کد خبر: 4348522
تاریخ انتشار : ۰۷ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۹
در گفت‌وگو با ایکنا مطرح شد

بازدارندگی اجتماعی؛ سپر ایمنی جامعه در برابر جنگ

یک عضو هيئت علمی دانشگاه اصفهان گفت: اگر می‌خواهیم از جامعه در برابر جنگ دفاع کنیم، علاوه بر بازدارندگی نظامی و اقتصادی، از نظر اجتماعی نیز باید به بازدارندگی برسیم؛ به‌طوری که ارتباطات مختل‌شده در جامعه، هنجارها و ارزش‌هایی را که آسیب‌ دیده‌اند، ترمیم کنیم.

تجمعات مردمییکی از ویژگی‌های شاخص جنگ رمضان، پدیده تجمعات مردمی است که از آغازین روزهای جنگ در حمایت از وطن شکل گرفت و با وجود آتش‌بس، همچنان با قوت ادامه دارد. اهمیت این تجمعات شبانه به‌گونه‌ای است که با توجه به اتفاقات دی‌ماه سال گذشته و تلاش دشمن برای ایجاد آشوب و ناامنی در شهرها، صاحبنظران و تحلیل‌گران حضور مردم در خیابان‌ها را ضامن امنیت کشور در میانه تجاوز آمریکایی صهیونیستی می‌دانند. با توجه به فراگیری این پدیده در تمام نقاط کشور و حضور اقشار مختلف مردم با سلایق و گرایش‌های متفاوت در تجمعات، خبرنگار ایکنا از اصفهان بر آن شد تا در گفت‌وگو با احمد مهرشاد، عضو هيئت علمی گروه جامعه‌شناسی دانشگاه اصفهان، این پدیده را از منظر همبستگی ملی و سرمایه اجتماعی بررسی کند. شماره نخست این گفت‌وگو در روزهای گذشته منتشر شد و اکنون، شماره دوم آن را می‌خوانیم:

ایکنا ـ اشاره کردید که همبستگی ملی ایرانیان در نقطه آغازین جنگ 12 روزه بیشتر از نقطه شروع جنگ رمضان بود. ادله شما در این خصوص چیست؟ 

تأکید سخنم بر نقطه آغازین جنگ است؛ زیرا فرآیند جنگ، گام به گام، روند حرکت جامعه را تغییر می‌دهد. به نظر من، کسانی که در دشمنی با ایران بودند و به آن هجمه وارد کردند، در برنامه‌ریزی‌های خود حمله به همبستگی و ملت‌بودگی ایرانیان را هدف قرار داده بودند. بنابراین، همان‌طور که پیش از جنگ 12 روزه برای افزایش تشویش در همبستگی ملت ایران تلاش کردند تا زمینه تحقق اهدافشان فراهم شود، بعد از آن هم این مسیر را ادامه دادند و به توفیقات بیشتری هم دست یافتند.


بیشتر بخوانید:


در علوم اجتماعی، تحرکات و ارتباطات اعضای جامعه با یکدیگر، تحرکات افقی و ارتباطات و تحرکات بدنه جامعه با دولت و نهادها، تحرکات عمودی نامیده می‌شود. بعد از جنگ 12 روزه، جامعه ایرانی در هر دو حرکت متحمل آسیب‌هایی شد که در حوادث دی‌ماه به اوج خود رسید. این آسیب‌ها فقط در دی‌ماه به جامعه ایرانی وارد نشد؛ به‌طوری که انباشت مشکلاتی از قبیل قطع‌شدن برق در تابستان، مشکلات عرصه آب، تلاطم‌ بازارهای مالی و مشکلات عرصه اقتصاد بعد از جنگ 12 روزه به حوادثی منجر شد که شاهد آن‌ها بودیم.

بخشی از این مشکلات، معلول انباشت سیاست‌های نادرست داخلی در طول سالیان گذشته بود که تشدید و تقویت آن هم بخشی از سیاست‌های نظام جنگ به‌شمار می‌رود. به‌طور نمونه، دولت آمریکا رسماً اعلام کرد که بر تلاطم‌های بازار ارز در ایران تأثیر می‌گذاشته است. در مجموع، در این مسیر آسیب‌هایی به روابط عمودی و افقی که تار و پود همبستگی ملی را شکل می‌دهند، وارد شد که در حوادث دی‌ماه به اوج رسید. بعد از آن وقایع تلخ، بخشی از جامعه ایرانی احساس کرد در امور جامعه بی‌نظر است و در ادامه، برخی افراد، حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران را متوجه نظام سیاسی جدا از بدنه مردم می‌دانستند.

