۱۲ فروردین صرفاً یک تاریخ بر صفحات تقویم نیست، بلکه سالروز تجلی اراده ملتی است که پس از دههها مبارزه، ساختار نوین سیاسی خود را بر پایه استقلال، آزادی و مردمسالاری دینی بنا نهاد. این روز، بازخوانی پیوند عمیق میان جمهوریت و اسلامیت است که مسیر جدیدی پیش پای ایران معاصر گشود. بهمناسبت روز جمهوری اسلامی، خبرنگار ایکنا از اصفهان با حسین مطیع، عضو هیئت علمی گروه معارف اسلامی دانشگاه صنعتی اصفهان گفتوگو کرده است که در ادامه میخوانیم.
جمهوری اسلامی ایران بر محوریت مشروعیت الهی و مقبولیت مردمی شکل گرفت. علاوه بر اینکه این دو محور با یکدیگر تعارضی ندارند، مکمل یکدیگر نیز هستند؛ به این معنا که مشروعیت از جانب خداوند، پیامبر(ص)، اولوالامر و در زمان غیبت اولوالامر، از جانب ولایت فقیه و محور مقبولیت نیز به معنای مردمسالاری، جمهوریت و پذیرش خواسته ملت است.
جمهوری اسلامی در کشور ما براساس نظر مرجع تقلیدی که نایب عام امام زمان(عج) بود، مشروعیت الهی یافت؛ ولی نکته اصلی مقبولیت و پذیرش چنین حکومتی از سوی مردم است. درواقع، مقبولیت شرط برپایی حکومت اسلامی محسوب میشود؛ همچون وضو که بخشی از نماز است و بدون وجود آن نمیتوان نماز بهجا آورد.
بنابراین، ۱۲ فروردین، روزی بود که علاوه بر وجود مشروعیت، مقبولیت نیز به جمهوری اسلامی اضافه شد؛ بهطوری که اکثریت مردم کشور در روزهای دهم و یازدهم فروردین ۱۳۵۸، با رأی «آری» به این نوع نظام، حکومتی از جنس جمهوری اسلامی را پذیرفتند و روز دوازدهم فروردین را جشن گرفتند. در نتیجه این مطالب، نسل امروز باید بداند که دو محوریت مشروعیت و مقبولیت که شرطهای اساسی شکلگیری نظام جمهوری اسلامی بودند، امروز نیز پابرجا هستند و تا زمان برقراری این نظام نیز بر جای خود باقی میمانند.
در بسیاری از موقعیتها، نظام جمهوری اسلامی ایران از انجام بعضی امور امتناع کرده، انجام آنها را به تعویق انداخته یا اینکه صبر کرده تا پذیرش انجام آنها برای مردم ایجاد شود و مبنای آن، ضرورت رضایت مردم برای انجام هر اقدامی است. برای نمونه، امروز برای برخی افراد این پرسش مطرح شده که چرا دو سال گذشته، کشور ما به جنگ مستقیم با رژیم صهیونیستی در غزه وارد نشد و در همان زمان، کار این رژیم را یکسره نکرد تا امروز مجبور نباشیم در درون مرزهای کشور خودمان مورد حمله قرار گیریم.
باید توجه داشت که در آن زمان اکثریت مردم کشور با چنین اقدامی همراه نبودند و اهمیت آن را درک نمیکردند. اگر در آن زمان، جمهوری اسلامی با امکانات کامل در غزه به مبارزه با رژیم صهیونیستی میپرداخت، طیف وسیعی از مردم با آن مخالفت میکردند. در نتیجه مقبولیت و پشتوانه مردمی برای این اقدام وجود نداشت. امروز بسیاری از افراد انجامندادن آن مبارزه را نادرست میدانند، ولی زمان گذشته است و باید امروز را دریابیم. در نهایت، میتوان گفت که مقبولیت یکی از اصول اداره جامعه انسانی است.
جمهوری اسلامی ایران از ابتدا ۶ هدف اصلی داشت که از دو منبع، یعنی شعارهای مردم انقلابی در خیابانها و پیامهای رهبر انقلاب حاصل شدند. این اهداف عبارتند از استقلال، جمهوریت، آزادی، معنویت، عدالت و عقلانیت. اینها باعث شدند که مردم ایران قیام کنند و در راه این آرمانها به شهادت برسند.
هر یک از این موارد برای سنجش میزان تحقق به بررسی و انجام کار آماری دقیق نیاز دارند که زمانبر و سنگین است؛ اما در هر حال باید براساس آمار و ارقام فرصتها، تهدیدها و نقاط ضعف و قوت کشور مورد بررسی و مطالعه قرار گیرد و سابقه کشور در هر یک از این موارد بررسی شود. برای نمونه، باید بررسی کنیم که میزان استقلال کشور پیش از ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ چقدر بوده است، سپس به ارزیابی ۴۷ سال حکومت جمهوری اسلامی بپردازیم.
در نتیجه نمیتوان به سادگی درباره چنین مسائلی سخن گفت؛ ولی بهصورت تخمینی میتوان گفت که در بعضی از شاخصها، از جمله استقلال و عقلانیت عملکرد خوب، در آزادی و جمهوریت نسبتاً خوب و در عدالت عملکرد ضعیفی داشتهایم؛ بهطوری که رهبر شهید انقلاب، حضرت آیتالله خامنهای(ره) فرمودند که ما در عرصه عدالت نمره قبولی دریافت نمیکنیم که مشکل اصلی کشور ما هم هست.
