کد خبر: 4346015
تاریخ انتشار : ۲۳ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۵:۲۱
یادداشت

جنگ رمضان از منظر روایت‌نویسی؛ پیروز این نبرد تاریخ‌ساز کیست

نگاهی تازه و متفاوت در تحلیل جنگ رمضان، رویکرد مبتنی بر روایت‌ است، با این ادله که روایت هر حادثه، از خود آن رویداد مهم‌تر و تأثیر آن، به‌مراتب عمیق‌تر و انسان‌سازتر است.

تجمعات مردمی در جنگ رمضانبیش از چهل روز از آغاز سومین جنگ تحمیلی به ایران از سوی ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی می‌گذرد و بازار نقد و تحلیل‌ها به‌شدت داغ است، به‌گونه‌ای که علمای سیاست، اهالی اقتصاد، متخصصان حوزه نظامی و اصحاب فرهنگ و رسانه، هر کدام می‌کوشند از منظر خود به بررسی جنگ و نتایج آن بپردازند و پیروز و بازنده این نبرد تاریخ‌ساز را با معیارهایی متفاوت معرفی کنند.

آنچه بدیهی است اینکه، پدیده‌ای همچون جنگ، مانند رقابتی ورزشی یا مسابقه فوتبال نیست که پیروز میدان براساس تعداد گل رد‌وبدل‌شده مشخص شود و اگر کار به تساوی کشید، تعیین برنده را به ضربات پنالتی بسپارند. پیروز و بازنده میدان‌های نبرد را گذر تاریخ مشخص می‌کند و پیامدهایی که ممکن است دهه‌ها طول بکشد تا به منصه ظهور برسد. از این رو، نگاه مقطعی و کوتاه‌مدت به رویدادهای جهانی غالباً فریبنده است و هاله‌ غلیظی از هیجان‌های اجتماعی و زودگذر که پیرامون این رویدادها را گرفته، مانع از تحلیل دقیق و علمی آن‌ها می‌شود.

به هر روی، تاکنون با رویکردهای متعددی اعم از سیاسی، اقتصادی، جغرافیایی و نظامی به نقد و واکاوی جنگ رمضان پرداخته شده، اما نگاهی تازه و متفاوت در تحلیل این حماسه ملی، رویکرد مبتنی بر روایت‌ است؛ آنچه بیش از همه از یک داستان‌نویس یا نگارنده‌ روایت برمی‌آید.

تحلیل رویدادهای تاریخی از منظر روایت

اساس و بنیان اصلی این رویکرد، آن است که روایت هر حادثه، از خود آن رویداد مهم‌تر و تأثیر آن، به‌مراتب عمیق‌تر و انسان‌سازتر است. حادثه‌ای نظیر عاشورای سال ۶۰ هجری و شهادت حضرت اباعبدالله(ع) و اصحاب کم‌شمار آن بزرگوار در مقابل لشکر چندهزار نفری ابن‌سعد، مثالی مناسب برای تفهیم موضوع است. این واقعه‌ تاریخی و جزئیات جان‌کاه آن، از قتل نوزاد شیرخوار گرفته تا به آتش‌ کشیدن خیمه‌ها، اسارت زنان و کودکان و هتک حرمت پیکرها، آن‌قدر مهیب و کم‌سابقه است که در روایتی از معصوم(ع) تأکید شده: «لا یوم، کیومک یا اباعبدالله»؛ یعنی هیچ حادثه‌ای به وخامت روز عاشورا نیست.

اگرچه از منظر مورخان و متشرعان، حادثه‌ تاریخی کربلا و شهادت مظلومانه‌ حضرت سیدالشهدا(ع) و سلاله‌ پاک پیامبر خاتم(ص)، به‌حق رویدادی نادر و بی‌بدیل به‌شمار می‌آید، اما مهم‌تر از این واقعه، روایت‌ جاذب و ریشه‌داری است که از این حادثه پدید آمده است. روضه‌ عاشورا، انسان‌سازتر از خود عاشوراست و مرثیه‌های برآمده از آن، جریان‌سازتر و شورآفرین‌تر از اصل آن حادثه است.

آنچه از روحیه‌ استکبارستیزی، حق‌جویی، شهادت‌طلبی و مقابله با ظلم در مکاتب امروز می‌شناسیم، بی‌شک حاصل روایت‌های برآمده از قیام تاریخی امام حسین(ع) است که در مجالس سوگواری، خطابه‌ها، روضه‌ها، تعزیه‌ها و مقتل‌ها در قالب عبارت الهام‌بخش «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» به گوش مستمعان رسیده و در روح و جان‌ آن‌ها رسوخ کرده است. از این رو، روایت عاشورا از اصل عاشورا مهم‌تر و جریان‌سازتر محسوب می‌شود و به همین دلیل در سیره‌ ائمه‌ پس از سیدالشهدا(ع)، همچون امام رضا(ع) نسبت به برپایی مجالس روضه‌ تأکید ویژه‌ای شده است.

