
سیدجواد میری جامعهشناس و استاد دانشگاه در قالب سلسله یادداشتهایی به تأملاتی در باب «جنگ رمضان» فراتر از روایتهای صرفاً حادثهای یا سیاسی میپردازد و میکوشد تا با تکیه بر رویکردهای علوم انسانی و اجتماعی، به واکاوی ماهیت جنگ و دلالتهای آن در سطوح مختلف بپردازد.
در این یادداشت او از عقلانیت تکنولوژیک و ابزاریِ مدرنیته سخن میگوید که میتواند خشونت و نابودی را به امری زیباشناختی و حتی لذتبخش برای طراحان جنگ تبدیل کند، چیزی که در تحلیلهای والتر بنیامین و زیگمونت بآومن قابل فهم است. متن یادداشت را در ادامه میخوانیم:
این جنگ از مناظر مختلف قابل بحث و فحص میباشد اما یک منظر که کمتر در سطوح جهانی به آن پرداخته شده است منظری است که والتر بنیامین با مفهوم «التذاذ هنری» آن را صورتبندی کرده است. به عبارت دیگر، به نظر میآید که در این جنگ تحمیلی آمریکا-اسرائیلی علیه ایران در کنار بسیاری از موضوعات و ابعاد سیاسی و ژئوپلیتیکال یک بعد محوری وجود دارد که بنیان مخوف این جنگ را در دل خود روایت میکند و این «بنیان مخوف» مقولهایی است که والتر بنیامین با مفهوم التذاذ هنری میخواسته از عقلانیت ابزاریِ تکنولوژیک از آن پرده بردارد.
به عبارت دیگر، التذاذ هنری در نسبت با جنگهای تکنولوژیک و فرا-تکنولوژیک به نوعی «حس لذت» به معماران جنگی آمریکایی و اسرائیلی میدهد و آنها با قتل و کشتار مردمانی که در «میدان جنگ» نیستتد به «ارگاسم تکنولوژیک» میرسند.
البته این موضوعی بوده است که زیگموند بآومن در «جامعهشناسی هولوکاست» به آن اشاره کرده بود. در روایت بآومن این تصور که هولوکاست یک استثناء در مدرنیته است بنیاداً نادرست است. زیرا آنچه در هولوکاست رخ داد استثناء نبود بل «قاعده» است که فقط در بستر مدرنیته ممکن است.
این سخن بدین معناست که سیطره عقلانیت ابزاری وقتی به منتهیالیه منطقی خود برسد هولوکاست یا ژنوساید روی خواهد داد و آنچه ما امروز علیه ملت ایران شاهد آن هستیم با ارجاع به مفاهیم بنیادین نظریههای انتقادی قابل تبیین است و اینکه ترامپ دائماً از مفهوم «نابودی» (obliteration) با شعف و شادی استفاده میکند دقیقاً با ارجاع به مفهوم «التذاذ هنری» بنیامین قابل تبیین است که این خود نیز علامتی از «مازوخیسم سرمایهداری خاندانی» است.
انتهای پیام