جنگ آمریکایی صهیونی با ایران

نزدیکی دولت لبنان به آمریکا و تعدادی دیگر از دولت‌های غربی که در انتصاب فردی از حزب نیروهای لبنانی به سمت وزارت امور خارجه نمود یافته، نشان‌دهنده تغییر جهت‌گیری سیاست خارجی این کشور به سوی دوری از ایران و نزدیکی به مخالفان آن است. این رویکرد، لبنان را در شرایط حساس کنونی منطقه‌ای که با تشدید تنش‌ها بین ایران و رژیم صهیونیستی و آمریکا و گسترش دامنه درگیری‌ها همراه است، در موقعیتی شکننده قرار می‌دهد.

در حالی‌که برخی در دولت لبنان تلاش می‌کنند تا از درگیری مستقیم با رژیم صهیونیستی اجتناب کنند، اما فشارها از سوی محور مقاومت و تشدید اقدامات جنگی رژیم صهیونیستی در منطقه، این کشور را بیش از پیش در معرض تنش‌های منطقه‌ای قرار داده است. در این میان، نقش حزب‌الله لبنان در جایگاه یکی از ارکان اصلی محور مقاومت می‌تواند تعیین‌کننده باشد.

با ورود حزب‌الله به عرصه نبرد میدانی و همچنین با توجه به توانمندی‌های فزاینده این گروه و تجربه مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی، این احتمال وجود دارد که در صورت گسترش هر چه بیشتر دامنه جنگ، محور مقاومت از جمله حزب‌الله بتواند دست برتر را در این رویارویی داشته باشد. سیاست خارجی متمایل به غرب در این شرایط می‌تواند لبنان را در تقابل با منافع منطقه‌ای خود قرار دهد و از ظرفیت‌های بالقوه مقاومت در دفاع از تمامیت ارضی و منافع ملی این کشور غافل کند.

بهره سخن

مواضع اخیر یوسف رجی، وزیر امور خارجه لبنان علیه جمهوری اسلامی ایران و حزب‌الله صرفاً واکنشی منفعلانه به فشارهای منطقه‌ای و بین‌المللی نیست، بلکه بازتابی از چرخشی استراتژیک در سیاست خارجی لبنان است. این چرخش در نزدیکی دولت کنونی لبنان به غرب و عربستان سعودی، تلاش برای تضعیف جایگاه منطقه‌ای حزب‌الله و همچنین گرایش‌های ایدئولوژیک و منافع حزبی اعضای آن، به‌ویژه شخص رجی و حزب نیروهای لبنانی ریشه دارد.

سیاست خارجی دولت کنونی لبنان با فاصله‌گرفتن از ایران و محور مقاومت، نه‌تنها از ظرفیت‌های بالقوه این محور در دفاع از منافع ملی لبنان غافل می‌ماند، بلکه این کشور را در معرض تنش‌های بیشتر و تبدیل‌شدن به میدانی برای رقابت‌های ژئوپلیتیک قدرت‌های بزرگ قرار می‌دهد. واکاوی این مواضع، درک عمیق‌تری از پیچیدگی‌های سیاست داخلی لبنان و دینامیک‌های در حال تحول در خاورمیانه، به‌ویژه در پرتو جنگ کنونی بین ایران با رژیم صهیونیستی و آمریکا ارائه می‌دهد.

انتهای پیام
خبرنگار:
پگاه سادات طباطبایی
دبیر:
محبوبه فرهنگ
captcha