یادداشت پیشرو درصدد بازشناسی منابعی است که شیخ کلینی در تدوین کافی از آنها بهره برد. این بازشناسی از آن رو مهم است که اصحاب امامیه همواره کتابهای خود را بر پایه کتب اولیه اصحاب مینوشتند و اساساً روش اصلی اعتبارسنجی حدیث نزد آنها، وجود آن حدیث در اصول اولیه اصحاب اهل بیت(ع) بوده است. بهدلیل گستردگی منابع کافی، فقط به مهمترین آنها اشاره خواهد شد. مشایخ کلینی را با توجه به ابتدای اسناد روایات او، در پنج گروه میتوان جای داد. در شمارههای پیشین، گروههای اول تا چهارم آنها که شامل مشایخ رازی و قم، بغداد و کوفه و سایر حوزهها بودند، بررسی شد و در یادداشت پیش رو، گروه پنجم و پایانی بررسی میشود.
این دسته از استادان کلینی، افرادی هستند که کمترین اطلاعات درباره آنها در منابع رجالی و تاریخی ثبت شده است و عبارتند از:
احمد بن مهران: مجموع احادیث او در اصول کافی، ۷۵ حدیث است. از این شمار، ۵۵ حدیث از محمد بن علی ابوسمینه و ۱۸ حدیث از عبدالعظیم حسنی نقل شده است. ابوسمینه خود از مؤلفان بود، اما به جرم غلو، احمد بن محمد بن عیسی اشعری او را از قم اخراج کرد.
بیشتر بخوانید:
ابوداوود: او از حسین بن سعید اهوازی، متوفا در قم بسیار روایت کرده و احتمالاً در قم میزیسته است. از وی در اصول کافی، ۲۰ حدیث موجود است که 19 مورد آن از حسین بن سعید اخذ شـده و احتمـال طریقبودن وی به کتاب حسین بن سعید را تقویت میکند.
مجموع روایات این گروه، ۹۵ حدیث و مؤلفان آن، سه نفر هستند.
این پژوهش نمایانگر آن است که مهمترین آثار مورد استفاده کلینی در حوزه حدیثی ری از ۱۰ مؤلف، در قـم از ۴۷ مؤلف، در عراق از ۱۳ مؤلف و در سایر حوزههایی که انتساب مؤلف به آن حوزه مشخص است، از چهار مؤلف است. همچنین، از تألیفات سه مؤلف نیـز اسـتفاده شـده کـه حوزه حدیثی آنها مشخص نیست. در این میان، کلینی آثـار برخـی از مؤلفـان را از حوزههای مختلف حدیثی دریافت کرده است. بنابراین، مجموع مهمتـرین مؤلفـانی کـه از کتب ایشان اخذ حدیث کرده، ۶۳ نفر هستند.
بررسیهای انجامشده نشان میدهد که کتابهای زیر را میتوان مهمترین منابع کلینی در تدوین اصول کافی شناخت: «اخبار القائم» از عَلان کلینی، «البشارات» از ابراهیم بن مهزیار، «خطب امیرالمؤمنین(ع)» از صالح بن ابیحماد، کتاب ابان بن عثمان، کتاب «التفسیر» از عبدالله بن صلت قمی، کتاب «التوحید» از محمد بن اسماعیل برمکی، کتاب «الصلاة» از حریز بن عبدالله سجستانی، «خطب امیرالمؤمنین(ع)» از مسعدة بن صدقه، کتاب «دیات» از علی بن رئاب، کتاب عبدالله بن عامر اشعری، کتاب عمار بن موسی ساباطی، کتاب «ما روی عن امیرالمؤمنین(ع)» از ابنعقده، کتاب «مبعث النبی(ص) و اخباره»، کتاب «نوادر الحکمة» از محمد بن احمد بن یحیی اشعری، کتاب «نوادر» از حسین بن محمد بن عامر، کتاب «وصیت و امامت» از علی بن رئابغ، «محاسن» از احمد بن محمد بن خالد، «نوادر» احمد بن هلال کرخی، نوادر حریز بن عبدالله سجستانی، «نوادر» از حسن بن موسی خشاب، «نوادر» از سهل بن زیاد، «نوادر» از صالح بن ابیحماد، «نوادر» از عبیدالله بن احمد بن نهیک و «نوادر» از محمد بن حسن شمون.
اعتبار والای کتاب اصول کافی نزد پیشینیان، چیزی جز بهرهگیری از همین کتابها نبوده است. به همین دلیل، این اثر نزد گذشتگان از جایگاهی بس رفیع برخوردار بود و به مرجعی برای نگاشتههای پس از خود تبدیل شده است.
انتهای پیام