
به قلم حسین باباییمجرد، رئیس اندیشکده حکمرانی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
بلاشک هر جنگی پایانی دارد و الزاما باید در طول جنگ، به پایانبندی آن فکر کرد آنچنانکه اهداف ما از تشدید تنش (البته همچنان در مقام دفاع یا تقویت توان بازدارندگی برای شروع مجدد جنگ توسط دشمن یا افتادن دشمن در دام تشدید تنش) محقق شود.
از این رو خواه این آتشبس را تلاش جمهوری اسلامی برای پایانبندی مناسب جنگ بدانیم یا نبضگیری از شرایط که در آن دیگر دشمنان متخاصم به تنهایی بازیگران تعیینکننده در آن نیستند بلکه هم جمهوری اسلامی بهعنوان قدرت نوظهور جهانی و هم سایر قدرتهای عالم در ساختن یا سوختن آن شرایط مؤثرند، لازم است به پایان جنگ اندیشید. اما در این ارتباط چند نکته اهمیت دارد:
جنگ، زد و خورد دارد و البته تألماتی برای طرفین که فرمود: إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ(نساء/۱۰۴) هرچند مطمئنیم مشمول نصرت الهی و وعده او هستیم که؛ وَلَوْ قَاتَلَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوَلَّوُا الْأَدْبَارَ ثُمَّ لَا يَجِدُونَ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا(فتح/۲۲). خدا نیز استقامت و عدم تزلزل ملت ایران را دید و این مردم را مشمول نصرت خود کرد. اما سؤال اینجاست که نصرت الهی در این جنگ را باید مانند جنگ بدر در تصرف کاروان ابوسفیان دید یا کاروان غیرمسلح قریش؟ در آن جنگ نیز مسلمین ابراز تمایل کردند کاروان غیرمسلح قریش را تصرف کنند اما خداوند چیز دیگری را برای ایشان مقدر فرمود که فوق رغبت ایشان بود.
ایجاد رژیم حقوقی امنیتی کنترل تنگه هرمز، اخراج آمریکا از منطقه، تضعیف رژیم صهیونیستی بهعنوان مقدمه ازاله و اضمحلال این رژیم غاصب و مانند آن، همه میتواند بهعنوان اهداف راهبردی در این جنگ توسط جمهوری اسلامی ایران هدفگیری شود اما آیا صرفا اهداف را باید در این موارد جستوجو کرد یا فهرست بلندبالایی از اهداف و فتوحات را باید به موارد فوق اضافه کرد؟
تأیید این کشور توسط خداوند با تألیف قلوب مردم و توجه ایشان به اصالت انقلاب و قوت نظام جمهوری اسلامی(رجوع کنید به انفال/۶۲-۶۳)، افزایش سرمایه اجتماعی نظام که سوخت بسیاری از تحولات در شرایط پساجنگ است، قهر و غلبه در میدان نبرد و نه در شعار و تهدید زبانی در شرایط جنگ سرد نسبت به آمریکا و اذناب منطقهای که دست جمهوری اسلامی برای هر اقدام نظامی بعدی را باز کرد و تصویر اقتدار جمهوری اسلامی را عمیقا در اذهان آنها ایجاد و مسیطر نمود، ازاله تصویر شکستناپذیری قدرت تجهیزات محور آمریکا و امتناعزدایی از اذهان همه آزادی خواهان عالم برای توسعه دامنه منازعه با آمریکا در سطح جهان، شبکهسازی مجدد محور مقاومت از رهگذر حضور فعال در میدان عمل و مواجهه زنده با دشمن، دیپلماسی فعالانه با شرق و احیای عملی روابط راهبردی با چین و روسیه (گام اول با وتوی طرح بحرین در نسبت تنگه هرمز توسط آندو) و موارد متعدد دیگر که به این سیاهه باید افزود، همه و همه مواردی است که در ضمن دفاع مقدس سوم حاصل شد و اگر نبود این جهاد نیروهای مسلح و بعثت مردمی، هرگز قابل تحصیل نبود.
بعثت مردم و طلایهداری ایشان در طول جنگ نشان داد نگاه راقی امام راحل و امام شهید در عاملیت مردم در حکمرانی هم دقیق و هم مؤثر بود و اکنون این مردم هستند که مسئولین باید خود را با ایشان همفرکانس و همآهنگ کنند.
مردمی که با چله حضور شبانه و روزانه خود معادلات جنگ را تغییر داده و نامعادلهای ایجاد کردند که هاضمه دشمن امکان فهم و هضم آن را پیدا نکرده است همچنان باید در متن تصمیمات قرار بگیرند، لذا با این تعبیر که تصمیمات نظام، مؤید یا تحت اشراف رهبر معظم انقلاب است، نباید مردم را عاملیتزدایی کرده، از صحنه خارج نمود یا به حاشیه راند. البته ایجاد موازنه میان تبعیت از ولی و ایجاد امکان برای بسط ید ولی است که باید دو محذور تضعیف عاملیت مردم و ولایتناپذیری ایشان را مرتفع نماید. هر تصمیمی در نقطه نضج و ابلاغ نیازمند بینه (رجوع کنید به انفال/۴۲) و طبق ادبیات حکمرانی شواهد و داده است.
البته جمهوری اسلامی در شرایط صلح نیست بلکه ترک آتش جهت شروع مرحله دیگری از جنگ در لباس مذاکره در حال انجام است؛ اما چه جنگ، چه ترک آتش و چه صلح خواه برای تصمیمگیری و خواه ابلاغ عمومی به مردم، نیازمند داده از شرایط داخلی، مناسبات بینالمللی و ادراکات ذهنی مردم به عنوان رکن اصلی جنگ است.
دادههای لازم برای این تصمیم را باید امکانات و تجهیزات نیروهای مسلح، شاخصهای کلان اقتصادی کشور، توش و توان نظامی و اقتصادی دشمن برای تشدید تنش و تابآوری عمومی مردم در شرایط امتداد نبرد دانست. روایتی که از این دادهها برای مردم باید صورتبندی شود روایتی انگیزهبخش و اجتماعساز خواهد بود.
حضور میدانی شبانه مردم همچنان واجد چند معنای پیشین خود است به علاوه یک معنای جدید. معنای استغاثه به درگاه احدیت، معنای مواجهه با شورشهای خیابانی و معنای اعلام تأیید رزم نیروهای مسلح در میدان نبرد و پشتیبانی مردم از ایشان چون گذشته ادامه دارد.
اما معنای این حضور در شرایط ترک آتش دو وجه بیرونی و درونی دارد؛ وجه بیرونی آن ناظر به دشمن است و آن اینکه نبرد حق علیه باطل نقطه اتمام ندارد(رجوع کنید به انفال/۳۹) و بازدارندگی نیز در نسبت آن معنا ندارد حتی اگر این مرحله از نبرد هم به اتمام برسد این نبرد تا نابودی کامل جبهه باطل ادامه خواهد داشت.
اما حضور میدانی مردم به مسئولان میخواهد این اطمینان را بدهد که مهمترین هدف دشمن در این جنگ یعنی انهدام تابآوری آوری مردم برای ادامه حمایت از نظام اسلامی و ایران عزیز جز با خواست و اراده مردم بر تتمیم و تکمیل این نبرد که اکنون متحقق است به شکست نخواهد انجامید.
انتهای پیام