با ادامه‌یافتن این مسیر، برخی اعضای جامعه پای خود را فراتر گذاشتند و اثبات کردند که می‌توانند با دشمن خارجی علیه حاکمیت و دولت کشور خود همدست شوند. شاید هیچ‌کس در بهار و تابستان سال گذشته، جرئت بیان این مسائل را در میان افکار عمومی نداشت، اما این وقایع به افرادی با دیدگاه‌های متفاوت، جرئت سخن‌گفتن بخشید. همچنین، برای بخش‌هایی از جامعه که چنین نظری نداشتند، ذهنیتی ایجاد شد مبنی بر اینکه می‌توان نسبت به کسی که به کشور هجوم می‌آورد، همراه یا بی‌طرف بود.

شاید افرادی در خلال جنگ 12 روزه هم چنین دیدگاهی داشتند، ولی ابراز آن بسیار نادر بود؛ زیرا بیان این دیدگاه‌ها در جامعه ایرانی بسیار قبیح شمرده می‌شد. به نظر من، روندی که بعد از جنگ 12 روزه در جامعه ایرانی طی شد، بخشی از برنامه‌ریزی عرصه جنگ بود که عوامل داخلی نیز با کم‌کاری‌ها، خطاها و اشتباهات خود به آن دامن زدند. بنابراین، زمینه‌ای فراهم شد تا گروه‌هایی از جامعه ایران در آغاز جنگ رمضان، نظاره‌گر حوادث یا حامی دشمن در حمله به کشور خود باشند.

ایکنا ـ آیا پدیده‌ تجمعات مردمی در شب‌های جنگ رمضان را می‌توان تجلی همبستگی ملی دانست؟ در این صورت، چه شاخص‌هایی در این تجمعات به چشم می‌خورد که تجلی همبستگی ملی تلقی می‌شود؟

معتقدم که تجمعات شبانه جنگ رمضان نقش ویژه‌ای در همبستگی ملی و اجتماعی جامعه داشت، با شرایطی که توصیف کردم. دریافتیم که در روزهای اول جنگ رمضان، بخشی از جامعه ایران در حمایت از کشور خود یا دشمن خارجی، دچار تردیدهایی شده بود که می‌توانست به فروپاشی اجتماعی منجر شود. همچنین، تحقق برنامه‌ها و طرح‌های دشمن را به‌دنبال داشته باشد. در این هنگام، بخش دیگری از جامعه که نسبت پررنگ‌تری با ملت خود داشت، پیشران جلوگیری از فروپاشی دولت ـ ملت شد تا زمینه‌ای برای فراخوان مجدد انسجام نیروهای اجتماعی فراهم کند.

این اقدام بسیار ویژه، درخشان و در تحولات جوامع گوناگون کم‌نظیر است. نمی‌دانم آیا در طول تاریخ، چنین مردمانی بوده‌اند که برای مدتی طولانی در هنگام تهاجمی خارجی به کشورشان، در گرما و سرما یا در ماه مبارک رمضان بایستند و تا زمان اطمینان از دفع خطر دشمن خارجی، از آن دفاع کنند یا خیر. بنابراین، تجمع مردم در شب‌های جنگ رمضان، با حفظ مفهوم هویت ملی و وطن نسبت داشت؛ ولی درباره درگیری جامعه ایرانی با لحظه‌ای بسیار حساس در انشقاق نگرشی نسبت به ابعاد گوناگون هویت و همبستگی، نمی‌توان به‌صورت ایده‌آل گفت که همه اقشار جامعه در میدان هستند و با این جریان همراهی می‌کنند.

جامعه ایران اکنون به‌مثابه انسانی است که ضربه‌ای اساسی به پیکر او وارد شده. حال این انسان، علاوه بر اینکه توانسته حیات خود را حفظ کند، تلاش می‌کند تا گام‌به‌گام، زخم‌های خود را ترمیم کند. در نتیجه، قطعاً اکنون در جامعه ایران، گروه‌هایی در حال زیستن هستند که حملات و ضربات بیشتر آمریکا و رژیم صهیونیستی به پیکر کشور را در راستای حفاظت از ایران می‌نگرند. کسی که منکر وجود این بخش از جامعه ایرانی باشد، در حال پاک‌کردن صورت‌مسئله است.