این ۶ مورد با یکدیگر ارتباط مستقیم دارند و بر یکدیگر تأثیر میگذارند؛ بهطوری که نمیتوانیم از آزادی قابل توجهی بهره ببریم، ولی در عرصه استقلال ضعیف باشیم. برخی افراد میگویند، میتوانیم کشوری وابسته ایجاد کنیم و در ازای آن، شخصی مانند ترامپ برای ما آزادی ایجاد کند، در حالی که چنین چیزی غیرممکن است.
براساس اصطلاح خود مردم آمریکا، پادشاهی به نام ترامپ اگر به کشور ما وارد شود، در اولین اقدام، استقلال را از کشور سلب میکند و وضعیتی مانند عربستان ایجاد میشود. آیا عربستان کشوری آزاد است؟ قطعاً نه. اهانتی را که اخیراً ترامپ به ولیعهد عربستان کرد، همه مردم دنیا شنیدهاند و این اهانت نشاندهنده وابستگی و دیکتاتوری حکومت عربستان است.
در نهایت، نباید وابستگی و ارتباط این ۶ فاکتور با یکدیگر را از یاد ببریم، چراکه نمیتوان یک یا دو مورد را کماهمیت در نظر گرفت تا دیگر موارد در سطح عالی محقق شود. بنابراین، اگر بخواهیم استقلال خود را قربانی آزادی کنیم، هر دوی آنها را از دست میدهیم.
وفاداری به دو اصل مشروعیت و مقبولیت که در ابتدای بحث به آن پرداختیم، علت اصلی ماندگاری نظام جمهوری اسلامی در ایران است. درواقع، توجه به ۶ هدف اصلی این حکومت بر مبنای مشروعیت و مقبولیت تاکنون باعث بقای این نظام شده است. اکنون نیز باید بیش از پیش به این محورها توجه داشته باشیم.
از یک سو، باید نقاط قوت خود را بشناسیم و بر آنها استوار بمانیم. برای نمونه، عملکرد خوب خود در عرصه استقلال را حفظ کنیم و از سوی دیگر، نقاط ضعف خود را بشناسیم و آنها را تقویت کنیم، مانند عدالت که به آن اشاره کردیم. به این ترتیب، باید نهادهای ضدعدالت در مناطق محروم و مستضعف حذف شوند، سپس سیستم و ساختار جامعه را عدالتمحور پیش ببریم تا مجبور به اعطای کالابرگ و مواردی از این قبیل نباشیم.
اگر اصل سیستم عدالتمحور باشد، خودبهخود فاصله طبقاتی را کاهش میدهد و مشکلات جامعه را حل میکند. دشمن کشور ما از این ۶ مورد اصلی که مقدس، محبوب، عقلانی و انسانی هستند، هراس دارد؛ زیرا اگر حتی برای نمونه و تا حد متوسطی در یک کشور محقق شوند، آن کشور به الگویی برای دیگر کشورها تبدیل میشود، در حالی که نظام سلطه اصلاً با چنین چیزی موافق نیست.
دشمنان تا حدود یک سال گذشته، تهاجم و جنگ نرم علیه کشور ما راه انداخته بودند و از حدود یک سال گذشته، در دو مرحله جنگ سخت نیز به آن اضافه کردند. معلوم نیست که مرحله دوم، یعنی جنگ رمضان که بیش از ۳۰ روز نیز از آن گذشته است، تا چه زمانی ادامه داشته باشد. آنان فقط برای دشمنی با این ۶ عنصر انسانی در حال مبارزه با ایران اسلامی هستند؛ زیرا تحقق این موارد چنان شیرین و زیباست که همه انسانها شیفته آن و خواستار تحقق این آرمانها در کشور خود میشوند و به دیکتاتوری موجود پایان میدهند.
ما باید برگ جدیدی را که بهوسیله انقلاب اسلامی باز شده است، با نگاهی به گذشته ورق بزنیم. استفاده از بیانیه گام دوم که رهبر شهید انقلاب اسلامی(ره) ارائه دادند، بسیار میتواند راهگشا باشد و مسیر جدیدی پیش روی کشور ما باز کند. پیشنهاد من توجه به ۶ هدف اصلی انقلاب اسلامی، بهویژه تحقق عدالت است.
حتی اگر به سطح متوسطی از این شاخص نیز دست یابیم، بسیاری از مشکلات نیز بهتبع آن حل میشود. عدالت در همه عرصهها میتواند قطار پیشران حل چالشهای کشور باشد، بهطوری که بسیاری از شبهات و تنشها در جامعه ناپدید میشود. این نقطه ضعف در سالهای اخیر، هزینههای بسیاری برای کشور ایجاد کرد؛ در حالی که اگر چنین ضعفی نداشتیم، به بسیاری از چالشها نیز گرفتار نمیشدیم. برای نمونه، فتنه ۱۸ و ۱۹ دیماه بر پایه مشکلات اقتصادی ایجاد و پای داعش و منافقین نیز به آن باز شد. اگر این فشار اقتصادی به مردم وارد نمیشد، چهبسا بخش قابل توجهی با آن همراهی نمیکردند.
انتهای پیام