کد خبر: 4344229
تاریخ انتشار : ۱۵ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۷:۰۱
جنگ رمضان در آیینه علوم انسانی/2

جنگ رمضان و بازتعریف نظم جهانی؛ ایران در کجای معادله است؟

ایران را در نظم جهانی چگونه صورت‌بندی کنیم؟

سیدجواد میری جامعه‌شناس و استاد دانشگاه در قالب سلسله یادداشت‌هایی به تأملاتی در باب «جنگ رمضان» فراتر از روایت‌های صرفاً حادثه‌ای یا سیاسی می‌پردازد و می‌کوشد تا با تکیه بر رویکردهای علوم انسانی و اجتماعی، به واکاوی ماهیت جنگ و دلالت‌های آن در سطوح مختلف بپردازد. در این یادداشت او به تاریخ جنگ و نظم نوین جهانی می‌پردازد و از جایگاه ایران در این میانه سخن می‌گوید و بر این باور است که مبانی موازنه‌ها در میدان نظم جهانی پایدار و ابدی نیستند و دائماً در حال به‌روز رسانی‌اند. 

کشورها بعد از جنگ جهانی دوم در سه دسته‌بندی قرار داشتند: ابتدا آمریکا که بعد از ۱۹۴۵ معمار جدید بود و بلوکی ایجاد کرده بود که در بعد نظامی ناتو، در بعد فرهنگی هالیوود و در بعد علمی دانشگاه‌های سطح بالایی را به عرصه آورده بود و این مجموعه را با مفهومی به نام «رویای آمریکایی» یا American Dream نام نهاد و اساساً مبتنی بر این نظم ذهنی امکان اسارت مغزها را هم در سطح جهانی فراهم کرده است.

دسته‌ دوم کشورهایی بودند که آمریکا هر وقت می‌خواست در آن‌ها رئیس‌جمهور تعیین یا پادشاه‌اش را برکنار می‌کرد و دیگری را برسر کار می‌آورد و اقتصاد آن کشورها هم آن طور که آمریکا اراده می‌کرد در حال گردش بود، مانند ترکیه، مصر، عربستان و ... . چرخه اقتصادی هر کدام برحسب دلار انجام می‌گرفت و در بانک مرکزی آمریکا برحسب سیاست‌های آمریکا پرداخت می‌شد. 

دسته‌ دیگر کشور‌هایی هستند که تقریبا بعد از ۱۹۹۰ و از بین رفتن شوروی این جا قرار می‌گیرند که البته همه هم در یک رده نیستند مثل چین، روسیه و کره شمالی که هر کدام ویژگی‌هایی دارند که آمریکا به خوبی متوجه آن است و بر همین اساس مستقیما به آن‌ها حمله نمی‌کند، مثلا روسیه را از طریق اوکراین به جنگ می‌کشاند و تحت فشار می‌گذارد و همانجا هم یادآور می‌شود با اینکه به اوکراین تسلیحات می‌دهیم اما آن مناطقی که مسافتش بیش از ۱۸۰۰ کیلومتر است هدف قرار نگیرد. چون از آن طرف مدودف تهدید می‌کند که اگر موشک‌ها به فلان منطقه برسد تمام پایتخت‌های اروپا و حتی خاک آمریکا زیر ضربه خواهند رفت؛ این را هم آمریکا و هم اروپا به خوبی می‌دانند. 

در مقابله با چین هم رویارویی تعرفه‌ای راه می‌اندازد اما دست به حمله مستقیم نمی‌زند. کره شمالی هم همینطور. چرا؟ زیرا استراتژیست‌های آمریکایی به خوبی می‌دانند که اگر آمریکا مستقیما حمله کند در خاک خودش جواب خواهد گرفت. حال پرسش این است که ایران در این تقسیم‌بندی‌ها در کجا قرار می ‌گیرد؟

ایران بعد از انقلاب و مخصوصا پس از جنگ با عراق سامانه‌ای بنام محور مقاومت ایجاد کرده بود که بازدارنگی اتمی نبود؛ اما آن سامانه به نحوی عمل می‌کرد که بازدارنده بود و تا ۱۳۹۸ که شهید سلیمانی آن را جلو می‌برد به نقطه‌ای عطف تبدیل شد. پس از هدف قرار دادن آن سامانه دفاعی و تضعیف آن، درگیری به داخل ایران رسیده است. 

ایران قبل از این اتفاقات قصد داشت دسته‌بندی جدیدی ایجاد کند که با سه سنخ قبلی ماهیتاً فرق داشت‌؛ به عبارت دیگر نمی‌خواست اتمی شود، رهبر شهید ایران هم این را قبول نداشت اما سامانه‌ای ایجاد کرده بود که اکنون فرو ریخته است و احیای آن ممکن است ۲۰ سال طول بکشد.

درست است که اکنون حزب‌الله و انصارالله یمن هنوز در عرصه هستند اما آن سامانه قبلی که «بازدارندگی» برای حرم ایجاد کرده بود در میان نیست و ما وارد فضای جدیدی شده‌ایم که نشان از دینامیسم روابط پیچیده موازنه در نظم جهانی دارد و این خود تلنگری است که سامانه‌ها و مبانی موازنه‌ها در میدان نظم جهانی پایدار و ابدی نیستند و دائماً باید به‌روز رسانی شوند.

در میانه این جنگ ایران نیازمند بازتعریف کلان‌استراتژی امنیت ملی خود بر مبانی  «موقعیت نوین» است. این سخن بدین معناست که اکنون باید تعریف بازدارنگی تغییر پیدا کند و این پیام به آمریکا برسد که ضربه مجدد به ایران پاسخی در خودِ خاک آمریکا به همراه خواهد داشت. 

انتهای پیام
خبرنگار:
حدیث منتظری
دبیر:
سلما آرام
captcha