کد خبر: 4351677
تاریخ انتشار : ۲۱ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۶:۱۷
حجت‌الاسلام جوادی آملی:

استاد حشمت‌پور حکیمِ جامعِ مشاء، اشراق و حکمت متعالیه بود

رئیس مؤسسه اسراء در مراسم یادبود استاد محمدحسین حشمت‌پور با تأکید بر جایگاه علمی و معنوی این استاد فلسفه و حکمت، او را شخصیتی معرفی کرد که اخلاق، زهد، مجاهدت علمی و پاسداری از حکمت اسلامی را کنار هم جمع کرده بود.

ارسال/ علوم حوزه و دانشگاه مخالفتی با هم در رسیدن به حق ندارند

به گزارش ایکنا، حجت‌الاسلام والمسلمین مرتضی جوادی آملی، رئیس مؤسسه اسراء، ۲۱ اردیبهشت‌ ماه در مراسم یادبود استاد محمدحسین حشمت‌پور، استاد فلسفه و حکمت، که با حضور خانواده ایشان، جمعی از شاگردان و همکاران وی و استادان فلسفه حوزه و دانشگاه در دانشگاه قم برگزار شد، به ایراد سخن پرداخت که مشروح سخنان وی به شرح زیر است:

حمد و ستایش مخصوص خداوندی است که اسلام و ایران را در مکانتی عظیم قرار داد؛ گرچه شهدای ارزشمندی را از این خطه الهی در نزد خود نگاه داشت و مرزوق خود کرد، اما پیروزی نصیب این جامعه اسلامی در عرصه جهانی شد.

بر همه شهدا و ره‌پویان کوی دوست سلام می‌فرستیم، خصوصاً رهبر عزیز و شهید که با هجرتش جهانی را به هجرت کشاند و مسیری را برای جامعه بشری باز گذاشت که مسیر فتح و ظفر، مقاومت و ایستادگی و نهایتاً پیروزی است. همه کسانی که در رکاب ایشان شهید شدند، عزیز و مقرب درگاه خدا هستند و هماره از نعم الهی بهره‌مندند و دنیا و آخرت ما را آباد کرده‌اند. این مجلس به پاس نکوداشت شخصیت ممتازی است که از متن جامعه برخاسته و با ارائه خدمات ارزشمند، جایگاه رفیعی برای خود و تفکرش ایجاد کرده است؛ این استاد فرزانه، فخر جامعه علمی بود.

جامع حکمت‌های سه‌گانه

کتاب «گوهر خرد» در جهت معرفی این شخصیت بزرگوار به نگارش درآمده است که نشان‌گر سلوک علمی و عملی ایشان است. وی اخلاق، زهد، بی‌رغبتی به زخارف دنیا، تلاش، مجاهدت و اجتهاد در مسیر علوم عقلی و الهی را با پاسداری از جایگاه حکمت اسلامی در هم آمیخته بود. آیت‌الله‌ العظمی جوادی آملی در وصف ایشان فرمودند: او حکمت‌مدار، حکمت‌پژوه و جامع حکمت‌های مشاء، اشراق و حکمت متعالیه بود.

خداوند در بخش پایانی سوره فصلت (آیه ۵۳) می‌فرماید: «سَنُرِيهِمْ ءَايَاتِنَا فِى الْآفَاقِ وَفِىٓ أَنفُسِهِمْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُۥ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍ شَهِيدٌ». این آیه پیام بسیار بلندی دارد و تمام کسانی که در عرصه حکمت سرآمد بوده‌اند -از فارابی و شیخ‌الرئیس تاکنون - از این آیه بهره برده و «برهان صدیقین» را در ذیل آن معنا کرده‌اند.

پیام ارزشمندی که می‌توان از این کریمه دریافت این است که آیات آفاقی، چه با رویکرد الهیات طبیعی و چه با دیگر رویکردها، در تبیین «حق» و روشن ساختن این حقیقت که جهان مبدئی دارد، مسیری معرفتی است؛ «سَنُرِيهِمْ ءَايَاتِنَا فِى الآفاق وَفِىٓ أَنفُسِهِمْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ».

می‌توان طبیعت را شکافت و حقایق توحیدی را از دریچه خرد به سوی آسمانی سرشار از معرفت باز کرد. اما طریق دیگر، «آیات انفسی» است؛ عالم مثال و نفس، حد فاصل و واسطه‌ای بین عقل و طبیعت است که انسان می‌تواند از رهگذر آن و با شناخت آیات انفسی، خود را در جایگاهی رفیع ببیند و از حوزه تجرد محض مطلع شود.

آیات انفسی نیز این توان را دارند که «حق» را برای ما آشکار کنند، هرچند راه اساسی‌تر، تأمل در اصلِ هستی است: «أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُۥ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍ شَهِيدٌ» این کریمه بار معرفتی عظیمی دارد که بزرگان حکمت از دل آن برهان صدیقین را استخراج کرده‌اند.

نکته قابل توجه در این آیه این است که انسان می‌تواند هم از طریق آیات انفسی و آفاقی و هم از طریق تأمل در خودِ هستی به «حق» نائل شود؛ خواه از مسیر نگرش تجربی و نیمه‌تجربی باشد و خواه از طریق نگرش نیمه‌تجریدی و تجرید ناب. انواع این تقسیم‌بندی‌ها توسط آیت‌الله‌ العظمی جوادی آملی تبیین شده است.

