کد خبر: 4346537
تاریخ انتشار : ۲۶ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۴
جنگ رمضان در آینه علوم انسانی/7

آیا «مسئله اسرائیل» یک مسئله گذرا برای ایران است

ارسالی/آیا «مسئله اسرائیل» یک مسئله گذرا برای ایران است؟

به قلم سیدجواد میری؛ جامعه‌شناس و عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و انسانی و مطالعات فرهنگی 

جنگ رمضان با تمامی سختی‌ها به نوعی، گشایش‌هایی هم ایجاد کرده است اما باید در باب «سنخ» این گشایش‌ها پرس و جو و - به قول صمد بهرنگی - کندوکاو نمود.

گشایش‌هایی که جنگ رمضان پیش‌روی ما گشود این بود که «مسئله اسرائیل» یک مسئله گذرا برای ایران نیست و مدیریت آن هم محدود به مرزهای سیاسی ایران نیست بل کل «جهان اسلام» درگیر این مسئله هستند. اما نوع درگیری مناطق مختلف جهان اسلام همگی در یک سطح و جهت و درجه و شدت نیستند اما اهل نظر دریافتند که پروژه اسرائیل تازه شروع شده است و آنچه این مرحله از پروژه را مهمتر از مراحل پیش کرده است مفهوم  «Lebensraum» است.

این مفهوم در بستر ژئوپلیتیک آلمان نازیسم متولد شد و محتوای آن به صورت موجز این است که نازیسم برای اینکه بتواند به حیات خود ادامه دهد نیازمند «بسط مکان» می‌باشد و مبتنی بر این استراتژی ارتش نازیسم مفهوم  «مرز» را یکطرفه ملغی کرد و به جای آن مفهوم  «جبهه» را در ابعاد گوناگون جایگزین کرد تا بتواند با تهاجم‌های برق‌آسا زمین‌های کشورهای همسایه خود را تصرف کند.

نکته حائز اهمیت در باب این مفهوم این است که معماران رویای اسرائیل تقریباً ریشه در سرزمین آلمان و اروپای شرقی دارند و شاید بتوان گفت به نوعی آلمانی‌تبار هستند که یهودیتشان هم با کلیمیان شرق و جهان اسلام بنیاداً متفاوت است.

شاید اغراق نباشد اگر بگوییم خوانش معماران هویت سیاسی اسرائیل استراتژی‌های نظامی نازیسم را درونی خود کرده‌اند و آنها را با خوانش‌های گنوسی یهودیت اشکنازی درآمیخته‌اند و نمونه اعلی آن دستگاه فلسفی-گنوسی گرشوم شلوم آلمانی است که در ایران کمتر مورد بحث و فحص قرار گرفته است.

اما برای اینکه بتوانیم درک کنیم جنگ رمضان در کجای استراتژی‌های تمدنی اسرائیل قرار می‌گیرد نیازمند فهم مراحل بسط «ایده اسرائیل» هستیم. به نظرم ایده اسرائیل دارای پنج مرحله پیچیده است که جنگ رمضان در آستانه پنجمین مرحله آن قرار دارد. 

مرحله نخست را می‌توان در قرن نوزدهم شناسایی کرد که من آن را با مفهوم  «تولد ایده» صورتبندی می‌کنم که از قضا فضای فرهنگ آلمانی در زایش این مرحله بسیار موثر بوده است. به‌عنوان مثال، ایده‌پردازان و سازماندهان و پیاده‌نظام‌های این مرحله به نوعی ریشه در فرهنگ آلمانی دارند. یکی از کلیدی‌ترین آنها هرتزل است که نقش مهمی در ساماندهی و سازماندهی ایده اسرائیل به مثابه  «ناسیون» - که تا به امروز از سوی جامعه کلیمیان ضد صهیونیسم مردود شناخته می‌شود- داشت.

مرحله دوم در اوایل قرن بیستم رخ داده است که می‌توان آن را با مفهوم «انتقال ایده» صورت‌بندی کرد. البته این انتقال را باید هم در سطح ذهنی و بین‌الاذهانی درک کرد و هم در سطح عینی و واقعی. این سخن بدین معناست که در این مرحله سازماندهان ایده اسرائیل توانستند این مفهوم را بین یهودیان در اروپا جا بیندازند و هم توانستند دیگران را توجیه کنند و سپس به صورت فیزیکی به فلسطین انتقال پیدا کنند و پیاده‌نظام یهودیان را هم با خود همراه کنند و به طرق مختلف آنها را به «ارض موعود» انتقال دهند و ناسیون یهود را که در آلمان خلق کرده بودند بر روی ارض متعین کنند.

اما این ایده یک کاتالیزاتور جهانی نیاز داشت که کارل مارکس در «مسئله یهود» به آن اشاره کرده بود و آن این بود که ماهیت یهودیت با ساز و کار سرمایه‌داری به طرق مختلفی پیوند خورده بود و انتقال سرمایه‌داران یهودی در پنج نقطه کلیدی جهان (آلمان، انگلیس، روسیه و آمریکا و اینالیا) به اختلافات سرمایه‌داری و آینده سیاره‌ای آن دامن زد.

