به قلم سیدجواد میری؛ جامعهشناس و عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی

میگویند اگر ایران چنین میکرد و چنان نمیکرد این جنگ رخ نمیداد. من هم با شما موافقم که میشد «بازی سیاست» را هوشمندانهتر بازی کرد؛ ولی پیش از آنکه قضاوت نهایی را انجام دهید باید به این بیندیشید که چرا استراتژیستهای آمریکایی پس از فروپاشی جهان دوقطبی سخن از «حلبیآباد کردن» خاورمیانه عربی و غرب آسیا در چهل سال پیش به میان میآوردند؟
برای درک موقعیت کنونی لازم است روایت «لستر ثِرو» در کتاب «رویارویی بزرگ» را در کنار روایت هانتیگنتون را بخوانیم. حلبیآباد کردن «ما» یک کلانپروژه جدی است و برای برونرفت از آن هم نیازمند قدرت هستیم و هم محتاج جامعه مقاوم و هم باید دست به «مقاومت هوشمند» بزنیم.
همسایگان ایران متوجه نیستند که چه اژدهایی را در خانههای خود وارد کردهاند و این تصور که با نابودی ایران آنها خواب راحتی خواهند داشت خیالی بیش نیست. اگر آمریکا و اسرائیل (که پایگاه نظامی او در منطقه است) از سد ایران بگذرند نوبت به ترکیه و پاکستان و عربستان خواهد رسید. اما متفکران و اندیشمندان این کشورهای همسایه کماکان متوجه این امواج سهمگین نیستند کما اینکه بسیاری از «ما» هم در ایران پیش از جنگ و مشاهده بمبافکنهای آمریکایی-اسرائیلی ملتفت این خطر عظیم نبودیم.
البته بودند جانهایی که «ما» را انذار میدادند ولی حیف که بسیاری از ما قدرت تحلیل نداشتیم. شماتت اکنون کارساز نیست بل باید قوای جمعی خود را جمع کنیم و به این بیندیشیم که چگونه میتوان مقاومت هوشمند در تمامی ابعاد ساماندهی کرد و کلاناستراتژی امنیت ملی را با توجه به عقبه منطقهای و جهانی بازسازی کرد و «بازدارندگی تام» را تعین بخشید و از این گردنه سخت به لطف حق عبور کرد.
لطف حق واژه نیست بل بخشی از واقعبودگی تمدن جهانی اسلام و روح سنت شیعی و افقی است که «اهلالبیت» در جانِ تاریخی ما به ودیعت نهادهاند و با اتکاء بر آن بسباری از ما از کودکی دست بر زانوی خویش نهادهایم و بلند شدهایم و انشاءالله به بلندا هم خواهیم رسید ولو آنها اکراه داشته باشند.
انتهای پیام