شناخت حق از آفاق و انفس و علوم طبیعی 

مهم این است که حق برای ما آشکار شود؛ از این‌رو هر راهی که باشد، یعنی آیات انفسی و آفاقی را مدار شناخت خود قرار دهد. اگر انسان بتواند از این روش‌ها به حق برسد، به تعبیر استاد جوادی آملی در پیامشان برای استاد حشمت‌پور، این پیمایشِ صراط مستقیم است. اگر کسی هر سه طریق را طی کند، طوبی له و حسن مآب؛ اگر دو طریق را طی کند، هنیئاً له و اگر یک طریق را بپیماید، حسنه‌ای از حسنات را همراه دارد.

در حکمت متعالیه این اصل قرآنی جاری و ساری است و ملاصدرا از همه این طرق بهره برده است. هیچ‌گاه الهیات طبیعی، حجاب برای معرفت به حق نبوده؛ نه حکمت و نه عرفان هیچ‌کدام مانع دیگری برای رشد و تعالی نبوده‌اند. آنچه حوزه و دانشگاه باید به دنبال آن باشند، این است که از الهیات، حکمت، فلسفه، عرفان، قرآن و طبیعیات به معرفت برسند.

والد ما فرمودند که علامه طباطبایی فرموده‌اند عرفان، برهان و قرآن با هم مخالفتی ندارند و همین فرمایش را علامه حسن‌زاده نیز در قالب یک کتاب تحقیق کرده و به نگارش درآورده‌اند. بنابراین اختلاف بسیار چیز خوبی است، اما مخالفت بد است.

آنچه در مکتب حکمت متعالیه مشاهده می‌کنیم آن است که ملاصدرا این مکتب را در قرآن و تفسیر متجلی ساخته و خود را معرفی کرده است؛ او بهره کلامی، فلسفی و عرفانی را در ذیل آیات الهی به میدان آورده و به همه علوم شرافت بخشیده است. اینکه ۴۰۰ سال از این مکتب می‌گذرد و هر کسی بخواهد سخنی بگوید، از چارچوب این حکمت بیرون نیست، بی‌دلیل نیست. این حکمت پهناور مرهون این اندیشه است که: «حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ»؛ مهم این است که انسان به حق برسد.

هم‌افزایی علوم برای رسیدن به حق

ملاصدرا حکیم، عارف و متکلم بود و مهم، رسیدن به حق از هر یک از این راه‌ها است. او گاهی از منظر کلام، گاهی از منظر عرفان و گاهی از منظر فلسفه به حق می‌رسید. فلسفه، عرفان و کلام برای رسیدن به حق‌اند و ملاصدرا این مسیر را گشود، علوم را در کنار هم نشاند و میان آن‌ها هم‌افزایی ایجاد کرد و این همان مسیری است که استادان معاصر ما، مانند علامه و امام، در این چارچوب حرکت کردند.

ما باید از اختلاف استقبال کنیم، اما مخالفت را از حوزه و دانشگاه بیرون کنیم. نگذاریم علم کلام حجابی برای ترک کردن اهل عرفان و فلسفه شود. آنچه اقتضای امروز جامعه و شایسته و بایسته حوزه و دانشگاه است این است که سخن واحدی بگوییم: علوم هرگز با یکدیگر مخالفتی ندارند. از دانشگاه و حوزه نباید نغمه مخالفت و حجاب علمی نسبت به علم دیگر شنیده شود. ما باید در فضای توحیدیِ علوم، زیست شایسته داشته باشیم و بهره‌مند شویم.

البته اگر ما شواهد عرفانی و شهودی داریم، این به معنای دور شدن از عقل و فلسفه نیست. معرفت و حق را می‌توان به زبان کلام، فلسفه و عرفان مطرح کرد و باید عالمان و علوم را در کنار هم نشاند. امروز اگر کسی از کلام و فلسفه سخن بگوید، اما این سخن با قرآن آمیخته نباشد، هرگز پذیرفته نیست.

ملاصدرا با همه تحقیقات کلامی، حکمی و عرفانی خود، تلاش کرد علم واجب را در مرتبه ذات تبیین کند. او در بحث معاد، همه کتاب‌ها و محصولات اندیشه حکما، متکلمان و عرفا را مطالعه کرده و آن‌ها را به میدان آورده است. ممکن است کسی خرده بگیرد که این مسیر چگونه طی شده است؛ اما دلیلش این بود که او به این باور رسیده بود.

استاد آیت‌الله العظمی جوادی آملی در تمجید از شخصیت استاد حشمت‌پور فرمودند: «او یک حکیم الهی و حکمت‌مدار و حکمت‌پژوه بود.» ویژگی آن بزرگمرد این بود که توانست حکمت مشاء، اشراق و متعالیه را در کنار هم جمع کند.

همه کسانی که در حوزه‌های مختلف و این مکاتب سه‌گانه هستند، در متن صراط مستقیم‌اند. اگر کسی توانست هر سه را جمع کند، طوبی له و حسن مآب؛ اگر دو راه را پیمود، هنیئاً له و اگر یک راه را طی کرد، حسنه‌ای نیکو برای خود برداشته است. مرحوم حشمت‌پور همان‌طور که تعلق دنیوی نداشت، تعلق علمی هم نداشت؛ زیرا گرایش‌های فلسفی مشاء، اشراق و حکمت متعالیه ممکن است برای انسان حجاب شوند.

یادآوری می‌شود؛ استاد محمدحسین حشمت‌پور از با سابقه‌ترین مدرسان حکمت و فلسفه در ایران معاصر و عضو هیئت علمی گروه فلسفه اسلامی دانشگاه قم که مدتی به علت عارضه مغزی در یکی از بیمارستان‌های قم بستری بود، ۱۹ اردیبهشت ماه ۱۴۰۴ همزمان با سالروز میلاد امام رئوف به دیدار معبود شتافت.

انتهای پیام
خبرنگار:
علی فرج زاده
دبیر:
سلما آرام
captcha