نمونه‌ تاریخی کهن‌تر را در کلام وحی می‌توان سراغ گرفت؛ آنجا که قرآن کریم در بازخوانی ماجرای نمرود و ادعای خدایی وی، به هلاک‌شدن این پادشاه ستمگر با موجود کوچکی همچون پشه اشاره می‌کند. بی‌شک، پروردگار متعال قادر است این طاغوت سرکش را با صاعقه، آتش‌فشان یا هر پدیده‌ بزرگ و مهیب دیگری تأدیب کند، اما از میان همه‌ آن‌ها، به سراغ پشه می‌رود و حقارت ظالم را با ترسیم ناتوانی او در مواجهه با یکی از کوچکترین مخلوقات خدا به تصویر می‌کشد. این تصمیم الهی فارغ از پیامد تاریخی آن که نابودی مستکبر و پیروزی جبهه حق بوده، موجد روایتی بی‌نظیر است که سینه‌به‌سینه و دهان‌به‌دهان نقل می‌شود و زورگویان عالم را به تنبه وامی‌دارد. در اینجا نیز روایت نابودی نمرود، اثربخش‌تر و برنده‌تر از مرگ یک‌باره‌ اوست.

ویرانی یک‌باره‌ تمدن‌های مغرور و خودشیفته، تجزیه‌ امپراطوری‌های بزرگی نظیر عثمانی و سقوط دیکتاتورهای جهان‌خواری همچون هیتلر، استالین و صدام، هر کدام روایت‌هایی پدید آورده‌ که تاریخ و انسان معاصر تا حد زیادی متأثر از آن‌هاست. با ذکر این نمونه‌های تاریخی، اگر به نبرد اخیر جمهوری اسلامی ایران در مقابل آمریکا و رژیم صهیونیستی بازگردیم، باید گفت پیروز نهایی این جنگ را روایتی مشخص خواهد کرد که از این مواجهه تاریخی ساخته می‌شود.

کم‌وکیف ادوات جنگی هر یک از طرفین، خسارت‌های واردشده به زیرساخت‌ها، ترور چهره‌های علمی و سیاسی و هزینه‌های اقتصادی جنگ، اگرچه هرکدام در تعیین پیروز واقعی نبرد سهمی دارند، اما مهم‌ترین شاخص در معرفی طرف غالب، روایت جهان‌شمولی است که از این مصاف بزرگ در ذهن اهالی جهان پدید خواهد آمد.

دست برتر را چه کسی دارد

ما در طول چهل روز ابرقدرت بزرگی را به زانو درآورده و پای میز مذاکره کشانده‌ایم، اما بدیهی است که جمهوری اسلامی ایران با وجود همه پیشرفت‌های چشمگیر خود در عرصه دفاعی، از حیث بودجه‌ نظامی با ایالات متحده آمریکا برابری نمی‌کند و در بحبوحه این نبرد، متحمل خسارت‌های فراوانی شده است؛ از شهادت رهبر معظم انقلاب و سرداران و مسئولان نظام گرفته تا بمباران صنایع و زیرساخت‌های اساسی کشور. پس پیروز نهایی این نبرد و طرف غالب، کدام است؟

اگر در خلال این رویارویی نظامی، کشورهای منطقه و ساکنان غرب آسیا به این پندار برسند که حضور آمریکا در سرزمین آن‌ها نه‌تنها تأمین‌کننده امنیت پایدار نخواهد بود، بلکه پاشنه آشیلی می‌شود که دیر یا زود خاک آن‌ها را به آتش می‌کشد، پیروز قطعی این نبرد، ایران اسلامی خواهد بود.

اگر کشورهای متمولی نظیر عربستان سعودی و امارات متحده عربی به این باور عمیق دست یابند که مظاهر وارداتی تمدن غرب، نظیر خودروهای لوکس و برج‌های چند طبقه یا صنایع نظامی و هواپیماهای خریداری‌شده، از آن حیث که پدیده‌هایی وارداتی هستند و پیشرفتی درون‌زا برای آن‌ها به ارمغان نیاورده‌اند، مایه مباهات نخواهند بود، بی‌شک پیروز این جنگ جمهوری اسلامی ایران است؛ نظامی که با اتکا به دانش ملی و بومی خود، به مصاف ابرقدرت جهان رفته و با او، پنجه در پنجه افکنده است.

از منظر روایت، نابودی رژیم غاصب صهیونیستی که آرزوی دیرینه‌ آن در جان بسیاری از انسان‌های آزاده‌ جهان شعله می‌کشد نیز بیش از آنکه رویدادی آنی و واقعه‌ای یک‌باره باشد، روایتی جهانی است که مایه‌های آن هر روز پررنگ‌تر می‌شود.

اگر مردم کشورهای گوناگون به این روایت، دل و جان بسپارند که اسرائیل، بنیانی برساخته و عارضی است که بنای آن بر ترور، آشوب و ناامنی گذاشته شده و خصومت آن با اسلام و مسیحیت اصیل، امری تاریخی و ریشه‌دار است، بی‌شک زمینه‌ای برای استمرار حکمرانی این رژیم باقی نخواهد ماند و به وعده‌ رهبر شهید انقلاب، بیست و پنج سال آینده را نخواهد دید.

تلاش‌های بی‌وقفه‌ رئیس‌جمهور ایالات متحده و نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی در توئیت‌زدن و دستاوردسازی‌های موهوم در جنگ با ایران، به خودی خود بیان‌کننده نقش مهم روایت‌ها در معرفی پیروز نهایی این نبرد به مردم جهان است. در این‌ میان، شاید مهم‌ترین نقش را در تبیین روایت‌های اصیل و ماندگار از جنگ رمضان، رسانه‌های حق‌جو و عدالت‌محور داشته باشند؛ راویانی که پابه‌پای قوای دفاعی و نظامی، در خط مقدم مصاف با دشمن قرار دارند و معرفی پیروز این نبرد تا حد زیادی به تلاش، هنر و ذکاوت آن‌ها وابسته است.

محمدحسن مردانی

انتهای پیام
دبیر:
محبوبه فرهنگ
captcha