با وجود گذشت بیش از 50 روز از آغاز جنگ رمضان، قطعاً هنوز هم افرادی نظاره‌گر حوادث و منتظر تماشای نتیجه پایانی هستند. به احتمال زیاد، این افراد نسبت به تجمعات شبانه بخشی دیگر از جامعه، احساس مثبتی ندارند، با آن‌ها همراهی نمی‌کنند و شاید حس منفی هم داشته باشند. اکنون این سؤال مطرح می‌شود، آیا وجود افرادی در دل جامعه ایرانی که نسبت به تجمعات حسن ظن ندارند، به این معناست که این اجتماعات نسبتی با همبستگی ملی ندارد؟ به اعتقاد من، نمی‌توان چنین دیدگاهی داشت.

نمی‌توان به‌دلیل وجود گروه‌های نظاره‌گر یا حامی دشمن متجاوز، پابرجا بودن دیدگاه‌های آنان و تعارض و تضادی که با دیدگاه‌های حاکم بر جامعه دارند، چشم خود را بر تجمعات و تأثیر آن بر همبستگی ملی بست. در مجموع، تجمعات شبانه مردم ایران در سطح کلان از نقطه‌ای آغاز شد و با استمرار در شب‌های بعدی، زمینه‌ ترمیم بیشتر آسیب‌هایی را که در حدفاصل جنگ 12 روزه و جنگ رمضان به پیکر جامعه وارد شده بود، فراهم کرد.

ایکنا ـ با نگاهی به آینده، چگونه می‌توان این همبستگی و تاب‌آوری اجتماعی را حفظ کرد و افزایش داد تا شاهد بهبود بیشتر آسیب‌ها باشیم؟

در این خصوص باید به چند نکته توجه کرد؛ از جمله نیروی فرهنگی‌ای که هنگام تهدید بقا بروز می‌یابد. یکی از چالش‌های موجود این است که اگر در روز بعد از اتمام جنگ گمان کنیم همه‌چیز به حالت عادی بازگشته، این نیروی فرهنگی سرکوب می‌شود و افراد جامعه به زندگی روزمره بازمی‌گردند. نگاه همدلانه به مسائل اجتماعی انسان‌ها با بازگشت به زندگی روزمره کاهش می‌یابد.

مردم و حکمرانان جامعه باید بدانند که روز بعد از جنگ، متصل به ایام جنگ است. بنابراین، باید توجه به ارتباط میان این دو عرصه را به یکدیگر تذکر دهند. اگر ایثارها، تلاش‌ها، جهادها و ازخودگذشتگی‌هایی که در روزگار جنگ عملیاتی می‌شوند، در معنای درستی قرار نگیرند، روز بعد از جنگ به مطالبه تبدیل می‌شوند. چنین روندی را در جنگ 12 روزه تجربه کردیم؛ به‌طوری که با برقراری آتش‌بس، بخشی از جامعه تصور می‌کرد با وجود ایستادگی در کنار وطن و هم‌وطن، با معضل قطعی برق یا مشکلات معیشتی روبه‌رو شده است.

در چنین موقعیتی، دشمن خارجی‌ هم وجود نداشت تا اعضای جامعه در برابر آن با یکدیگر متحد شوند. کشور دچار مشکلات داخلی بود و به مرور حس منفی افزایش می‌یافت؛ چراکه بخشی از جامعه تصور می‌کرد از حس وطن‌دوستی مردم سوءاستفاده شده است. بنابراین، شاهد آسیب بیشتری در این عرصه بودیم. اسنادی که بعضاً از سوی اندیشکده‌های غربی منتشر شد، این روند را بخشی از برنامه‌ریزی‌های جنگ دوم تلقی می‌کرد. آن‌ها نوشتند که اتحاد ایجادشده در ایران، بعد از اتمام جنگ می‌تواند نیرویی علیه جامعه ایران باشد.

ما باید از این رخدادها برای حفظ دستاوردهای جنگ و معنابخشی به تحولات جامعه درس بگیریم. از سوی دیگر، عوارض رویدادهای اجتماعی در لحظه عمل نمی‌کنند، بلکه در روندی ایجاد می‌‌شوند و کارکردشان در طول زمان بروز می‌یابد. برای نمونه، عوارض اجتماعی مانند بیماری هستند که انسان باید برای مدتی هر چند کوتاه، سختی درد آن را تحمل کند. همه می‌دانند که جنگ اتفاق بزرگی بود که بعثت مردم را به‌دنبال داشت. اگر این جنگ آغاز نشده بود، حوادث دی‌ماه می‌توانست جامعه ایرانی را دچار مشکلات دیگری کند؛ ولی باید توجه داشت که درواقع، مشکل اصلی جامعه ما هنوز هم حل نشده است.

