محمدمهدی عزیزالهی، عضو هیئت علمی دانشگاه قم طی یادداشتی که بهمناسبت هفته بزرگداشت
مقام معلم در اختیار ایکنای قم قرار داد، نوشت:
بزرگترین معلم جهان بشریت،
پیامبر(ص) به ویژگی معلم بودن خود افتخار میکرد. آن حضرت چنان برای معلمان و مقام ارجمند آنان ارزش قائل بود که در دعاهایش میفرمود: «
اللّهُمَّ اغْفِر لِلمُعَلِّمینَ و أطِل أعمارَهُم و بارِک لَهُم فی کَسبِهِم؛ خداوندا
معلمان را بیامرز و عمر طولانی به آنان عطا فرما و کسب و کارشان را مبارک گردان.» (کشفالخطا، ج 1، ص 48)
قرآن در برخی از آیات به جایگاه معلم اشاره کرده و از آن به بزرگی یاد میکند. جایی به طریق سؤال که میفرماید: «
قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ؛ بگو آیا کسانی که میدانند و کسانی که نمیدانند مساوی هستند» این آیه تعریفی است بر اینکه عالمان و جاهلان هرگز مساوی نیستند و اگر فلسفه مساوی نبودن عالمان و غیر عالمان را جستوجو کنیم پیامبر گرامی اسلام(ص) میفرماید: «تمامی جنبندگان روی زمین و ماهیان دریا و هر موجود زندهای در فضا و همه اهل آسمان و زمین برای معلمی که نیکی به مردم بیاموزد طلب آمرزش میکند.»
دانشمند و دانشجو در پاداش با یکدیگر برابرند و در روز قیامت به این سبب، بسان دو اسب مسابقهای با یکدیگر به رقابت میپردازند و در مقام و جایگاه رفیع معلم همین بس که حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) میفرمایند: «من علمنی حرفا فقد صیرنی عبدا؛ کسی که به من یک حرف بیاموزد مرا بنده خود کرده است.»
سخنی زیبا از امام صادق(ع) ارزش و مقام معلم خوب را روشن میکند. حضرت میفرماید: «تمامی جنبندگان روی زمین و ماهیهای دریا و هر کوچک و بزرگ در زمین و آسمان خدا، برای آموزگار خوب طلب آمرزش میکنند.»
معنای معلم اول و معلم ثانی
امیرالمؤمنین علی(ع) در نهجالبلاغه فرمودهاند: «مَن عَلَّمَنی حَرفاً فَقَد صَیَّرَنی عَبداً؛ کسی که حرفی به من بیاموزد من را بنده خود کرده است.» این سخن بهخوبی نشان میدهد که معلم چه مقام والایی دارد. در خصوص واژه معلم اول و معلم ثانی باید گفت که این عبارات برگرفته از سخن فلاسفه است که در عرف جاری شده است، اما در عرفان اصطلاح معلم اول و ثانی با معنای عرفی آن متفاوت است.
در عرفان معلم اول را خداوند و معلم ثانی را پیامبران بهویژه پیامبر خاتم حضرت محمد(ص) میدانند. در قرآن از خداوند اینگونه یاد میکند: «اقرا باسم ربک الذى خلق، خلق الانسان من علق، اقرا و ربک الاکرم، الذى علم بالقلم، علم الانسان ما لم یعلم؛ بخوان به نام پروردگارت که آفرید. همان که انسان را از خون بستهاى خلق کرد. بخوان که پروردگارت از همه بزرگوارتر است، همان که بهوسیله قلم تعلیم نمود و به انسان آنچه را نمىدانست، یاد داد.»
ضمیر تعلم در این آیه مربوط به خداوند است و این مقام تعلیمگری و معلم بودن را به خداوند نسبت میدهد. اگر بگوییم اولیت نه به معنای اولیت زمانی بلکه اولیت به ذات است یعنی آن معلمی که اولاً و به ذات تعلیم کرده است، به نص این آیات خداوند است.
اگر سؤال کنیم که این تعلیمگری از چه طریقی انجام میشود؟ در پاسخ باید گفت که انبیا بهطور عام و رسولان بهطور خاص و پیامبران اولیالعزم بهطور اخص این اقدام را انجام میدهند. نبوت از ریشه نبأ میآید و نبأ یعنی خبردار شدن، همانگونه که در سوره نبأ آمده است: «عَمَّ يَتَسَاءَلُونَ، عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ؛ درباره چه چيز از يكديگر مىپرسند، از آن خبر بزرگ» پیامبران میدانستند که عالم بالایی وجود دارد، بنابراین اگر ما انبیا را پیامبر یا پیامبران معنی میکنیم، ترجمه غلطی است بلکه ترجمه صحیح پیامداران است، زیرا نبی که پیام را میگرفت و پیامدار میشد لزوماً پیامبر نبود بلکه پیامبری به معنای رسول شدن است. بنابراین، ترجمه پیامبر(ص) برای رسول مناسب است، اما نبی، پیام را گرفته است؛ معلم ثانی، تعلیمکنندگان واسطه میان پیامبر اول و انسان هستند.
معلم مظهر اسم «یا مُعلِّم»
هر فردی با هر شغلی با دقت در کار خود میبیند که مظهر یکی از اسامی خداوند است. بهطور نمونه یک خانم خانهدار مظهر اسم یا رازق، مظهر اسم مطهر و... است. همچنین زن بارداری که فرزندی را درون خود میپروراند مظهر اسم ربوبیت خداوند است.
یکی از اسما حسنای پیامبر(ص) نیز معلم است. همانگونه که در جوشن کبیر آمده است: «معلمون»، «یا من علم»؛ معلمان و اساتید گرامی همگی مظهر اسم یا معلم هستند، نانوا که با خمیر در ارتباط است تا نان را تهیه کند یا یک رفتگر با جارو به نظافت میپردازد و مظهر اسم یا مطهر میشود. معلم با بقیه متفاوت است زیرا با انسانها در ارتباط و انسانساز است. از معلم ابتدایی تا استاد دانشگاه همگی به دنبال انسانسازی هستند. بنابراین، مظهر اسم «یا معلم»، معلمان عزیز هستند.