
به قلم محسن رفعت؛ عضو هیئت علمی دانشگاه حضرت معصومه(س) قم
سکوت همیشه ناشی از بیتفاوتی نیست؛ گاهی محصول ترس، ناآگاهی، ساختارهای بسته و مناسبات قدرت در سازمانهای آیینی است. هیئات و یا افرادی هستند که معمولاً کمتر امکان بروز مواضع اجتماعی مستقل دارند و بیشتر به تکرار الگوهای تثبیتشده تمایل پیدا میکنند.
تفکیک میان امام حسین آیینی و امام حسین کنشی
در جامعه امروز، امام حسین(ع) بهصورت نمادی آیینی بازتولید میشود؛ نمادی که حضورش در ساختار هیئات، بیشتر در سطح عاطفه است. حال که امام حسین(ع) تاریخی، نماد کنشگری اخلاقی، تصمیمگیری دشوار و مسئولیتپذیری در میادین اجتماعی بوده است. این گسست بین بازنمایی آیینی و الگوی رفتاری، یک شکاف مهم در فرهنگ دینی معاصر است. اگر قرار باشد کسی به امام حسین(ع) اقتدا کند، باید در لحظات سخت همراه حق بایستد نه فقط در لحظات گریه و امروز مردم در میدان و خیابان نشان دادند که نه تنها در هیئت و گریه همراه امام حسین(ع) هستند بلکه در سختیها نیز دل در گرو آرمان حسینی(ع) دارند .
آئینگرایی صرف، سادهتر از مسئولیتورزی اجتماعی است. تکرار جملاتی چون «اللهم عجل لولیک الفرج»، بار اخلاقی فوری ندارد و فرد را در معرض هزینه اجتماعی قرار نمیدهد؛ کنشگری مسئولانه در دفاع از وطن و در یاری جامعه، نیازمند فداکاری، خطرپذیری و هزینهکرد فردی است که امروز بر خلاف گذشته در میدان و خیابان شاهد آن هستیم.
سوگواری بدون کنش
در متون تاریخی آمده است که برخی پیرمردان عصر عاشورا، بر بلندای تپه، شهادت امام را مینگریستند و میگریستند، اما در میدان وارد نشدند. تماشا، گریه اما بدون حضور در میدان واقعی. این تصویر تاریخی میتواند استعارهای فرهنگی از بخشی از کنش مذهبی معاصر باشد: احساس همدردی بدون عمل. این نوع سوگواری بیشتر یک تجربه زیباییشناختی عاطفی است تا مشارکت اخلاقی اجتماعی. به عبارتی این افراد نیامدنشان از بیمحبتی نبود؛ از ترس، دودلی یا عدم درک درست از لحظه حساس تاریخ بود اما بیشتر ملت ایران سوگواری بدون کنش را در جنگ رمضان به کناری نهاده و در عمل سوگواری معطوف به کنشگری اجتماعی سیاسی را به منصه ظهور رساندند.
چرا صدایی از برخی مجموعهها شنیده نمیشود؟
سکوت همیشه ناشی از بیتفاوتی نیست؛ گاهی محصول ترس، ناآگاهی، ساختارهای بسته و مناسبات قدرت در سازمانهای آیینی است. هیئات و یا افرادی هستند که معمولاً کمتر امکان بروز مواضع اجتماعی مستقل دارند و بیشتر به تکرار الگوهای تثبیتشده تمایل پیدا میکنند. جامعه ایمانی اگر میخواهد زنده باشد، باید از سطح اختلافات تاریخی و خرد عبور کند و به سمت همدلی، یگانگی و فهم مشترک از تهدیدهای امروز برود. این چیزی است که فرهنگ عاشورا از ما میخواهد: کنارگذاشتن حاشیهها برای دفاع از اصلها.
هیئت بهمثابه نهاد اجتماعی، نه فقط آیینی
یک هیئت زمانی زنده است که بتواند از سطح اجرای مناسک عبور کرده و در متن مسائل واقعی جامعه نقشآفرینی کند: کمکرسانی، مسئولیت اجتماعی، دفاع از ارزشهای انسانی، حمایت از اقشار آسیبپذیر و مشارکت در حل بحرانهای ملی. هیئات منفصل از جامعه، ناگزیر به نشر همان الگوی سوگواری بدون کنش تبدیل میشوند. طبیعتاً هیئت زمانی جذابیت و مشروعیت اجتماعی پیدا میکند که در کنار اشک، مسئولیت هم داشته باشد. این همجهتی با جامعه است که قدرت اجتماعی و معنوی ایجاد میکند. اگر هیئتی فقط اشک بدهد اما قدرت ندهد، نسل امروز از آن فاصله میگیرد.
تقدسزدایی از مسئولیتگریزی
یکی از مشکلات فرهنگی، تقدیسشدن شکلی از دینداری است که فقط بر عاطفه تکیه دارد که باعث میشود برخی مجموعهها خود را صرفاً بهدلیل برگزاری آیینهای باشکوه، وارث واقعی عاشورا بدانند. در نتیجه مسئولیتگریزی در پوشش تقدس توجیه میشود و فرصت بازاندیشی از بین میرود.
ضرورت بازگشت به قرائت کنشمدار از عاشورا
بازخوانی عاشورا از منظر مسئولیت اخلاقی، مطالبهگری اجتماعی، دفاع از کرامت انسانی و مشارکت فعال در وضعیتهای دشوار کشور، راهی برای تبدیل هیئت به نهادی زنده و جاری است. نسلی که امام را تنها در سوگوارهها و نه در عرصه عمل ببیند، رابطهای ناقص با مفهوم اقتدا برقرار میکند. از دل این مسئولیتپذیری، یک حقیقت ساده بیرون میآید: جامعه ایمانی وقتی کنار هم بایستد، شنیده میشود؛ نه وقتی پراکنده باشد. ما امروز بیشتر از هر زمان دیگری، نیازمند یک صدای متحد، آرام اما محکم هستیم.
هیئت زنده؛ جامعه زنده
پیوند میان عشق و عمل. اگر امام حسین تنها در نوحهها زنده و در میادین اخلاقی و اجتماعی غایب باشد، بهمعنای مرگ فرهنگی اوست؛ مرگی که نه بهسبب دشمنان بلکه بهواسطه بیعملی دوستان رخ میدهد. اگر او الگوی ماست باید بدانیم که فقط نماد گریه نیست؛ هیئت نماد تصمیم، مسئولیت و ایستادن در زمانه سخت است. جامعه ما هرزمان این سه عنصر را زنده کند، امام دوباره در هیئات زنده میشود؛ نه در نوحه بلکه در زندگی.
انتهای پیام