جامعه ایرانی باید بیش از پیش بر وحدت و انسجام اجتماعی تمرکز کند و برای برطرف‌کردن مشکلات موجود، کاهش خشم و حس منفی برخی از اقشار جامعه تمهیداتی بیندیشد. تعاملات گام به گام، شنیدن سخن آنان، اصلاح ایرادات عرصه‌های گوناگون اجتماعی و توضیح بعضی حوادث برای از بین‌ بردن ابهامات باید در دستور کار قرار گیرد تا در طول زمان شاهد تأثیر آن باشیم. همچنین، باید از عوامل تشدیدکننده این مسائل دوری شود تا در لحظه بعد از جنگ، به مسیری که در گذشته طی کردیم، بازنگردیم.

ایکنا ـ با همه این تفاصیل، نقشه راه جامعه ایران برای آینده را چگونه باید ترسیم کرد؟

فهم شرایط و حفظ نقاط مثبتی که این روزها در جامعه ایجاد شده و ترمیم و ادامه مسیر در روزهای بعد از جنگ می‌تواند برای ما راه‌گشا باشد. سنت جامعه این است که اگر مسیر دیگری در پیش بگیریم، به شکل انفجاری‌تری به مشکلات واکنش نشان دهد. برنامه‌ریزان جامعه و مسئولان اجتماعی باید وارد گود شوند و وظیفه‌ مهم خود را در برابر این جامعه انسانی عملیاتی کنند تا کشور بتواند به نقطه بهتری نسبت به روز پیش از شروع جنگ برسد. قطعاً پدیده‌ای همچون جنگ تحمیلی سوم، از جنس رخدادهایی است که هیچ‌گاه جامعه انسانی نمی‌تواند به نقطه پیش از آن بازگردد؛ زیرا بسیاری از امور تغییر کرده است.

اگر عملکرد خوبی در روز بعد از جنگ داشته باشیم، نقطه بعد از این رویداد می‌تواند چنان روشن باشد که هیچ‌گاه در نقطه پیش از جنگ تصور آن را هم نداشتیم. به تعبیر پل ویریلیو، اندیشمند و فیلسوف مشهور فرانسوی، جهان امروز از دنیای انقلاب‌ها و جنگ‌ها عبور کرده و در عصر رخدادها قرار دارد؛ به‌طوری که لحظه پیش از آن با لحظه بعد از آن به‌کلی متفاوت است. مصداق بارز این سخن، همه‌گیری ویروس کروناست.

تا پیش از شیوع این ویروس، هیچ‌کس تصور نمی‌کرد روزگاری انسان‌های سراسر دنیا مجبور به استفاده از ماسک و دریافت واکسن شوند؛ ولی ناگهان با شیوع ویروس کرونا، دنیا تغییر کرد و بازگشت به نقطه پیش از شیوع این ویروس غیرممکن شد. در عصر رخدادها، می‌توان سکوی پرشی برای جامعه متصور بود که در مقابل آن دره‌ای عمیق قرار دارد. در هر حال، خاصیت رخدادها، گشودن درهای جدید در برابر جامعه انسانی است.

اگر می‌خواهیم از جامعه در برابر جنگ دفاع کنیم، علاوه بر بازدارندگی نظامی و اقتصادی، از نظر اجتماعی نیز باید به بازدارندگی برسیم؛ به‌طوری که ارتباطات مختل‌شده در جامعه، هنجارها و ارزش‌هایی را که آسیب‌ دیده‌اند، ترمیم کنیم. اگر جامعه انسانی از جنگ متنفر است، باید ارتباطات بین اقشار گوناگون جامعه را تقویت کند و بهبود بخشد تا نگاه‌های جزیره‌ای در آن کمرنگ و بازدارندگی اجتماعی ایجاد شود که در نتیجه، از بین رفتن طمع دشمن نسبت به اتحاد جامعه را به‌دنبال داشته باشد.

انتهای پیام
خبرنگار:
زهرا سادات مرتضوی
دبیر:
محبوبه فرهنگ
captcha