آلمان با خوانش نازیسم؛ ایتالیا با خوانش فاشیسم؛ انگلیس با خوانش لیبرالیسم کهن، روسیه با خوانش کمونیسم و آمریکا با خوانش ایبرالیسم جدید در برابر یکدیگر صف‌آرایی کردند و نکته جالب توجه «نقش خاندان‌های یهود» در معماری فردای جهان بود که در پسِ جنگ جهانی دوم چارچوب محتمل خود را به فاصله کمتر از سه سال در تأسیس دولت یهودی اسرائیل خود را نشان داد.

مرحله سوم تأسیس عملی ایده اسرائیل بود که با حذف نازیسم و فاشیسم و با همکاری عملی لیبرالیسم کهن و جدید انگلیس و آمریکا و کمونیسم شوروی منجر به متعین شدن ایده اسرائیل در میانه قرن بیستم در جهان شد. البته در پس هولوکاست نوعی الهیات جبران بر ذهن و زبان اندیشمندان و سیاستمداران خام جهان سایه افکنده بود و اینگونه روایت می‌شد که «ناسیون یهود» قربانی جنایات نازیسم و فاشیسم شده است و اسکان آنها در فلسطین نوعی جبران مافات است اما این بخش کوچکی از ماجرای بزرگتری بود که قرار بود آینده بشریت را در قرن بیست و یکم تحت تأثیر مخرب خود قرار دهد.

مرحله چهارم را باید با مفهوم «بسط ایده» صورتبندی کرد. این سخن بدین معناست که وقتی اسرائیل به مثابه یک  «ملت-دولت» متعین شد رخدادی موازی در درون این دولت متولد گشت که کمتر کسی در سطح جهانی به آن اشاره می‌کرد و آن عدم پایبندی این  «ملت-دولت» جدید به مفهوم  «مرز» (border) بود. به عبارت دیگر، طبق رژیم حقوقی در ساختار بین‌المللی همه ملتها باید کشورشان  «مرز مشخص» داشته باشند اما اسرائیل از این قاعده مستثنی بود و تاریخ هشتاد ساله آن گواهی بر این مدعاست که اسرائیل تنها دولتی است که به جای مرز  «جبهه» (front) یا دقیق‌تر بگوییم جبهه‌ها دارد. این پدیده نشان از این دارد که این مرحله مقدمه مراحلی پیچیده‌تر در آینده نه چندان دور خواهد بود که با مفهوم «فضای حیاتی» (lebensraum) در ارتباط تنگاتنگ است.

مرحله پنجم که آن را شاید بتوان با مفهوم  «اتساع ایده» صورتبندی کرد مرحله‌ایی است که اسرائیل به دنبال اتساع فضایی-مکانی خود است که در این مرحله جنگ رمضان رخ داده است و به نظرم این جنگ دارای مراحل و سطوح و حالات و اَشکال و هندسه‌های متنوعی خواهد بود.

این تصور که ایده اسرائیل به پایان خود رسیده است و یا جبهه‌های خود را متوقف خواهد کرد و در مرزهای کنونی خود باقی خواهد ماند تصوری نادرست از آینده مدیریت سرمایه و تکنولوژی و نظم جهانی است. به نظرم مراحل بعدی ارتباط وثیقی با استوانه‌های جهان اسلام و مشخصاً منطقه ما که شامل ایران و ترکیه و پاکستان و عربستان می‌باشد، پیدا خواهد کرد. 

به عبارت دقیق‌تر، با افول آمریکا در نظم جهانی اسرائیل نیاز به توسعه مکان حیاتی خود دارد و این زمانی ممکن است که این چهار کشور تبدیل به جزیره‌های کوچکتر و معارض همدیگر تبدیل شوند تا اسرائیل بتواند امپراطوری خود را گسترش جغرافیایی بدهد و سپس با سیطره بر دریاها و آبراه‌ها و راه‌های مواصلاتی و انتقال سرمایه و تکنولوژی از آمریکای ورشکسته (به یُمن سیاستمداران و لابیستها و خاندانهای سرمایه‌دار یهودی مقیم آمریکا) به‌عنوان قطب اعظم در مدیریت شرق اسلامی با چین مقابله و تعامل کند.

شاید این تصویر برای برخی خیالی به نظر بیاید اما با ارجاع به مراحلی که این ایده در یکصد و پنجاه سال به صورت مداوم و سیستماتیک طی کرده است اگر ملت‌های منطقه و دولت‌های این چهار کشور به هم نپیوندند ایده اسرائیل بزرگ از خیال به واقعیت تبدیل خواهد شد. جنگ رمضان به نظرم یکی از گشایش‌هایش فهم واقعیاتی است که شاید تا پیش از این به عنوان داستان‌های علمی -تخیلی جدی گرفته نمی‌شد اما امروز شاید واقعیات روی زمین ما را به تأمل وادارد.

انتهای پیام
خبرنگار:
حدیث منتظری
دبیر:
سلما آرام
captcha